سینه ام پر درد بود .حوصله نداشتم . بدنبال همدردی می گشتم که مرا تسکین دهد و از
رنجی که می کشیدم رهایم سازد . درونم را بغضی فراگرفته بود . مستا صل بودم . دیوان
حافظ را گشودم و از خواجه شیراز یاری طلبیدم . ناگهان فریاد کشیدم جستم . جستم …
لسان الغیب ” حافظ بزرگ قرنها پیش از غوغای زمانه شکایت نموده و فریادی شکوه
آمیز کشیده بود, واینک مشاهده می کنیم در قرن ما هم شورو غوغا به اوج رسیده است .
ا ین چه شوریست که در دور قمر می بینم / همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم…
هر کسی روز بهی می طلبد از ایام / علت آن است که هر روز بدتر می بینم
شور وغوغا وفتنه درروزگار ما هم – در سراسر گیتی – عنان و اختیار را از آدمیان ربوده
است این چه غوغاایست که تمام دنیا را فرا گرفته است هر لحظه خبری انتشار می یابد و ما
را هیجان زده می کند و شور و شعف را از ما می گیرد !.
حوادث دنیا بی شمار است و ما باید از آن گذر کنیم . زندگی پر از سختی و فراز و نشیب
است . در طول سفر – زندگی -از دره ها و کوه ها، رودها و جاده های تاریک و ناامن باید
گذرکنیم، در طول زندگی ما بارها دچار خشم، غضب، نفرت، قهر، ناامیدی و دلتنگی یا
احساسات منفی دیگرمواجه می شویم. بروز این احساسات کاملا طبیعی است ولی مشکل
وقتی شروع می شود که دردها مدت ها پس از وقوع حادثه همچنان باقی می مانند و حالت
خود خوری و غصه خوری به وجو د می آورند که من آن را مرگ تدریجی یا شکنجه روانی
می خوانم. ما معمولا تحمل درد و عذاب کشیدن را ناشی از یک عامل مشخص خارجی که بر
زندگی ما حادث شده است می دانیم. مثل درد ناشی از فقدان عزیز از دست رفته، یادرد ناشی
از تحمل زور و ظلم، درد ناشی از بی عدالتی و …حوادث روزمره ای هست که در جای
جای هر گستره ای از زمین قابل رویت است. اما باید به حوادث گذشته فکر کنید تا ببیند هیچ
درد و رنجی همیشگی نیست و «زمان » رفو گر همه ی درد ها و زخم ها می شود.!
چه باید کرد ؟
به منظور آنکه بتوانیم با حوادث روبرو شویم می بایست سبک و شیوه زندگی سالمی را
انتخاب کنیم . سبک زندگی برای پیشرفت و رسیدن به موفقیت . باید روش زندگی خود را
تغییر داده و از الگوهای بهتری پیروی کنیم. بدون شک هر کسی به یک روش زندگی می کند .
در واقع سبک زندگی هر فرد، به عوامل زیادی گره خورده است . سبک زندگی را فرهنگ
آکسفورد، «راههای گوناگون زندگی فرد یا گروه» میداند. سبکهای زندگی مجموعهای
از طرز تلقیها، ارزشها، شیوههای رفتار، حالتها و سلیقهها در هر چیزی را در
برمیگیرد.
آلفرد آدلر و همکاران او متوجه شده بودند که این موارد، بنیان سبک زندگی افراد یک جامعه
را تشکیل میدهند:
- وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده
- وضعیت ظاهری و جسمانی فرد
- دیدگاه یا نوع نگرش والدین به جنبه های مختلف زندگی
- جنسیت فرد
اما ماکس وبر بیش از آنکه نگاه فردی به سبک زندگی داشته باشد، آن را به عنوان ویژگی
مشترک گروههای اجتماعی میبیند.
او میگوید وقتی شیوهٔ تصمیمگیری گروههای مختلف اجتماعی را در مورد
«مصرف» بررسی میکنید، میبینید که در طول زمان، تفاوتهای ثابت و
مشخصی بین این گروهها وجود دارد.
از دگر سو سبک زندگی شامل الگوهای رفتاری (مثل ورزش کردن) و همچنین، الگوهای
فکری (مثل تفکر خودبرتر بینی) است.اما ماکس وبر بیش از آن که نگاه فردی به سبک
زندگی داشته باشد، آن را به عنوان ویژگی مشترک گروههای اجتماعی میبیند.
اگر جهان را مکانی وحشتناک، تاریک و غم انگیز بدانید، به همین ترتیب زندگی اندوهناکی
هم خواهید داشت . خیام دانشمند وطن عزیزمان می گوید :
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت بتو خود نیامدی از دگران
فرصت را غنیمت دان .خیام هشدار میدهد که برخیز،هشیارباش و زندگی رابیهوده
مگذران که این دنیای دائم در حال گذر است.فکر کن .بیهوده در اندیشه روزگار از دست
رفته مباش که سودی در پی ندارد.بهر حال خیام بي وفايي و بي اعتباري دنيا و دعوت به
شادي و شادمانی است.
می گویند :«روزي بهلول ديوانه به نزديك هارون الرشید درآمد . او را متفكر ديد . گفت:
موجب چيست؟ گفت: تفكر بي وفايي دنيا مي كنم . گفت : تو را اين فكر نمي بايد كرد اگر
جهان را وفايي بودي هرگز پادشاهي به تو نرسیدی »
کوتاه سخن آنکه : زندگی مملو از حوادث است . باید نهراسید و با آن مقابله کرد .
Recent Comments/نظرات اخیر