محسن دولّو کاریکاتوریست و طراح ایرانی و سردبیر مجله کاریکاتور در ۱۲۹۹ شمسی
متولد و در۵ دی ۱۳۷۶ در گذشته است .او نیز به پدر کاریکاتور نوین ایران مشهور
است.


اصطلاح کاریکاتور به معنای اغراق یا ساده کردن بیش از حد ویژگی های خاص هنگام
توصیف یک شخصیت و یا یک شی است.
کاریکاتور و کارتون را شاید بتوان یکی از شاخه‌های عمومی‌ هنر دانست که در ارتباط
بیشتری با مردم عادی قرار دارد و نسبت به شاخه‌ های دیگر در حوزه نقاشی و طراحی،
در مواجهه با مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه حساس تر بوده و دست به واکنش می ‌زند
محسن دولو با ترسیم کاریکاتور چهره نیکیتا خروشچف رهبر شوروی توانسته اولین جایزه
بین‌المللی در عرصه کاریکاتور را برای ایران از جشنواره مونترال کانادا در سال ۱۳۴۶
بدست بیاورد. دولو اولین بار در سال ۱۳۲۵ ضمیمه فکاهی مجله استقلال را به عنوان
سردبیر پذیرفت ولی این ضمیمه بیشتر از یک شماره منتشر نشد. در همان سال نشریه ‌ای
دیگر به نام مجله پیروزی که ضمیمه فکاهی آن با مسؤولیت محمد مرتضوی و سردبیری
آن با محسن دولو بوده، منتشر می ‌شود. دولو یک سال پس از کسب جایزه بین المللی
کاریکاتور در جشنواره مونترال کانادا، نشریه« کاریکاتور» را منتشر می ‌کند .


کاریکاتور مجله‌ای ایرانی به سردبیری محسن دولو بود که در ۶ مرداد ۱۳۴۷ شمسی
منتشر شد و تا سال ۱۳۵۷ به کارش ادامه داد. برخلاف مجلات مشابه که پیش از این مجله
بیشتر محتوایشان را نوشته شامل نثر و نظم و شوخی تشکیل می ‌داد، مجله کاریکاتور
بیشتر روی کارتون و کاریکاتور بنا شده بود. دولو خود در مورد شروع کار و فعالیتش در
مصاحبه ای که با سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران می کند ؛ می گوید :
(سوال در كدام مطبوعات فعاليت داشتيد؟
«..ـ تمام مطبوعات. اصلاً خودم يادم نيست. آن زمان شايد پنجاه تا صد تا روزنامه فقط در
تهران منتشر مي شد؛ چه مجله، چه هفتگي، چه روزنامه. اكثر هفتگي ها مثل «مرد
امروز» مثل … كه الان متأسفانه اسامي روزنامه ها يادم نيست صفحه اولشان به من

اختصاص داشت و بايستي كه من مي كشيدم. زير دفترم (مرحوم دهقان در لاله زار داده
بود) گوش تا گوش مي نشستند. اينجا مي ديديد آن مخالف است، آن يكي سيد ضيايي است،
آن توده اي است، آن يكي مدير فلان است ..»
«حالا با آن جو سياسي داغ كه آن زمان وجود داشت، اين سفارش هاي متفاوتي كه به شما
مي شد، شما دچار مشكل نمي شديد؟
ـ اصلاً و ابداً. من ايده ام براي خودم بود و نمي توانستم به شما يا كسي تحميل كنم. در عين
حال بايد من زندگي مي كردم و مي بايستي درآمدي داشته باشم. درآمد زندگي من از همين
ها بود، ولي رعايت امانت داري % ١٠٠مي شد.» ) .


آثار دولو از نگاه منتقدان


محسن دولو رنگ را در کاریکاتور ایران رایج کرد و جدی گرفت. سبک او در کاریکاتور
را می ‌توان اکسپرسیونیستی دانست. با اینکه آثار دولو از نظر تکنیکی جزو بهترین
کاریکاتورهای پیش از انقلاب محسوب می ‌شود ولی آثار وی به خاطر نزدیک بودن به
دولت وقت، محافظه کارانه بوده و از این رو مورد انتقادقرار گرفته است.


فعالیت در سینما


محسن دولو علاوه‌ بر كاریکاتور در زمينه‌های‌ نقاشی کلاسيک، تهيه پوستر براي‌ سينماها
و طراحی‌ و ساخت‌ دكور براي‌ تئاتر نیز فعاليت‌ می‌كرد. بسیاری از فیلم‌های ساخته شده
در اواخر دهه ۳۰ و دهه ۴۰ سینمای ایران امضای دولو را بر خود دارند. وی پس از
انتشار مجله کاریکاتور فعالیت خود را در عرصه طراحی پوستر محدود می ‌کند. آخرین
پوسترهای سینمایی وی در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند.
محسن دولو که پوستر فیلم‌های دهه سی و چهل را نقاشی می‌‌کرد، درباره سال‌های اولیه
پوسترسازی در ایران می‌‌گوید: “به خاطر دارم آن روزها هایک اجاقیان روی بوم‌های
کتانی برای سینماها پلاکارد می‌‌ساخت، او برای این کار از رنگ روغن استفاده می‌‌کرد.
کار اجاقیان تصویربرداری محض بود و میزانپاژ و صحنه ‌بندی در آفیش‌های سینمایی
هنوز باب نشده بود و…در شروع کار پلاکارد سازی از رنگ و روغن مات استفاده کردم.
رنگ و روغن مات فضای جالبی به وجود می ‌‌آورد، اما چون زود خشک می ‌‌شد، کار
کردن با آن بسیار دشوار بود”

