دکتر گوهر نو – پژوهشگر

۱۳ مرداد ماه مصادف است با زاد روز محمدعلی فروغی ؛ فیلسوف ؛ روزنامه نگار ؛ تاریخ دان .

در این مقال برآنیم تنها از بعد خدمات فرهنگی و زبان و ادبیات فارسی بر زندگی محمد علی فروغی
نگاه کنیم و از دیدگاه سیاسی و اقداماتی که نموده ، این مهم را به زمان دیگری موکول می نماییم.
محمدعلی فروغی دردشتی ملقب به ذُکاءالمُلک، ملی‌گرا، تجددخواه، روشن‌ فکر، مترجم، ادیب و
سخن ‌شناس، ، تاریخ ‌دان، روزنامه‌ نگار، سیاست ‌مدار، دیپلمات، نمایندهٔ مجلس، وزیر و نخست ‌وزیر
ایران بود.
محمدعلی فروغی در ۱۲۵۴ هجری خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. پدر و نیاکانش بازرگان
بودند و ارباب خوانده می‌شدند. فروغی تحصیلات خود را از پنج سالگی آغاز کرد و ادبیات فارسی و
عربی را نزد پدر و آموزگاری به نام (مولانا ) فراگرفت. فروغی در ۱۲۶۸ وارد دارالفنون شد و چون
زبان ‌های خارجی به ‌ویژه فرانسه را خوب می ‌دانست به‌عنوان صاحب نظر مطالب را برای
هم ‌شاگردی‌های خود به پارسی برمی‌گرداند. در آغاز، در دارالفنون پزشکی و داروسازی آموخت،
ولی با دیدن ضعف کادر علمی یا کمبود امکانات پزشکی و ناهمگونی این رشته را رها کرد و با ذوقی
که داشت به فلسفه، ادبیات و تاریخ روی آورد.محمود فروغی، ضمن اشاره به یادداشت‌ های پدرش،
محمدعلی فروغی نقل می ‌کند: «دیدم که طب را به این ترتیب نمی ‌شد یاد گرفت: نه سالن تشریح داریم،
نه وسایل امروزی در اختیارمان هست.»
افزون بر دارالفنون او به مدرسهٔ صدر، مدرسهٔ مروی و مدرسهٔ سپهسالار نیز رفت و بر دانش خود در
فلسفهٔ مشا و اشراق افزود؛ هم‌زمان و با آموختن بیشتر زبان ‌های فرانسه و انگلیسی، با دیدگاه فیلسوفان
اروپایی نیز آشنا گردید. فروغی زندگی‌ نامه ‌های فلاسفه غرب را به پارسی برگرداند و این برگردان ‌ها
بعدها کتاب «سیر حکمت در اروپا »را شکل داد. فروغی هم‌ چنین شاگرد کمال‌الملک در نقاشی بود و
در برابر به وی زبان فرانسه می‌آموخت.
در سال ۱۳۱۲ ق، به استخدام دولت درآمد و مترجم زبان ‌های فرانسه و انگلیسی در وزارت انطباعات
شد. فروغی افزون بر این دو زبان روسی و عربی هم می‌دانست. او «که در ابتدا شغل مترجمی را با

اشتیاق پذیرفته بود، پس از مدتی آن را مناسب حال و هوای خویش نیافت؛ زیرا در دارالترجمه هیچ ‌گونه
وسیله‌ای وجود نداشت که بتواند عطش او را برای فهمیدن و به‌خصوص فهماندن سیراب کند».
محمدعلی فروغی پس از درگذشت پدرش (در سال ۱۳۲۵ ق/ ۱۲۸۶ ش) در ۳۲ سالگی به ریاست
مدرسهٔ علوم سیاسی برگزیده شد که رجال و دیپلمات ‌های زیادی را تربیت کرد و بعدها تبدیل به
دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران شد.
نخستین کتاب دربارهٔ فلسفه غرب (سیر حکمت در اروپا) به دست او نوشته شد. فروغی آثار بسیاری از
شعرای فارسی نظیر سعدی و حافظ و فردوسی را تصحیح کرد و فرهنگستان ایران را تأسیس نمود. وی
در کنگره هزاره فردوسی نیز شرکت داشت. علاوه بر این‌ها، فروغی آثار متعددی دربارهٔ تاریخ (به
ویژه تاریخ ایران باستان) به رشته تحریر درآورده است .
«فروغی در دوران دوم نخست ‌وزیری خود دست به یک سلسله فعالیت‌های فرهنگی زد. تأسیس
دانشگاه تهران، تأسیس فرهنگستان ایران، برگزاری جشن هزاره فردوسی با شرکت ده‌ها تن از
مستشرقان و ایران‌شناسان در مشهد… ، تشکیل انجمن آثار ملی برای احیاء فرهنگ ملی ایران به همت
او جامه عمل پوشید. تجدید ساختمان آرامگاه حافظ و تعمیر بنای سعدی از دیگر اقدامات فرهنگی او
است. ریاست فرهنگستان و انجمن آثار ملی در دوران نخست‌وزیری اش با [خود] او بود»
فروغی همچنین رئیس انجمن آثار ملی بود که با تلاش دانشمندان و رجال آن زمان، برای نگهداری از
آثار باستانی در آذر ۱۳۰۴ تأسیس شد. این انجمن «نخستین قدم را برای ساختن آرامگاه فردوسی در
توس برداشت و پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی، ساختن آرامگاه مذکور تعطیل شد و مجدداً در
سال ۱۳۲۳ شمسی دایر گردید… و به برگزاری جشن هزاره ابن‌ سینا و ساختمان آرامگاه وی، ساختمان
آرامگاه سعدی، نادر، خیام، و تعمیر آرامگاه عطار و…و انتشار یک سلسله کتب توفیق یافته ‌است.


