مردم جهان به استقبال سال نو میلادی می رفتند و غرق در شعف و شادمانی بودند که دو
خبر تاسف بار و وحشتناک عیش آنان را منقص کرد و با خانواده های آسیب دیده شریک
شدند . این دو حادثه که اندوه فراوانی را به دنبال داشت براثر کشته شدن عده ای حادث
گردید و لبخند را بر لبان خشک نمود.
«پلیس فدرال آمریکا، اف‌ بی‌آی، روز پنجشنبه ۱۳ دی اعلام کرد: شمس‌الدین جبار،
کهنه‌کار سرباز ارتش ایالات متحده، که با وانت خود جمعیت را در نیواورلئان زیر گرفت،
۱۵ تن را کشت و بیش از ۳۰ تن را زخمی کرد. »
«مهاجم شمس‌الدین جبار، شهروند ۴۲ ساله آمریکایی اهل ایالت تگزاس‌ که دوره نظامی
خود را افغانستان گذرانده بود، در حمله‌ای که از سوی اف‌بی‌آی، تروریستی دانسته شده
است، بامداد چهارشنبه ۱۲ دی، پس از زیر گرفتن جمعیت در «فرنچ کوارتر» شهر
نیواورلئان، از وانت خود پیاده شد و اقدام به تیراندازی کرد و سرانجام کشته شد . »
«قربانیان حمله نیواورلئان شامل مادر یک کودک ۴ ساله بود که به تازگی پس از ارتقای
شغلی به آپارتمان جدیدی در این شهر نقل مکان کرده بود. یک کارمند مالی از نیویورک،
یک دانش‌آموز ورزشکار که برای تعطیلات به خانه آمده بود و فرد ۱۸ ساله‌ای از منطقه
می‌سی‌سی‌پی که می‌خواست پرستار شود نیز جان خود را در این حمله از دست دادند»
رهبران جهان این حمله تروریستی را « نفرت انگیز » و « وحشتناک » خواندند
ساعاتی بعد از این حمله، یک سایبرتراک ساخت شرکت تسلا در مقابل هتل بین‌المللی
ترامپ در لاس‌وگاس منفجر شد که دست‌کم یک کشته و هفت زخمی بر جای گذاشت
بر طبق گزارش ان‌بی‌سی، انفجار لاس‌وگاس به‌عنوان یک حمله تروریستی احتمالی در
دست بررسی است.
هر دوی این حوادث تنها چند ساعت پس از آغاز سال نوی میلادی رخ دادند و..

دنیای بدی است ؛تعدادی جنایتکار ؛ تبهکار و نادان ناشناخته در میان مردم زندگی می کنند
که هویتشان مشخص نیست و بر علیه باورها و شیوه و اعتقادات مردم روزگار دست به
عملیاتی می زنند که نه نتها به مردم دنیا لطمه می زنند بلکه خانواده خود را هم نابود می
کنند! خانواده آنها نیز باید به صورت انزوا زندگی کنند و فرزندان آنها باید ناشناخته و دور
از هویت خود بسر برند . زیرا کاری که پدران یا مادران جانی آنها انجام داده اند تبه کاری
و دوری از انسانیت است .این گونه حملات که بر شیوه زندگی مردم عادی صورت می
گیرد چه پیامی جز وحشیگری ؛ تبهکاری و بی رحمی دارد ؟انگیزه آنان از کجا سر چشمه
می گیرد ؟
این افراد منحط چه «باورهایی »دارند و چه سازمانی آنها را شستشوی مغزی می دهند ؟
که یک فرد سالم راتبدیل به یک فرد جانی و آدم کش می کند ؟
به پژوهشی در این مورد بپردازیم و ببینیم شستشوی مغزی چیست ؟
« شستشوی مغزی به این معناست که تحت شرایط خاص، فرد ناخودآگاه وادار به تبعیت از
اندیشه یا خواسته‌های افراد دیگر می شود و تغییرات عمده ‌ای در باورها و در نتیجه در
رفتارهای او به وجود می آید.»
شستشوی مغزی همچنین به عنوان کنترل ذهن، روان‌کشی، اقناع اجباری ، کنترل فکر،
اصلاح فکر و آموزش مجدد شناخته می‌شود.مفهومی است که می ‌تواند ذهن انسان را با
استفاده از برخی تکنیک‌های روانشناختی تغییر بدهد یا کنترل کند. گفته می ‌شود که
شستشوی مغزی توانایی فرد در تفکر انتقادی یا مستقل را کاهش می ‌دهد، اجازه می ‌دهد
افکار و ایده‌های جدید و ناخواسته را در ذهن او وارد کند و همچنین نگرش‌ها، ارزش‌ها
و اعتقادات فرد را تغییر دهد !
اصطلاح «شستشوی مغزی» را برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ ادوارد هانتر برای
توصیف چگونگی پدید آمدن دولت چین برای همکاری مردم با آنها استفاده کرد. تحقیقات در
مورد این مفهوم همچنین در مورد آلمان نازی، برخی از پرونده‌های جنایی در ایالات متحده
و اقدامات قاچاقچیان انسان بررسی شده‌است. هانتر به چیزی اشاره می نمود که ادعا می
کرد خطری ترسناک و فزاینده است و یک تغییر عمیق است. او شکلی از مداخله روانی را
توصیف کرد که توسط برخی از کشورهای دشمن در حال تکمیل شدن بود. این یک حمله
واقعی به ذهن مردم بود. شرایط تاریخی جدیدی که برای اداره ذهن به وجود آمده است. یک
روش ترکیبی مرگبار جدید از ایدئولوژی، فناوری، پزشکی و علوم روانشناسی که واقعیت
اجتماعی را در برخی مکان های خارجی تغییر می دهد.

