محمود مجاهد

در جهانی به سر می بریم که هیچ قانونی خارج از فعالیت ها و کنش گری های انسانی و اجتماعی و فرهنگی وجود ندارد.

دنیای معاصر با جنگ ها، بحران های اجتماعی، تغییرات اقتصادی و نابرابری های گسترده ای مواجه است که بنظر می آید قوانین دستخوش تغییرات می گردد و بر آشفتگی جامعه می افزاید !  جهان پر آشوب  است شبیه بازیهای علمی تخیلیِ دیجیتال! هنوز كشورها از شوك يك خبر بيرون نيامده‌اند كه رويداد ديگري از راه مي‌رسد و همگان را مبهوت خود مي‌كند. اينكه پيشرفت و توسعه خيره‌كننده ابزار ارتباطي يكي از عوامل اصلي سرعت حوادث و رويداد‌هاي جهان است و حداقل آنكه خبر وقايع با سرعتي باور نكردني به همه نقاط جهان مي ‌رسد و بازتاب‌ها هم با همين سرعت منتشر مي‌شوند .

قرن ها پیش انسان ها در جوامع گوناگون و در دوره های متفاوت تاریخی قوانینی را ابداع کرده اند تا به یک زندگی ارزشمند، خوب و خوش دست یابند و این گونه است که می توان گفت تمامی قوانینی که انسان ها تنظیم کرده اند ضرورت دارد که در خدمت آنان  قرار  گیرد.

زندگی در پناه قانون نه تنها به ایجاد نظم و امنیت در جامعه کمک می‌کند، بلکه تأثیرات عمیقی بر جنبه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی افراد نیز دارد. از دیدگاه جامعه‌شناسی، قانون به عنوان یک چارچوب مشترک، تعاملات اجتماعی را تنظیم می‌کند و احساس اعتماد و همبستگی را در میان افراد تقویت می‌نماید. از سوی دیگر، از منظر روان‌شناسی، زندگی در چارچوب قانون احساس اطمینان و آرامش را به همراه دارد، زیرا افراد می‌دانند که حقوقشان محفوظ است و در صورت نقض آن، می‌توانند از حمایت قانونی برخوردار شوند. در نتیجه، قانون نه تنها به عنوان یک ابزار کنترلی، بلکه به عنوان یک سازوکار حمایتی و ایجاد کننده آرامش نقش بسزایی در زندگی فردی و اجتماعی ایفا می ‌کند.

به طور کلی، قانون به عنوان ابزاری برای برقراری عدالت، حفظ نظم و امنیت، و ارتقای رفاه و پیشرفت جامعه عمل می‌کند .

زندگی آزاد در پناه عدل و در سایه نظم و قانون است . قانون است که امنیت به وجود می آورد .

قانون را برای انسان و جامعه می نویسند، پس ضرورت  دارد که در خدمت انسان و جامعه باشد تا سبب ارتقاء سطح زندگی شان بشود و اگر غیر از این باشد، عدمش به زِ وجود!!

مهمترین هدف قوانین بشری ایجاد فضای امنیت و آرامش برای شهروندان است.

 انسان امروزی به خوبی می داند مهمترین موهبتی که در پرتو رعایت قانون نصیب انسان می شود امنیت، رفاه و آسایش، احقاق حقوق و عدالت و جلوگیری از ظلم است. امروزه در جوامع موضوع امنیت را نوعی نعمت اجتماعی می پندارند. به گونه ای که امنیت نعمتی است که تمام حکومتها برای تحقق آن تلاش می کنند. امروزه جوامعی پیشرفته محسوب می شوند که بتوانند فضای امن تری را برای شهروندان خود فراهم کنند . در اقتصاد و معیشت ایمن باشد. نگران و مضطرب نباشند. ظلم و اجحاف از جامعه دور و عدل و احسان در آن جامعه جایگزین شود.  

 مولانا در این باره می ‌فرماید:

 این جهان کوه است و فعل ما ندا             سوی ما آید نداها را صدا

اعمال، افکار و کلام ما در جهان هستی منعکس می‌شود و در نهایت به سوی خودمان باز می‌گردد.

بر همین اساس است که در قانون تاثیر عنوان می‌شود که نقش ما در دنیای خودمان به قدری پر رنگ است که می‌توانیم در تمام جنبه‌های آن اثر و رد پای خود را مشاهده کنیم .