فروغی و زبان پارسی

افزون بر تصحیح نبشته‌های کهن ادب پارسی، فروغی کتب زیادی را در رشته ‌های مختلف علوم انسانی
به پارسی برگرداند و در این راه بسیاری از واژگان پایه این علوم را خود برای نخستین بار در زبان
پارسی ساخت و برای آن ‌ها برابرهای شایسته‌ای یافت.
پس از کناره‌گیری از ریاست فرهنگستان، و در زمانی که احساس کرد فرهنگستان به بیراه می‌رود،
فروغی پیام من به فرهنگستان را نگاشت. «فروغی از جمله نخستین کسانِ انگشت ‌شماری است که
مشکلِ زبانِ نوشتاریِ فارسی را در برخورد با دنیایِ مدرن و خواسته‌هایِ زبانیِ آن فهمید و با دیدِ
روشن در پیِ چاره‌اندیشی برایِ آن بود.
فروغی در آذر ۱۳۱۵ در رساله پیام من به فرهنگستان از احساس خود به زبان فارسی می‌گوید و
می ‌نویسد :« که من به زبان فارسی دل ‌بستگی تمام دارم، زیرا گذشته از آنکه زبان خودم است و ادای
مراد خویش را به این زبان می ‌کنم، از لطایف آثار آن خوشی ‌های فراوان دیده‌ام. نظر دارم به این‌ که
زبان آینه فرهنگ قوم است و فرهنگ مایه ارجمندی و یکی از عوامل نیرومندی ملیت است. هر قومی

که فرهنگی شایسته اعتنا و توجه داشته باشد زنده و جاویدان است و اگر نداشته باشد نه سزاوار زندگانی
و بقاست و نه می ‌تواند باقی بماند. او می‌گوید، این عشق به زبان فارسی تا آن حد حاد و بیمارگونه نباید
باشد که موجبات مخدوش کردن زبان فارسی را فراهم آورد.»
فروغی دربارهٔ شعر فارسی نگاهی پیشرو دارد: «حال و طبیعت درین موارد (سرودن شعر) مقدم بر
قانون است و گاهی اختیار از دست خارج می‌شود.» او به نقل از پدرش دربارهٔ نیاز به دگرگونی در
شعر و نثر فارسی می‌نویسد: «در این عصر سبک شعر و انشا باید تغییر کند و قدری هم اهل این کار
باید به ادبیات فرنگی نظر کنند.»
یکی از آثار محمد علی فروغی که به آن اشاره نشده‌است دیوان اشعار اوست که مشحون از قصاید فاخر
و مطنطن (اغلب در مدح خاندان عصمت و طهارت و امامان شیعه؛ و.. ) و انواع دیگر شعر از جمله
مثنوی و غزل و ترکیب بند و قطعه و … است. دیوان شعر فروغی یک بار در زمان حیات وی چاپ
سنگی شده‌است و دیگر هم تجدید چاپ نشده‌است
در زمانی که موج مارکسیسم کشورهای جهان را درمی‌نوردید، فروغی مغلوب گفتمان غالب زمانه نشد
و تلاش کرد از پایه و با کمک کتب کلاسیک، جامعه ایران را با اساس فلسفه و علل مدرنیته در غرب
آشنا کند. کتابی که او در این باب تحت عنوان «سیر حکمت در اروپا» در سه جلد نوشت برای دهه‌ها
مرجع اصلی ایرانیان برای شناخت فلسفه غرب قرار گرفت و ترجمه‌ای که از کتاب دکارت تحت نام
«گفتار در روش» انجام داد هنوز با گذشت قریب یک قرن، یگانه باقی مانده است .
فروغی همچنین در همان حال که با نوشتن کتاب «سیر حکمت در اروپا» تلاش می‌کرد فلسفه غرب را
به ایرانیان بشناساند، بخشی از کتاب «قانون» ابن‌سینا را از عربی به فارسی برگرداند تا چهره علمی
ایران قدیم را به نمایش بگذارد و از خودباختگی هویتی در برابر فرهنگ غرب جلوگیری کند .

