اثری از پروین اعتصامی شاعر معاصر

پروین اعتصامی یکی از شاعران  نامدار و برجسته ایران است . شاعری که توانست در بسیاری از قالبهای شعری اشعاری ماندگار از خود به جای بگذارد مناظره های دلنشین او از بهترین اشعار فارسی است . کمتر کسی را می توان یافت که با شنیدن نام پروین به یاد مناظره های جذابش  نیفتد. 

                     آیین آینه

  پروین در این قطعه ؛ دربارهٔ دغدغه‌های انسانی و مشکلات زندگی  سخن می گوید  گوینده به آیینه می ‌گوید که زمانه ما را رنجور و بدبخت کرده، اما خوشبخت کسی است که بخت نیکو دارد. او همچنان اشاره می ‌کند که زیبایی ظاهری و عیب‌ جویی از دیگران به هیچ وجه به معنای شادی و سروری نیست، بلکه واقعیات زندگی در رویارویی با مشکلات نمایان می ‌شود. در ادامه،  پروین اهمیت صداقت و راستگویی را در دوستی‌ها به تصویر می ‌کشد و نسبت به افرادی که عیوب را به پنهانی می‌گویند ؛هشدار می‌دهد. او به این نکته اشاره می ‌کند که تنها دوستی‌های واقعی و یکدل ارزشمند هستند و آرزوی یافتن چنین دوستی‌هایی همواره وجود دارد. در نهایت، تأکید بر این است که تنها افراد راستگو و درستکار سزاوار دوست داشتن هستند. واینک شعر او:

                         آیین آینه

وقت  سحر، به  آینه‌ ای   گفت  شانه ‌ای :

کاوخ! فلک چه کجرو و گیتی چه تندخوست

ما را زمانه رنجکش و تیره روز کرد

خرّم کسی که همچو تواش طالعی نکوست

هرگز تو بار زحمت مَردم نمی‌کشی

ما شانه می‌کشیم به هرجا که تارِ موست

از تیرگی و پیچ و خم راه‌های ما

در تاب و حلقه و سر هر زلف گفتگوست

با آن‌که ما جفای بتان بیشتر بریم

مشتاق روی توست هرآنکس که خوبروست

گفتا هرآن که عیب کسی در قفا شمرد

هرچند دل فریبد و رو خوش کند عدوست

در پیش روی خلق به ما جا دهند از انک

ما را هرآنچه از بَد و نیک است روبروست

خاری به طعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ؟

خندید گل که هرچه مرا هست رنگ و بوست

چون شانه، عیبِ خلق مکن موبه‌مو عیان

در پشت سر نهند کسی را که عیب‌جوست

زآن‌کس که نام خلق بگفتار زشت کشت

دوری گزین که از همه بدنام‌تر هموست

ز انگشت آز، دامن تقوا سیه مکن

این جامه چون درید، نه شایسته‌ی رفوست

از مهر دوستان ریاکار خوش‌تر است

دشنام دشمنی که چو آیینه راستگوست

آن کیمیا که می‌طلبی، یار یکدل است

دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست

(پروین)! نشان دوست درستی و راستی است

هرگز نیازموده، کسی را مدار دوست .