«روزِ نو» در آیینه‌ی تاریخ و شعر فارسی

دکتر گوهر نو – پژوهشگر

نوروز، این واژه‌ی کوتاه و دلنشین، از دو بخش «نو» و «روز» ساخته شده است؛ یعنی «روز نو». اما در پس این دو کلمه‌ی ساده، جهانی از معنا، تاریخ و فرهنگ نهفته است. نوروز تنها آغاز تقویمی تازه نیست؛ بلکه نماد نوزایی طبیعت، تازگی اندیشه و امیدی دوباره در دل انسان است. گویی در لحظه‌ای که زمین به اعتدال بهاری می ‌رسد، جهان نیز نفسی تازه می ‌کشد و دفتر کهنه‌ی خویش را می‌بندد تا صفحه‌ای نو در برابر انسان بگشاید.

در ژرفای تاریخ ایران ‌زمین، نوروز همچون ستاره‌ای پایدار می‌درخشد. پیشینه‌ی این جشن به هزاران سال پیش بازمی‌گردد؛ زمانی که نیاکان ما با دقتی شگفت‌انگیز حرکت خورشید و گردش فصل‌ها را می‌نگریستند و لحظه‌ی اعتدال بهاری را آغاز سالی نو می‌دانستند. آنان دریافتند که بهار، فصل زایش و زندگی است؛ هنگامی که زمین از خواب زمستانی بیدار می ‌شود، چشمه‌ها می ‌جوشند، درختان جوانه می ‌زنند و دشت‌ها جامه‌ای سبز بر تن می ‌کنند. از همین رو، این دگرگونی بزرگ طبیعت را جشن گرفتند و آن را نوروز نامیدند.

در روایت‌های اسطوره‌ای ایران نیز نوروز جایگاهی ویژه دارد. در برخی داستان‌های کهن آمده است که جمشیدِ پیشدادی، شاه اسطوره‌ای ایران، هنگامی که جهان را سامان داد و روشنایی و آبادانی را گسترش بخشید، آن روز را «نوروز» نامید.  این روایت  نشان می ‌دهد که در ذهن ایرانیان، نوروز همواره با نظم، روشنایی و آغاز دوره‌ای نو همراه بوده است.

در دوران تاریخی نیز نوروز شکوه و اهمیت فراوان داشته است. در دوره هخامنشیان، آیین‌های باشکوه نوروزی در تخت جمشید برگزار می ‌شد. در نقش‌برجسته‌های آن کاخ باشکوه، مردمانی از سرزمین‌های گوناگون با هدایایی گرانبها به دربار می‌ آیند؛ گویی نوروز زمانی برای همبستگی ملت‌ها و تجدید دوستی‌ها بوده است. این جشن در دوره‌های اشکانی و ساسانی نیز ادامه یافت و پس از ورود اسلام به ایران نیز همچنان پایدار ماند؛ زیرا نوروز نه تنها یک رسم حکومتی، بلکه بخشی از هویت فرهنگی مردم بود.

اما اگر تاریخ، پیکر نوروز است، ادب فارسی روح و جان آن به شمار می ‌آید. شاعران فارسی‌زبان در طول قرن‌ها، بهار و نوروز را با زیباترین تصویرها ستوده‌اند و آن را نماد زندگی و امید دانسته‌اند.

حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسدار زبان و فرهنگ ایران، در شاهنامه بارها از بهار و جشن‌های ایرانی سخن گفته و شکوه آن را یادآور شده است. در نگاه او، بهار نشانه‌ی پیروزی زندگی بر سردی و خاموشی است؛ همان‌گونه که نور بر تاریکی چیره می‌شود.

سعدی شیرازی، شاعر حکمت و انسان‌دوستی، نیز بهار را زمانی برای شادی و آشتی دل‌ها می‌داند. او در یکی از سروده‌های خود می‌گوید:

 برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام  دوستان و بخت  پیروز

در این بیت، نسیم صبحگاهی بهار پیام ‌آور نوروز است؛ نسیمی که شادی و کامیابی را برای دوستان به ارمغان می ‌آورد.

حافظ شیرازی نیز با زبان شورانگیز خود، بهار را موسم رهایی و طراوت می ‌داند و می ‌سراید:

 ز  کوی   یار  می  ‌آید   نسیم    باد    نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

در نگاه حافظ، نسیم نوروزی تنها نسیمی طبیعی نیست؛ بلکه نیرویی است که می‌تواند چراغ دل را روشن کند و روح انسان را به شور و زندگی بازگرداند.

آیین‌های نوروزی نیز سرشار از معنا و نمادند. سفره‌ی هفت‌سین، که با سبزه، سیب، سمنو، سیر، سنجد، سماق و سرکه آراسته می‌شود، تصویری نمادین از آرزوهای انسان برای زندگی بهتر است. سبزه نشانه‌ی رویش و تازگی، سیب نماد زیبایی و سلامت، و سمنو نشانه‌ی برکت و فراوانی است. این سفره در حقیقت داستانی خاموش از امید و زندگی را روایت می‌کند.

خانه‌تکانی پیش از نوروز نیز تنها پاک کردن خانه نیست؛ بلکه نمادی از پاکی و نو شدن است. همان‌گونه که خانه از گرد و غبار پاک می‌شود، دل‌ها نیز باید از کینه و اندوه تهی گردد. دید و بازدیدهای نوروزی نیز جلوه‌ای از همین فرهنگ مهربانی است؛ زمانی برای دیدار عزیزان، برای آشتی و برای تازه کردن پیوندهای انسانی.

امروز نوروز از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و در سرزمین‌های گوناگون جشن گرفته می‌شود. میلیون‌ها انسان در نقاط مختلف جهان، با زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، این روز را گرامی می‌دارند. همین گستردگی نشان می‌دهد که نوروز تنها جشن یک ملت نیست؛ بلکه جشنی برای زندگی، امید و دوستی میان انسان‌هاست.

نوروز به ما یادآوری می‌کند که جهان همواره در حال نو شدن است. هیچ زمستانی پایدار نیست و پس از هر سردی، بهاری در راه است. همان‌گونه که طبیعت هر سال از نو می‌شکفد، انسان نیز می‌تواند دل و اندیشه‌ی خویش را تازه کند و راهی نو در پیش گیرد.

نوروز، در حقیقت سرود جاودانه‌ی زندگی است؛ سرودی که از دل تاریخ برمی ‌خیزد و در شعر، فرهنگ و زندگی مردم طنین می‌اندازد. این جشن کهن همچون پلی است میان گذشته و آینده؛ پلی که از خاطره‌های دور نیاکان آغاز می‌شود و تا فرداهای روشن ادامه می‌یابد.

اکنون که نسیم بهاری بار دیگر در کوچه‌ها و باغ‌ها می ‌وزد و زمین جامه‌ی سبز خود را بر تن می‌کند، دل‌ها نیز می‌توانند به روشنایی و امید سپرده شوند.

بهار یادآور این حقیقت است که هیچ زمستانی جاودانه نیست و پس از هر سردی و تاریکی، روشنایی و گرما فرا می‌رسد.

فرا رسیدن نوروز باستانی، این جشن بزرگ «روز نو»، بر همگان خجسته باد. امید که سال نو سرشار از تندرستی، آرامش، مهربانی و کامیابی باشد و جهان همچون باغی در بهار، آکنده از شکوفه‌های امید و دوستی گردد.