محمود مجاهد

جوانی، بهار زندگی و فصل شکوفایی شور، خلاقیت، آرمان‌خواهی و انرژی است؛ فصلی که انسان در آن، جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که می‌تواند باشد، می‌بیند. جوان، چشم‌اندازی از آینده در ذهن دارد و همین نگاه آینده نگر است که او را به پرسشگری، نوآوری و تغییر فرامی‌خواند. جامعه‌ای که جوانان خود را تنها نیروی کار آینده بداند، در حقیقت بخش مهمی از سرمایه اجتماعی و فرهنگی خویش را نادیده گرفته است؛ زیرا جوانان نه فقط صاحبان فردای جامعه، بلکه سازندگان امروز آنند.

از منظر جامعه‌شناسی، هر جامعه مجموعه‌ای از روابط، ارزش‌ها، هنجارها، نهادها و کنش‌های متقابل انسانی است. هنگامی که در این ساختار، مسائلی چون بیکاری، فقر، اعتیاد، آسیب‌های خانوادگی، تبعیض، طلاق، انزوای اجتماعی، بحران هویت، کاهش سرمایه اجتماعی، آسیب‌های فضای مجازی و فاصله میان نسل‌ها پدیدار می ‌شود، حل آن‌ها تنها از مسیر نهادهای رسمی امکان‌پذیر نیست. جامعه برای عبور از این چالش‌ها به مشارکت همه گروه‌ها نیازمند است و در میان آنان، جوانان به سبب برخورداری از انرژی، انعطاف ‌پذیری، جسارت و توانایی سازگاری با شرایط جدید، جایگاهی ممتاز دارند.

یونسکو نیز بر اهمیت مشارکت معنادار جوانان تأکید می‌کند و آنان را صاحبان ایده‌ها و راه‌حل‌های خلاقانه برای چالش‌های اجتماعی می‌داند. در این نگاه، جوان نباید صرفاً دریافت‌کننده خدمات و سیاست‌های اجتماعی باشد؛ بلکه باید به عنوان شریک، تصمیم‌ساز و حتی رهبر بخشی از فرایند حل مسائل اجتماعی شناخته شود.

جوانی؛ سرمایه‌ای فراتر از سن

جوانی را نمی‌توان تنها با عدد و سن تعریف کرد. جوانی بیش از آنکه یک مقطع زمانی باشد، نوعی وضعیت ذهنی و اجتماعی است؛ وضعیتِ پرسیدن، تجربه کردن، آفریدن و دگرگون ساختن. جوان، غالباً در برابر جمله «همیشه همین‌طور بوده است» می‌ایستد و می‌پرسد: «چرا نباید طور دیگری باشد؟ !»

همین پرسش ساده، سرآغاز بسیاری از تحولات اجتماعی است.

جوانان به دلیل ارتباط گسترده با فناوری، رسانه‌ها و جریان‌های فکری جدید، بیش از بسیاری از نسل‌های پیشین با جهان پیرامون خود در ارتباط‌اند. آنان از تحولات علمی، فرهنگی و اجتماعی جهان آگاه می‌شوند و می‌توانند تجربه‌های جوامع مختلف را با نیازهای جامعه خود پیوند دهند. فضای دیجیتال نیز امکان تازه‌ای برای سازمان‌دهی اجتماعی، آموزش، آگاهی‌رسانی و ایجاد شبکه‌های داوطلبانه فراهم کرده است.

البته این ظرفیت، اگر با آموزش، سواد رسانه‌ای و مسئولیت‌پذیری همراه نباشد، می‌تواند آسیب‌پذیر نیز باشد. بنابراین مسئله اصلی تنها «حضور جوانان» نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که این حضور به مشارکت آگاهانه، اخلاقی و سازنده تبدیل شود.

جوانان و حل مسائل اجتماعی

نخستین نقش جوانان در حل مسائل اجتماعی، آگاهی‌بخشی است. بسیاری از آسیب‌های اجتماعی در سکوت رشد می‌کنند. هنگامی که مسئله‌ای به موضوع گفت‌وگو تبدیل می‌شود، امکان شناخت و درمان آن افزایش می‌یابد. جوانان می‌توانند با بهره‌گیری از رسانه، هنر، دانشگاه، شبکه‌های اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه، درباره موضوعاتی چون اعتیاد، خشونت، محیط زیست، سلامت اجتماعی، فقر و آسیب‌های فضای مجازی آگاهی عمومی ایجاد کنند.

دومین نقش، کنشگری اجتماعی است. جامعه سالم جامعه‌ای نیست که در آن هیچ مسئله‌ای وجود نداشته باشد؛ جامعه سالم جامعه‌ای است که شهروندانش در برابر مسائل بی‌تفاوت نباشند. جوان می‌تواند با تشکیل گروه‌های داوطلبانه، انجمن‌های دانشجویی، سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های محیط زیستی و فعالیت‌های محله‌محور، از تماشاگر بودن فاصله بگیرد و به کنشگر اجتماعی تبدیل شود.