واقعیت مسلم و پذیرفته شده این است که قانون در جهان جدید ارتباط وثیقی با پدیده هایی چون دولت -ملت، شهروندی، حقوق شهروندی، جامعه مدنی، آزادی های مدنی، برابری اجتماعی، رفاه اجتماعی، کیفیت زندگی، همبستگی اجتماعی، نظم اجتماعی، توزیع عادلانه فرصت ها و امکانات، دسترسی آسان به خدمات و فرصت های اجتماعی و در نهایت استقرار جامعه ای نرمال  و سالم دارد.

جامعه ای که از آشفتگی های فراوان و همچنین آسیب ها و مسائل اجتماعی گوناگون رنج می برد یکی از دلائلش می تواند از یک سو، عدم ارتباط با  فقدان قوانین کارآمد و مفید و یا وجود قوانین ناکارآمد و غیرمفید باشد.!

نباید گمان کرد که وجود هر قانونی به ویژه قوانین زیاد (تورم قوانین) و بعضاً موازی و متضاد با یکدیگر از جمله ویژگی های ارزشمند یک جامعه محسوب می شود، بلکه چنین قوانینی از جمله بزرگ ترین موانع قوام بخشی به یک جامعه و سامان گرفتن امور (و خدمت انسان به جامعه) به حساب می آیند.

قوانین ما چه تاثیراتی روی موفقیت در زندگی مان خواهد داشت؟

نکته بسیار جالبی که در مورد قوانین ما انسان ها وجود دارد این است که آن ها در هر لحظه از زندگی بر روی عکس العمل های ما تاثیر می گذارند. البته همان طور که حتما تاکنون حدس زده اید، این قوانین به گونه ای کاملا اختیاری هستند. مانند بسیاری از عناصر سیستم اصلی که هدایت کننده ی زندگی ما هستند، قوانین ما هم به واسطه ی مجموعه ی درهمی از حوادث بیرونی شکل می گیرند. همان نظام پاداش و تنبیهی که ارزش های ما را شکل می دهند، بر روی قوانین ما نیز تاثیر می گذارند.

هر جامعه‌ای برای اینکه بتواند مردم خود را کنترل کرده و آن‌ها را از انجام امور ناپسند دور نگه دارد، به مجموعه‌ای از قوانین نیاز دارد. این قوانین اجازه انجام امور زشت را به مردم نخواهد داد و در حقیقت آن‌ها را از انجام آن باز خواهد داشت.

در حقیقت درست همزمان با ایجاد ارزش های جدید، باورهایی نیز در خود به وجود می آوریم که در ارتباط با نحوه ی دستیابی به این ارزش ها است و موجب رسیدن به موفقیت در زندگی می شود. با افزایش تعداد این قوانین، تمایل پیدا می کنیم تا قوانین گذشته مان را تعمیم دهیم و یا آن ها را حذف کنیم. گاهی اوقات قوانین ما در تضاد با یکدیگر هستند !

                 چو آدمی نباشد، تنها میان جمع / کاین جماعتی که منم دیر آشنای اوست

این بیت به نوعی به اهمیت حضور قانون و عدالت در جامعه اشاره می‌کند و نشان می‌ دهد که بدون این چارچوب‌ها، احساس امنیت و آشنایی کم‌رنگ می‌ گردد.

«صایب تبریزی» غزلی دارد که بی مناسبت نیست در پایان این مقال بدان اشاره کرد :

هر که باریک شد از فکر، توانایی یافت

هر که افتاد ز پا، پنجه گیرایی یافت

بی تعلق گذر از عالم (و) جاویدان باش

 هر که چون مهر بدر رفت مسیحایی یافت (کذا)

دیده مگشای که در بحر پر آشوب جهان

هر که  پوشید  نظر  گوهر   بینایی یافت ….                              

  این ابیات ؛ درباره شیوۀ زندگی و تجربیات انسان‌هاست. صایب بر این باور است که انسان‌هایی که از فکر و اندیشه باریک می‌شوند، به توانایی‌های زیادی دست می‌یابند. افرادی که در سختی‌ها و چالش‌ها قرار می‌گیرند، ممکن است قدرت و استقامت پیدا کنند. همچنین، توصیه می‌شود که بدون وابستگی به دنیا و مادیات، از زندگی بگذریم و مانند ستاره‌ای درخشان در آسمان باشیم.  صایب نیز  به این نکته اشاره می ‌کند که چشیدن زیبایی‌های زندگی و سعی در دریافت بینش درست، انسان را به بینایی و موفقیت می‌دهد.

هرگز چشمانت را به روی مشکلات و بی‌نظمی‌های جهان باز نکن، زیرا کسانی که با دقت و بصیرت به مسائل نگاه می‌کنند، به حقیقت و زیبایی‌های پنهانی دست پیدا می‌کنند.