استفاده از ضرب المثل، تبدیل به یک عادت در زندگی روزمره ما ایرانیها شده است ؛
در طول روز این امکان وجود دارد که برای رویدادها، از ضربالمثل استفاده کنیم.
( کاسه داغ تر از آش ) از آن جمله است .
این مثل را در جایی گویند که شخصی برای اتمام کار غیری گرمتر از صاحب معامله
باشد و کنایه از امر محال [ است ] چه اگر آش را در کاسه کنند کاسه را گرمتر می تواند
کرد نه گرمتر از آش ، اما گرمتر بودن کاسه از آش خلاف واقع [ است ] .
در فرهنگ دهخدا چنین معنی شده است :
معنی ضرب المثل کاسه داغ تر از آش
کسی که در کاری از صاحب اصلی آن بیشتر جوش بزند.
بر سر خوان وصل مه رویان
کاسه از آش گرم تر ماییم .
- هر کس در انجام کاری بیشتر از ذی نفع وذی صلاح و مسئول دخالت وپافشاری کند
از باب تعریض وتمثیل گفته می شود : کاسه داغتر از آش است . قبلا دراینگونه
موارد اصطلاح دایه مهربانتراز مادر به کار برده می شد. - یعنی کسی که نقش خاصی در یک ماجرا ندارد، خودش را مهم تر از افراد اصلی
جلوه می دهد.
به کسی می گویند که در هر اتفاقی دخالت می کند در حالیکه به او هیچ ربطی
ندارد.
کاسه که خود به خود داغ نمی شود بلکه این آش داغی است که به سبب ریخته شدن در
کاسه باعث داغ شدن آن می شود تا جایی که خود کاسه از آش هم داغتر می شود. اینجا آش
نقش اصلی را ایفا می کند ولی کاسه که نقش کمرنگی دارد بیشتر خودنمایی می کند !
درواقع آش داغ را می توانیم به فردی تشبیه کنیم که مثل یک فرد بزرگی است که مشکلی
پیش آمده و داغ کرده و عصبانی شده است !
Recent Comments/نظرات اخیر