سومین نقش جوانان، نوآوری و کارآفرینی اجتماعی است. بسیاری از مسائل اجتماعی راه‌حل‌هایی تازه می‌طلبند. ذهن جوان، به دلیل انعطاف و آمادگی برای تجربه روش‌های جدید، می‌تواند میان فناوری و نیازهای اجتماعی پیوند برقرار کند. یک ایده ساده در زمینه آموزش کودکان محروم، حمایت از سالمندان، حفظ محیط زیست، کاهش مصرف انرژی یا توانمندسازی افراد کم‌برخوردار، می‌تواند در صورت سازمان‌یافتن به یک حرکت اجتماعی مؤثر تبدیل شود.

چهارمین نقش، تقویت سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی بر اعتماد، همکاری، مشارکت و شبکه‌های ارتباطی استوار است. هنگامی که جوانان در فعالیت‌های جمعی شرکت می‌کنند، میان افراد پیوند ایجاد می‌شود و حس تعلق به جامعه افزایش می‌یابد. جوانی که برای پاکیزگی محله، کمک به یک خانواده نیازمند، آموزش یک کودک یا حفاظت از طبیعت وقت می‌گذارد، در حقیقت چیزی فراتر از یک خدمت فردی انجام می‌دهد؛ او در حال ساختن اعتماد و همبستگی اجتماعی است.

جوانان؛ پل میان سنت و تجدد

یکی از مهم‌ترین مسائل جوامع امروز، فاصله میان نسل‌هاست. نسل‌های مختلف، جهان را از زاویه‌های متفاوت می‌بینند. نسل گذشته بیشتر بر تجربه، سنت و حافظه تاریخی تکیه دارد و نسل جدید بیشتر با فناوری، سرعت تغییر و ارزش‌های نوین اجتماعی خو گرفته است.

جوانان می‌توانند در این میان نقش پلی ارتباطی ایفا کنند. آنان از یک سو با میراث فرهنگی و تجربه نسل‌های پیشین ارتباط دارند و از سوی دیگر با جهان جدید و فناوری‌های نوین آشنا هستند. اگر این دو سرمایه در کنار یکدیگر قرار گیرند، جامعه نه دچار گسست فرهنگی خواهد شد و نه در گذشته متوقف خواهد ماند.

فرهنگ نیز تنها مجموعه‌ای از آثار تاریخی و آیین‌های به‌جامانده از گذشته نیست؛ فرهنگ، شیوه زندگی و ارزش‌هایی است که هر نسل آن را دریافت می ‌کند، بازتفسیر می‌نماید و به نسل بعد می ‌سپارد. جوانان می‌توانند با استفاده از هنر، ادبیات، سینما، موسیقی و فناوری‌های دیجیتال، میراث فرهنگی را به زبان نسل جدید بازآفرینی کنند. از این منظر، جوان نه گسست‌دهنده سنت، بلکه می‌تواند حلقه پیوند میان گذشته، حال و آینده باشد.

یونسکو نیز بر نقش جوانان در حفظ و انتقال میراث فرهنگی، مشارکت در زندگی فرهنگی و بهره‌گیری از فرهنگ برای صلح، تنوع و توسعه پایدار تأکید کرده است.

از اعتراض به مسئله‌ گشایی

یکی از ویژگی‌های جوانی، روحیه اعتراض به وضع موجود است. این اعتراض اگر آگاهانه، اخلاقی و مسئولانه باشد، می‌تواند نیرویی سازنده برای اصلاح جامعه باشد. جامعه‌ای که هیچ صدای پرسشگری در آن شنیده نشود، ممکن است به سکون و ایستایی گرفتار شود.!

اما اعتراض، زمانی ارزش اجتماعی بیشتری پیدا می‌کند که از مرحله انتقاد عبور کرده و به مرحله ارائه راه ‌حل برسد.

جوان امروز باید بیاموزد که در برابر هر «نه»، یک «راه دیگر» نیز پیشنهاد کند؛ در برابر هر آسیب، راهی برای پیشگیری بجوید و در برابر هر مشکل، بخشی از مسئولیت حل آن را بر عهده گیرد. چنین نگاهی، جوان را از «منتقد جامعه» به «سازنده جامعه» تبدیل می‌کند.

در این مسیر، خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه و نهادهای فرهنگی وظیفه مهمی دارند. اگر جوان تنها به شنیدن توصیه دعوت شود اما فرصتی برای تصمیم‌گیری نداشته باشد، مشارکت او سطحی خواهد بود. مشارکت واقعی هنگامی شکل می‌گیرد که جوانان در شناسایی مسئله، طراحی راه‌حل، اجرای برنامه و ارزیابی نتایج نقش داشته باشند. گزارش جهانی یونسکو در سال ۲۰۲۶ نیز بر همین نکته تأکید دارد که دعوت از جوانان بدون فراهم کردن امکان اثرگذاری واقعی، نوعی مشارکت نمادین و ناکافی است.

