باز این چه شورش است که در خلق عالم است
هشتم مرداد ماه را روز ادبیات آیننی و بزرگداشت محتشم کاشانی نام نهاده اند . شاید کسانی که به
ویژگی های شعر فارسی آشنایی نداشته باشند ؛ دچار تردید شوند که این چه نوع شعری است و
آیا این همان شعر تعلیمی نیست که چنین عنوانی را بر آن نهاده اند . باید پاسخ داد که ادبیات آیینی
را می توان به عنوان یکی از عوامل مهم تربیتی و انتقال دهنده ارزشها دانست .
شعر تعليمي، پيشينه اي کهن در ادب فارسي دارد و شعر آييني را يکي از گونه هاي آن است.

اين قسم از شعر در دهه هاي اخير از رونق بیشتری برخوردار بوده است و آن را
در ميراث ادبي گذشته فارسي با عنوان هايي همچون ادبيات ديني، ادبيات
مذهبی ؛ ادبیات مناسبتي و مانند اين ها مي شناسيم.
از این دیدگاه شعر آیینی شعری است که به نحوی موضوع مذهبی دارد ولی می توان با نگاه گسترده
تری به شعر آیینی نگریست. به عبارت دیگر می توان گفت همان طور که یک انسان مذهبی در تمام
ابعاد زندگی اش باید دستورات دینی را سر لوحه خود قرار داده و به آن ها عمل کند طبیعتا در مورد
سرودن شعر نیز باید همین دستور های دینی را رعایت کند و بر اساس این دیدگاه هر شعری که شاعر
بااین معیار بسراید شعر آیینی به شمار می آید. بنابراین شعر آیینی شعریست که موضوع آن به
نحوی با آموزهها و شخصیتهای دینی پیوند نا گسستنی دارد.
شعر آیینی و مذهبی، جایگاه ویژهای در میان مخاطبان دارد. شعر آیینی وصف حال تاریخ دین و
بزرگان دین است و نمونه آن را میتوانیم در اشعار عاشورایی جستوجو کنیم. مثل اشعار محتشم
کاشانی و آن ترکیب بند مشهور:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
شعر آیینی، بیانگر حزن و اندوه است. از دیرباز تاکنون، ایرانیان جزو ملتهایی بودهاند که در خلق
اشعار عارفانه آیینی، دستی توانا داشتهاند و دارند. یکی از اهداف سرودن اشعار آیینی در گذشته،
انتقال پیام و مفاهیم دینی به مردم بوده است .
شعر آیینی ترکیبی است از شعر و آیین؛ یعنی هم باید شاخصهها و ویژگیهای ممتاز یک شعر را در
آن ببینید، چه از نظر جذابیت تأثیرگذاری و چه از نظر ساخت و بافت منسجم. وقتی صحبت از آیین
میشود، یعنی باید نمادهای ارزشی و فرهنگی آیین که در اینجا به طور مشخص، د ین است، در آن
باشد. طبیعی است یک شعر موفق آیینی باید با کسب پشتوانههایی از درک درست تاریخی، ارزشها و
نگرشهای دینی همراه داشته باشد؛ و اگر فاقد این ویژگیها باشد، شعر آیینی موفقی عرضه نکردهایم.
این ترکیب بین شعر و آیین است، یعنی شعری که ترجمان و فرایند اندیشه و ارزشهای دینی است.
در مباحث ادبیِ امروز ، در قلمرو زبانی مان، هنگامی که شعر آیینی میگوییم مطلب ما تنها از نگاه
مضمون و درونمایۀ شعر است و کدام قالب ویژهیی را در بر نمیگیرد و در واقع هر شعری که به
گونهیی صبغۀ دینی داشته باشد و در آن آموزههای اسلامی بازتاب داده شده باشد، شعر آیینی است و از
این رو بیشترین برخ شعر فارسی دری را همین شعر آیینی تشکیل میدهد، زیرا آثار همۀ بزرگان
شعر فارسی دری سرشار از این گونه آموزهها و مفاهیم و رهنمودهای ارزشی میباشند. شعر نیایشی
وعرفانی، شعر اخلاقی و آموزشی و حتّا شعرهای مقاومت و بیدارگرانه و اجتماعی نیز در دایرۀ
بزرگ شعر آیینی قرار میگیرند.
در شعر امروز فارسی دری، شعر آیینی به عنوان یک مبحث و مدخل جداگانه مطرح است. آنچه که
شعر آیینی امروز را از شعر آیینی دیروز متمایز میسازد در کنار کاربرد شگردهای نوین شعر امروز
و نیز کاربرد قالبهای نو، همانا نوع نگاه متفاوت و آگاهانه و هدفمند شاعران امروز به
مضمونهای شعر آیینی است.