به منظور آگاهی خوانندگان گرامی از هنر کاریکاتور در ذیل در باره چکونگی این هنر
نکته هایی را ذکر می کنیم :


کاریکاتور چیست ؟


در فرهنگ لغت نیز کلمه کاریکاتور هم به عنوان یک اسم و هم یک فعل تعریفی جداگانه
دارد. به عنوان یک اسم کاریکاتور به معنای توصیف و تقلید از یک شخص است:
نوعی نقاشی طنزآمیز که در آن طراحی برخی جزییات مبالغه می شود.
ترسیم کاریکاتور در هر شاخه و مضمونی که باشد یک هدف مشخص را دنبال می کند. این
هنر راهی است برای تقویت ماهیت اولیه یک فرد که نسخه جالبی از آنها را با استفاده از
جنبه های طنز ایجاد می کنند.
در این توصیف و تعریف برخی از ویژگی های چشم گیر بزرگتر یا کوچکتر از حد معمول
خود به منظور ایجاد یک اثر کمیک اغراق آمیز، نمایش داده خواهند شد.
اما اگر کاریکاتور را یک فعل در نظر بگیریم، این واژه به معنای ساختن یا ارائه یک
نمایش اغراق آمیز از یک شخص یا یک شی است.
در نتیجه می توان گفت کاریکاتور در واقع نوعی وسیله برای معرفی یا ارائه هنر است و
معمولا هم از این شاخه هنری در ادبیات و کارهای هنری استفاده می شود. به شخصی که
کاریکاتورها را می سازد نیز کاریکاتوریست گفته می شود.
درهنر کاریکاتور اعضای بدن و شکل ها به منظور ایجاد حس طنز و طعنه تغییر حالت
داده و در آن ها اغراق می شود. یک کاریکاتور خوب نه تنها در عین اغراق آمیز بودن
شباهت با موضوع اصلی را حفظ می کند، بلکه بخشی از ویژگی های شخصی و جوهره
ناملموس آن را نیز به تصویر می کشد .
در ادبیات نیز کاریکاتور با اغراق در شخصیت و رفتار سوژه های داستان و برجسته تر
کردن ظاهر افراد مورد استفاده قرار می گیرد. نویسندگان ادبی از این شیوه برای ایجاد یک
اثر طنز یا برای بیان یک نکته ظریف در مورد سیاست، اجتماع یا رفتار انسانی استفاده می
‌کنند.
در مواردی که از کاریکاتور به منظور برجسته ‌تر کردن کاستی‌های انسانی در آثار ادبی
استفاده می‌ شود، این نوع از کاریکاتور را می‌ توان نوعی طنز ادبی در نظر گرفت.

برای بررسی کاربردهای کاریکاتور باید به شاخه های مختلف آن توجه کرد و هر یک را
به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داد. در کل می توان هدف و کاربرد هنر کاریکاتور
را در برجسته سازی و افزایش توجه مخاطبان به یک موضوع یا سوژه بخصوص در نظر
گرفت.
در واقع این شیوه راهی است ساده تر که هنرمند می توان از طریق آن به سادگی و با
زبانی خود مانی تر با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.باید توجه داشت ؛اغراق در هنر
کاریکاتور یک اصل است.
یک طراح پرتره سعی می کند نتیجه کارش شبیه به موضوع طراحی باشد. هدف یک
کاریکاتوریست هم همین است با این تفاوت که با اضافه شدن عنصر اغراق به طرح، نتیجه
کار انتزاعی تر و منحصر به فرد تر می شود.
سطح اغراق در همه کاریکاتورها یکسان نیست. هنر کاریکاتور می تواند از طراحی پرتره
با درجه کمی از اغراق تا طراحی های پر از اعوجاج و تغییرات سنگین تناسب های چهره
و بدن را شامل شود.
یک کاریکاتور عالی از ویژگی های ظاهری موضوع عبور می کند و ویژگی های
ناملموس و ظریفی را که در آن فرد وجود دارد به تصویر می کشد. کاریکاتوری که این
ویژگی ها را به خوبی نمایش دهد نه تنها توسط بینندگان به سرعت شناسایی می شود، بلکه
بینندگان با آن ارتباط برقرار کرده و تحت تاثیر آن قرار می گیرند.
بسیاری از کاریکاتوریستهای اولیه، نقاشان زبردست روزگار خود بوده اند، براین اساس
این تصاویر در رده نقاشی های طنز آمیز قرار می گرفتند و تا مدتها به عنوان ژانر مستقلی
به نام کاریکاتور شناخته نمی شدند. با پیدایش چاپ و مطبوعات آنچه کاریکاتور را از
نقاشی دور کرد خاصیت تکثیر آن بود زیرا کاریکاتور هم مانند گرافیک در تکثیر شدن،
داشتن مخاطبینی با رده سنی مختلف و تاریخ مصرف دارای اشتراک در تعریف است. از
این روی شاید به این سئوال پاسخ داده شود که چرا برای مدتهای زیادی کاریکاتور را
معادل طنز گرافیکی یا طنز تصویری لقب داده اند. میشل راگون نویسنده و منتقد فرانسوی
در مقدمه کتابش واژه طنز تصویری را برای کاریکاتورهای بدون شرح انتخاب می کند. او
می نویسد: « بهترین کاریکاتوریست ها امروزه طنز خود را بیش از هرچیز با طراحی و
تنها به وسیله طراحی و بدون کمک گرفتن از زیرنویس یا با حداقل استفاده از آن عرضه
می دارند»