جامعه‌ای که به جوانان اعتماد کند

اعتماد به جوانان به معنای واگذاری بی‌قیدوشرط امور به آنان نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصت تجربه، یادگیری و مسئولیت‌پذیری است. جوان برای تبدیل شدن به یک شهروند مؤثر، به آموزش، مهارت، فرصت و میدان عمل نیاز دارد.

اگر جامعه از جوان انتظار مسئولیت‌پذیری دارد، باید به او امکان مسئولیت دادن نیز بدهد. اگر از جوان انتظار خلاقیت دارد، باید فضای آزمون و خطا را برایش فراهم کند. اگر از او مشارکت اجتماعی می‌خواهد، باید صدای او را در تصمیم‌گیری‌ها بشنود.

به تعبیر دیگر، نمی‌توان از جوان خواست آینده را بسازد، اما همه درهای مشارکت در امروز را بر او بست.

نهادهای اجتماعی باید از نگاه «برای جوانان» به نگاه «با جوانان» حرکت کنند. جوانان نباید صرفاً موضوع برنامه‌ریزی باشند؛ باید در طراحی و اجرای برنامه‌ها نیز حضور داشته باشند. ایجاد شوراهای جوانان، حمایت از تشکل‌های داوطلبانه، آموزش مهارت‌های شهروندی، تقویت کارآفرینی اجتماعی، فراهم کردن فضاهای فرهنگی و حمایت از طرح‌های جوانان می‌تواند این مشارکت را از شعار به واقعیت تبدیل کند. نمونه‌هایی مانند شوراهای جوانان شهری نیز در سطح بین‌المللی به عنوان سازوکاری برای گفت‌وگوی مستمر جوانان با تصمیم‌گیران مورد توجه قرار گرفته‌اند.

جوان و مسئولیت ساختن آینده

جوانی سرمایه‌ای است که اگر به درستی هدایت شود، می‌تواند موتور محرک پیشرفت اجتماعی باشد و اگر نادیده گرفته شود، ممکن است به سرخوردگی، انزوا و بی‌اعتمادی بینجامد. جامعه باید میان «جوانی» و «مسئولیت» پیوند برقرار کند.

جوانی یعنی شور؛ اما شور بدون شعور ممکن است به هیجان زودگذر تبدیل شود.

جوانی یعنی انرژی؛ اما انرژی بدون هدف ممکن است پراکنده و بی‌ثمر شود.

جوانی یعنی خلاقیت؛ اما خلاقیت بدون فرصت، در ذهن خاموش می‌ماند.

جوانی یعنی آرمان‌خواهی؛ اما آرمان‌خواهی بدون دانش و برنامه، ممکن است به رؤیایی دور از واقعیت بدل شود.

بنابراین، رسالت جامعه آن است که شور جوانی را با خرد، انرژی را با هدف، خلاقیت را با دانش و آرمان‌خواهی را با مسئولیت اجتماعی پیوند دهد.

 در نهایت ؛ جامعه برای حل مسائل خود تنها به قوانین بیشتر و نهادهای رسمی‌تر نیاز ندارد؛ بیش از همه به انسان‌هایی نیاز دارد که نسبت به سرنوشت جامعه احساس مسئولیت کنند. جوانان می‌توانند چنین نیرویی باشند؛ نیرویی سرشار از امید، جسارت، خلاقیت و توانایی تغییر.

مسائل اجتماعی را نمی‌توان تنها با دستور و بخشنامه حل کرد؛ بسیاری از آن‌ها نیازمند تغییر نگرش، فرهنگ‌سازی، مشارکت مردمی و شکل‌گیری اعتماد اجتماعی‌اند. در این میدان، جوانان می‌توانند پیشگام باشند.

آینده جامعه در جایی دور از دسترس ما ساخته نمی‌شود؛ آینده در تصمیم‌های امروز ما شکل می‌گیرد و جوانان، بخش بزرگی از این «امروز» هستند. آنان تنها وارثان فردا نیستند؛ معماران امروز و سازندگان فردای جامعه‌اند.

اگر جامعه جوانان را باور کند، به آنان فرصت دهد، صدایشان را بشنود و آنان را در تصمیم‌گیری‌ها شریک سازد، نیرویی عظیم برای حل مسائل اجتماعی پدید خواهد آمد؛ نیرویی که از دل شور و آرمان‌خواهی جوانی، به سوی خرد جمعی، همبستگی اجتماعی و توسعه فرهنگی حرکت می‌کند.

و شاید زیباترین تعریف از جوانی همین باشد: توان دیدن پنجره‌ای در دیواری که دیگران تنها بن‌بست می‌بینند؛ و شجاعت گشودن آن پنجره به سوی آینده .