محتشم کاشانی نامآورترین شاعر مدیحهسرای شیعه
مُحتَشَم کاشانی شاعر پارسیگوی سدهٔ دهم هجری و همدوره با پادشاهی شاه طهماسب یکم صفوی
بود.
ترکیببند «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» معروفترین مرثیه برای
کشته شدگان واقعه کربلا در ادبیات فارسی است.
زندگینامه
کمالالدین علی محتشم کاشانی دارای لقب شمس الشعرای کاشانی شاعر ایرانی در آغاز سدۀ ده هجری
و هم دوره با پادشاهی شاه طهماسب صفوی در سال ۹۰۵ در کاشان متولد گردید .اوبیشتر دوران
زندگی خود را در این شهر گذراند و در همین شهر هم در ربیعالاول ۹۹۶ درگذشت و محل دفن او
بعدها مورد احترام مردم قرار گرفت. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی علوم دینی
و ادبی معمول زمان خود آموخت و اشعار شعرای قدیمی ایران را به دقت بررسی کرد.
اشعار وی در میان هواداران ادب فارسی جایگاه ویژهای دارد. شاعران بسیاری پس از محتشم تاکنون
از ترکیببند او در شعرها و نوحههایشان سود بردهاند.
محتشم کاشانی را می توان پدر مرثیه سرایی عاشورایی دانست.
معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز
در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام
«جلالیه» سبک شعر مُحتَشَم کاشانی
با اینکه عهد محتشم کاشانی با شروع سبک اصفهانی مشهور به سبک هندی هم دوره بوده است اما
در آثار او هیچ نمونه ای از این سبک دیده نمیشود.
او در دو رسالۀ نقل عشاق و جلالیه خود غزلهایی در سبک وقوع دارد و دیگر غزلیاتش به سبک
عبدالرحمن جامی، وحشی بافقی و بابا فغانی نزدیک است که با سبک عراقی به صورت تام و تمام
مرتبط است.
محتشم کاشانی در قصیده مانند قدیمیها از سبک خراسانی بهره برده است. ترکیب بند عاشورایی
محتشم نمونه مشخصی از سبک عراقی در زبان فارسی میباشد .
محتشم کاشانی در سرودن اشعار مذهبی و سختی های زندگی اهل بیت که آن زمان در نوع خود تازه و
جدید بود، توانست موفق عمل کند. پس از مدتی محتشم کاشانی تبدیل به یکی از بزرگترین شعرای
ایرانی شد که در سبک اشعار مذهبی و مصائب اهل بیت شیعه شعر می سرود. اشعار محتشم در
سراسر ایران شهرت خاصی پیدا کردند. به گونه ای که محتشم کاشانی را باید معروف ترین شاعر در
زمینه مرثیه سرایی در ایران نام برد. او برای نخستین بار توانست سبکی نو در سرودن اشعار مذهبی
ایجاد کند. اولین شعر مذهبی که محتشم سرود در سوگ و غم از دست دادن برادرش بود. او برای غم
هجر برادر ابیات بسیار زیبایی را سرود. بعد از آن شروع به سرودن مرثیه هایی برای واقعه جان گداز
کربلا، مصیبت نامه های مختلف و واقعه عاشورای حسینی کرد .
محتشم علاوه بر شعر، در زمینه نثر نیز توانایی داشته است. و این توانایی را در دو رسالۀ نقل عشاق
و جلالیه که رساله عشاق ترکیبی از نثر و نظم است نشان میدهد.
او در سرودن ماده تاریخ هم مهارت خوبی داشته است و در دیوان اشعار او میشود نمونه هایی از آن
را یافت. دیوان محتشم کاشانی شامل، قصیده ها، غزلها، مرثیهها، مدایح، رباعیات و مثنویات است.
که قسمت قصاید را جامع اللطایف و قسمت غزلیات را نقل عشاق نام گذاری کرده است
شیوه سخن
مضمونآفرینی و معنیآفرینی در شعر از عناصر اصلی در سرودن شعر است تا شعر زیبا و شیوا و
دلانگیز و رسا شود؛ و شاعرانی، آثارشان ماندگار باقی است که مضمونساز و معنیآفرین باشند.
محتشم هم توجه خاصی به این دو موضوع داشته که گهگاه با تأکید به آنان دستزده و بر آن اصرار
ورزیده است. وی میگوید اسب معنی را از میدان چنان حرکت دادن آسان نیست (یعنی ذهن نمیتواند
به این زودیها آثار خلاق و تازهای از خود منتشر کند) و او نیز جنباندن این اسب معنی را از طبع
اندیشهی خود میداند. و کمتر کسی میتواند از عهدهی این کار برآید.