فروغی برای کاشتن ریشه ‌های هویت ایران مدرن در فرهنگ کهن کشور، با اشرافی که به ادبیات ایران
داشت خود دست به تهیه منابع اولیه برای استفاده عمومی زد. گلستان و بوستان سعدی به تصحیح
فروغی که در فاصله کمی پای خود را به خانه‌های بسیاری از ایرانیان باز کرد، از جمله نخستین کتب
ادبی تاریخ معاصر بود که به شیوه جدید تصحیح انتقادی متون قدیمی تهیه شده بود. تهیه‌ نسخه‌ای از
رباعیات خیام و همچنین نسخه‌ گزیده‌ای از شاهنامه فردوسی برای استفاده دانش‌آموزان که در بستر
مرگ نیز به کار آن اشتغال داشت از جمله همین تلاش‌های او بود. پروژه ترویج مولوی، فردوسی،
سعدی و حافظ به عنوان چهار شناسه فرهنگی ایران مدرن که در تمام آن سال‌ها دنبال کرد، حاصل دید
متجدد و علمی‌اش بود که با سال ‌ها غور و غوص در ادبیات کهن و معاشرت با بزرگترین پژوهشگران
ادب ایران همچون علامه قزوینی و بدیع‌الزمان فروزانفر درآمیخته بود. تسلط او بر زبان و ادب فارسی
به میزانی است که می‌ توان گفت وی ادیبی سیاستمدار بود، نه سیاستمداری ادیب.


نهادسازی فروغی برای هویت ایرانی: انجمن آثار ملی

هویتی که فروغی در پی آن بود برای تثبیت در باور جامعه ایرانی به نماد احتیاج داشت. با این حال ابنیه
تاریخی و قبور بزرگان فرهنگی ایران به حال خود رها شده‌ بودند. او در جایی از عالی ‌قاپو و
چهل‌ستون سخن می‌گوید که «زباله‌دانی» شده بودند، از قبر سعدی که تبدیل به «غمکده» شده و بنای
تخت جمشید که « آنچه از خرابی و تضییع به سر این بنای معظم بباید، آمده». از این رو وی در امتداد
تلاش‌هایش برای شکل دادن به هویت ایرانی معاصر، انجمن آثار ملی را در ۱۳۰۴ تاسیس کرد. او در
این انجمن جمعی از سرشناس ‌ترین چهره‌های فرهنگی و ادبی را گرد هم آورد تا به صورت نظام‌ مند
طرح شناسایی و بازسازی آثار تاریخی در سطح کشور پی بگیرند. مرمت و تجدید بنای شماری از
سرشناس ‌ترین بناهایی که امروز بخشی جدائی‌ناپذیر از شناسه فرهنگی ایران مدرن هستند، نظیر
آرامگاه فردوسی، حاصل آن ایده‌ها بود. در شرایط نبود بودجه کافی، هزینه ساخت آرامگاه فردوسی از
محل ‌هایی نظیر فروش بلیط‌های بخت‌آزمائی یا درآمد حاصل از کنسرت‌ قمرالملوک وزیری (که وی
آن را با افتخار اهدا کرده بود) تأمین شد. جشن هزارمین سال تولد فردوسی که با افتتاح آن بنا و حضور
مهم‌ترین چهره‌های ایران‌شناس همراه بود، فردوسی را به صورت رسمی از فرهنگ افواه و نقالان
قهوه ‌خانه‌ها بیرون کشید و با گره زدن آن به هویت ایرانی معاصر جایگاه آن را به عنوان شناسه
فرهنگی تثبیت کرد.


مرگ


محمدعلی فروغی در سن ۶۵ سالگی، در روز جمعه ۶ آذر ۱۳۲۱ بر اثر سکتهٔ قلبی در تهران
درگذشت و در آرامگاه خانوادگی در آرامگاه ابن بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد.
او پیشتر در یادداشت ‌های شخصی روزانهٔ خود نوشته بود: «فقط تأسفی که از مردن دارم از بابت همین
است که دلم می‌خواهد بدانم کار انسان به کجا می‌رسد.»


آثار

سعدی شیرازی
دوره مختصر از علم فیزیک
اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک
حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول
تاریخ مختصر ایران
تاریخ ایران قدیم
تاریخ ساسانیان
تاریخ ملل قدیمه مشرق (ترجمه)

تاریخ مختصر دولت قدیم روم
حکمت سقراط و افلاطون
اندیشه‌های دور و دراز
سیر حکمت در اروپا
خلاصه گفتار در روش به کاربردن عقل
پیام به فرهنگستان
آئین سخنوری یا فن خطابه
فن سماع طبیعی
تاریخ اسکندر کبیر
همچنین برخی متن ‌های فارسی را تصحیح و منتشر کرد:
کلیات سعدی
زبده دیوان حافظ
رباعیات خیام
خلاصه شاهنامه
مواعظ سعدی