کاتلین تیلور، متخصص مغز و اعصاب و فیزیولوژیست در کتاب علمی محبوب ۲۰۰۴
خود، شستشوی مغزی: علم کنترل فکر، تاریخ نظریه‌های کنترل ذهن و همچنین حوادث
قابل توجه را مرور کرد. وی در این مقاله نوشت که افراد تحت تأثیر شستشوی مغزی
ممکن است مسیرهای عصبی سخت تری داشته باشند و این می‌تواند تجدیدنظر در
موقعیت‌ها یا بعداً سازماندهی مجدد این مسیرها را دشوار کند.
در رمان دیستوپیک جورج اورول ۱۹۸۴، شخصیت اصلی در معرض زندان، انزوا و
شکنجه است تا افکار و احساسات خود را مطابق با خواسته‌های حاکمان جامعه توتالیتر
آینده داستانی اورول قرار دهد. چشم‌انداز اورول بر هانتر تأثیر گذاشت و هنوز هم در
درک عمومی مفهوم شستشوی مغزی منعکس شده‌است.
در دهه ۱۹۵۰ برخی از فیلم‌های آمریکایی ساخته شدند که شامل شستشوی مغزی اسیران
بودند.

در دنیای امروزی انسانها تحت تاثیر انواع تبلیغات و رسانه ها و ایدئولوژی هایی هستند که
هدف آنها کنترل تفکر و جهت دهی به افکار و رفتار افراد در جهت منافع خود است. این
روند نشان می‌دهد که کنترل و دستکاری فکر و اندیشه چگونه در اطراف مااز تبلیغات و
تلویزیون گرفته تا سیاست و آموزش و … ادامه دارد. درواقع انسان از طرق مختلف
درمعرض شستشوی مغزی قرار می گیرد تا او را به سمت و سوی خاصی سوق دهند.!؟
شرکتهای تبلیغاتی و رسانه های مختلف، سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار خرج می ‌کنند فقط
برای شستشوی مغزی مخاطبین خود. کاری که آنها سعی در انجامش دارند این است که
بخشی از الگوی روزانه زندگی شما شوند و باورهای شما را در دست بگیرند تا بتوانند بر
روی تصمیماتی که می‌ گیرید تاثیر گذار باشند. آنگاه کالای خود را به شما بفروشند.
اما گاهی شستشوی مغزی بسیار فراتر از اینها می رود و بحث كنترل ذهن به نحو افراطي
خود به عمیق ترین لایه های باورها و اعتقادات افراد رسوخ می کند.
برای مثال :
بعضی فرقه‌ها مثل داعش و …از تکنیک‌های خاصی برای مغزشویی یا مجاب‌ سازی
استفاده می ‌کنند. آنها اعتقاداتی را به مخاطبین خود منتقل می ‌کنند و رفتارهایی از آنها سر
می ‌زند که عادی نیست و غیر عادی است. این غیر عادی بودن می ‌تواند در قالب یک
ناهنجاری بروز کند و نمونه های آن را در حوادث گوناگون مشاهده می کنیم . در حقيقت،

پروژه شستشوي مغزي را مي ‌توان خاموش كردن مغز ؛ شعور ؛ فهم ودرک حقایق؛
باور های غلط ؛ یاجدید و منطق فرد به ‌دست خودش ناميد.


محمود- بوستون