نیست پرآسان به دعوی محتشم با طبعتر ••• توسن معنی ز میدانی چنان انگیختن
در اشعار محتشم به ابیاتی بر میخوریم که در آنها به نقادی جامعهی خود و مردم روزگار خویش
پرداخته است؛ که این خود لازمهی کار شاعر است، تا با نارواییها بستیزد و مردمفریبان را رسوا
کند و در طلب و تحقق آرمانها و ارزشهای انسانی بکوشد، چنین است که محتشم از نارواییهایی
که بر او و مردم شهرش پیش میآمده سخت نالیده است؛ زیرا شاعر که ملکالشعرای کاشان است، و
ارزش و اعتبار خویش را بیش از آنچه مردم روزگار برای او قایلند میپندارد و بر آن باور دارد و در
طلب جایی است که بر سنخش ارج نهند و وی را در صدر نشانند
در این بلا که منم با وجود ضعف، قوی ••• بجز جلای وطن نیست هیچ درمانم
محتشم در شعر و نثر پیرو استادان پیشین است و چنان است که میخواهد شیوهی شاعران پیش از
سدهی هشتم را در قصیدههای خود تجدید کند و اگرچه در بعضی از بیتها چنان که باید از عهدهی
این پیروی برنیامده ولی در بسیاری دیگر گامهای خود را به قدمهای استوار آنان نزدیک ساخته
است. بنابراین محتشم بیشتر به سبک و شیوهی دورهی بازگشت میل و اشتیاق داشته و در خلق
کردن بسیاری از آثار خود بدان توجه داشته است.
محتشم از مهم ترین شاعران مرثیه سرای مذهب شیعه به شمار می آید که از پیروان مکتب وقوع بود.
معروف ترین مرثیه )قسمت آغازین ترکیب بند معروف( او چنین است :
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بینفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهٔ کنار رسول خدا حسین…..الخ
نکته :لازم است بر این نکته انگشت تأکید گذاشت که محتشم، آثار دیگر با موضوع رثاییه در مرگ
عزیزانی دارد. ازجمله یکی در قالب ترکیب بند، در سوگ برادر از دست رفته اش است، برادری که
بسیار گرامی می دارد. از فحوای کلام مرثیه برمی آید، شاعر تمام توانایی روحی و زبانی و عاطفی
خود را صرف این سوگ سرود کرده است :
ستیزه گر فلکا از جفا و جور تو داد
نفاق پیشه سپهر از کینه ات فریاد
مرا ز ساغر بیداد شربتی دادی
که تا قیامتم از مرگ یاد خواهد داد
… چرا ز باغ من ای سرو بوستان رفتی
سر از پا فکندی و خود روان رفتی
در یگانه من از چه ساختی دریا
کنار من ز سر شک و خود از میان رفتی
برادر از فراق تو در جهان چه کنم
بدل چه سازم و با جان ناتوان چه کنم
نمونه غزلیات
دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
آن چنان فرخ شبی دیگر نمیبینم به خواب
بسته آتشپارهٔ من تیغ و من حیران که چون
بسته باشد در میان آتش سوزنده آب
خانهها در بادخواهد شد چه از دریای چشم
خیمهها بیرون زند خیل سرشگم چون حباب
تا قضا بازار حسنت گرم کرد از دست تو
آنقدر در آتش افتادم که افتاد از حساب
بحر اشک من که در طوفان دم از خون میزند
گر سحاب انگیز گردد خون ببارد از سحاب
ریت از هم پیکرم تا چند پی در پی مرا
ماه سیمائی چو سیماب افکند در اضطراب
«محتشم »مرغ دلم تا صید آن خونخواره شد
صد عقوبت دید چون گنجشک در چنگ عقاب
* ** ***
ای صبا درد من خسته به درمان برسان
یعنی از من بستان جان و به جانان برسان
نامه ذره به خورشید جهانآرا بر
تحفه مور به درگاه سلیمان برسان….
* ** **
این منم کز عصمت دل در دلت جا کردهام
این منم کز عشق پاک این رتبه پیدا کردهام
این منم کز پاکبازی چشم هجران دیده را
قابل نظاره آن روی زیبا کردهام
این منم کز عین قدرت دیده اغیار را
بی نصیب از توتیای خاک آن پا کردهام
این منم کز صیقل آئینه صدق و صفا
در رخت آثار مهر خود هویدا کردهام…..
آثار مُحتَشَم کاشانی
پس از مرگ محتشم شاگردش اشعار او را در شش کتاب جمع آوری کرد. این اشعار شامل قصاید،
غزلیات، رباعیات، قطعیات، ترکیب بندها و مثنویات محتشم بود
شبائیه ( مربوط به دوره جوانی شاعر)
• شیبیه ( مربوط به دوره پیری شاعر)
• معمیات
• ماده تاریخ ها
همچنین آثار منثور وی نیز عبارتند از :
• جلالیه
نقل عشاق
Recent Comments/نظرات اخیر