شب یلدا بلندترین شب سال ، شب اول برج جدی و شب چله بزرگ زمستان است. فرهنگ
معین یلدا را برگرفته از ریشه سریانی ( زبان مردم روزگار باستان سوریه ; کلده و آشور
ذکر می کند که به معنای ;میلاد; است . مهر پرستان آریایی، بدنیا آمدن خورشید را در
آن شب که ابتدای انقلاب زمستانی است،جشن می گرفتند. این کلمه در زبان مردم
اسکاندیناوی و شمال اروپا، با نام; یول; شهرت یافت و میلاد مسیح، مقارن آن قلمداد شد
. مردم ایران زمین آن را یلدا نامیدند . یلدا در ادبیات و عرفان فارسی تعابیر گوناگونی دارد

در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در
نیم‌کرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود. یلدا به زمان
بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین
روز زمستان) گفته می‌شود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و
همچنین انواع میوه‌ها و رایج‌تر از همه هندوانه را مهیا و دور هم صرف می‌کنند. پس از
صرف تناولات، قصه‌گویی پیرترها برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با
دیوان حافظ رایج است
حافظ را می گشائیم و بر دیوان خواجه شیراز تفالی می زنیم

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست

هرکه به میخانه رفت بی‌خبر آید     ( سیر عرفانی
معانی ابیات
تصمیم دارم چنانچه مقدور باشد، دست به کاری بزنم که غم و غصّه ام به-
پایان برسد
خلوتگاه دل عاشق، جای اندیشه ی این جهان و هر آنچه در آن است-
نیست.دل زمانی پاک و روشن می شود و ذکر حق در آن راه می یابد و جایگاه
فرشته می گردد، که دیو اندیشه های مادی و این جهانی و پلیدی ها از دل
بیرون رفته باشد
همنشینی و مصاحبت با فرمانروایان و صاحبان قدرت چون تاریکی شب یلدا-
ظلمانی است.از خورشید حقیقت روشنی به طلب؛ زیرا امید است که طلوع کند
ای انسان!تا کی می خواهی بر درگاه سلاطین و دنیاداران ناجوانمرد بنشینی-
به این امید که ارباب از بارگاه خود بیرون بیاید و در حق تو لطف و بخششی
بنماید؟ از آنها بیهوده انتظار داری که به یاری تو بیایند

درویشی و گدایی را ترک مکن، چه بسا صاحبدلی که او را باید جُست، در-
گذرگاهی با تو روبرو شود و از آنچه که او به تو می دهد -که آن ارشاد و
هدایت است -به گنجینه ی عشق و معرفت برسی
سرانجام انسان درستکار و انسان بدکار، کالای خود را در پیشگاه خداوند-
عرضه می کنند تا ببینیم در بارگاه الهی، عمل کدام یک مورد قبول و عنایت حق
قرار می گیرد و چه کسی سر بلند بیرون می آید؟ شاید انسان درستکار به سبب
ایمان ریاکارانه اش از درگاه حق رانده شود توبه ی انسان تبهکار و فاسق نزد
خدا پذیرفته شود و بخشوده گردد
ای بلبل عاشق!از خدا عمر طولانی طلب کن و آرزو کن که فرصتی در پیش-
باشد تا صبر کنی؛ زیرا سرانجام باغ و بوستان سرسبز و گل شکوفا می شود و
تو هم ساقه ی گل را در آغوش گرفته و آواز عاشقانه سر می دهی
اگر حافظ در سراچه ی این دنیای کوچک غفلت کند و بی خبر بماند، شگفت-
آور نیست؛ چراکه سرشت دنیا غفلت آمیز است، همچنانکه میخانه نیز هوشیاری
را می برد و مستی و بی خبری را به ارمغان می آورد
پبشینهٔ جشن
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان
میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌ کرده اند دراین باوریلدا ‎
تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است
این جشن در ماه پارسی اول «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان
بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود ،در حالی که شب، تاریکی و
سرما ،نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور
رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند
روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانه‌ای از
غلبهٔ تاریکی. شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم. می‌دانند
دربارهٔ آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان‌که در

اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان بازمی‌گردد. او که
از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری
خورشید پدیدار می‌شود
آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل
گرفته‌است و در اروپا به آئین میترائیان هم گفته می‌شود
محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل
بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه
تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت به ویژه کریسمس را در
خود نگاه داشته‌است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا
در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان
کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد
جشن یلدا در ایران امروز
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن وشب نشینی اعضای خانواده برگزارمی
‎شود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار
و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادین دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی،
فراوانی و شادکامی ‌هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، تاقل از کتاب حافظ مرسوم
است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می‌شود
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم
روز» مکرر می‌شود
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که نخستین
روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار میشد. از آن
جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد ؛پیوند آن با
خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از
نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرمی‌ جهان را فرا
می گیرد ۰

شب یلدا در ادبیات فارسی
در فرهنگ عاميانه‌ی مردم ایران، شب يلدا و شب چله، شب دوستی است. شب بار عام و
کارهای خيريه است. مردم ايران که اکثراً کشاورز يا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای
زمستان را بهانه ‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پايان رساندن يک سال زراعی
بدانند. ليکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، يلدا اغلب چهره‌ی تاريک و خشن شبی
طولانی است. شبی که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند. طولانی و تاريک بودن يلدا
استعاره‌ايست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهايی و انتظار وصال و گاه گيسوی سياه و بلند
يار
آری… تو نباشی گل من با شب یلدا چه کنم ؟
و حال چند بيتی در اين مضمون می‌خوانيم
سعدی
هنوز با همه دردم اميد درمان است
که آخری بود آخر شبان يلدا را

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلدائیست
حافظ
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور زخوشید خواه ، بو که برآید
ادیب صابر
روز فراق تو که نبینم جمال تو
با من حکایت شب یلدا کند همی
نعمت الله ولی

غنیمت دان حضور نعمت الله
که دشمن را شب یلداست امروز
اوحدی
شب هجرانت ای دلبر، شب يلدا است پنداری
رخت نوروز و ديدار تو عيد ماست پنداری

خاقانی
تو جان لطيفی و جهان جسم کثيف
تو شمع فروزنده و گيتی شب يلدا

عنصری
چون حلقه ربايند به نيزه، تو به نيزه
خال از رخ زنگی بربايی شب يلدا

منوچهری
نور رايش تيره‌ شب را روز نورانی کند
دود چشمش روز روشن را شب يلدا کند
ناصرخسرو
او بر دوشنبه و تو بر آدينه
تو ليل قدر داری و او يلدا
هم‌چنين ارتباط عيسی مسيح با اين شب در اشعار امير معزی و سنائی غزنوی مشهود
است

امير معزی
ايزد دادار ، مهر و کين تو گويی
از شب قدر آفريد و از شب يلدا
زان‌که به مهرت بود تقرب مومن
زان‌که به کينت بود تفاخر ترسا

سنائی غزنوی
به صاحب ‌دولتی پيوند اگر نامی همی جويی
که از يک چاکری عيسی چنان معروف شد يلدا

رباعی عبید زاکانی

ای لعل لبت به دل نوازی مشهور
وی روی خوشت به ترک تازی مشغول
بی زلف تو قصه‌ ای است ما را مشکل
همچون شب یلدا به درازی مشهور
قا آنی
بر من و باران شب یلدا گذشت
بس که زلف تو سخن رفت دوش
خواجوی کرمانی
تا در سر زلفش نکنی جان گرامی
پیش تو حدیث شب یلدا نتوان کرد

صائب تبریزی
می‌کند زلف دراز تو با دلهای حزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند
معزی نیشابوری
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فرروزانی و گیتی شب یلداست
فروغی بسطامی
شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد
وحشی بافقی
ما حال خویش را بی سرو بی پا نوشته‌ایم
روز فراق را شب یلدا نوشته‌ایم
فیض کاشانی
چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد
پروین اعتصامی
دور است کاروان سحر زینجا
شمعی بباید این شب یلدا را
هوشنگ ابتهاج شاعر معاصر
ای سایه، سحرخیزان دلواپس خورشیدند
زندان شب یلدا بگشاییم و بگریزیم
سیمین بهبهانی

…قسم به یلدای دیرپا
که صدهزاران هزارسال
دمیده خورشید لاله رنگ
زابنوسی درنگ او