محمود مجاهد

فستیوال فرهنگی و غذایی « یونانیان » که هرسال در نقاط مختلف امریکا بر گزار می گردد ؛ نگارنده را بر آن داشت که یادداشت این شماره را به تحلیل این رویداد اختصاص دهم و این موضوع را مطرح نمایم : چراایرانیهای مقیم امریکا به چنین کاری مبادرت نمی ورزند ؟ ! با توجه به اینکه ایران کشوری از نظر فرهنگی ؛ غذایی ؛ لباسهای محلی و ترانه ورقص و موسقی های محلی سر آمد کشور های جهان است و می توان فرهنگ ملی را اشاعه داد .

 آری …هر سال در شهرهای مختلف آمریکا، از بوستون و شیکاگو گرفته تا لس‌آنجلس و نیویورک، جشنواره‌های فرهنگی یونانی با استقبال گسترده مردم برگزار می ‌شود. این جشنواره‌ها تنها محل عرضه غذاهای سنتی یونان نیستند؛ بلکه به ویترینی از تاریخ، موسیقی، رقص، لباس‌های محلی، هنرهای دستی و هویت ملی یونانیان تبدیل شده‌اند. هزاران آمریکایی و گردشگر در این رویدادها شرکت می‌کنند و با بخشی از فرهنگ یونان آشنا می‌شوند.

مشاهده موفقیت این جشنواره‌ها پرسشی مهم را در ذهن بسیاری از ایرانیان ایجاد می‌کند: چرا جامعه ایرانیان مقیم آمریکا، با وجود برخورداری از تمدنی چند هزار ساله، تنوع کم‌نظیر غذایی، موسیقی غنی، لباس‌های محلی رنگارنگ و آیین‌های فرهنگی متعدد، نتوانسته است جشنواره‌ای فراگیر و ماندگار در سطح و گستره جشنواره‌های یونانی برگزار کند؟!

این پرسش، تنها یک دغدغه فرهنگی نیست؛ بلکه به مسائل عمیق‌تری درباره هویت، انسجام اجتماعی و نحوه حضور ایرانیان در جوامع مهاجرپذیر مربوط می ‌شود.

ظرفیت‌ های فرهنگی ایران؛ سرمایه‌ای بی‌نظیر

ایران از معدود کشورهایی است که تنوع فرهنگی آن در ابعاد مختلف قابل مقایسه با یک قاره کوچک است. از موسیقی کردی، لری، آذری، بلوچی و گیلکی گرفته تا رقص‌های محلی، آیین‌های سنتی و پوشش‌های بومی، هر منطقه از ایران جهانی مستقل از فرهنگ و هنر را در خود جای داده است.

در حوزه غذا نیز ایران یکی از متنوع‌ترین فرهنگ‌های آشپزی جهان را داراست. غذاهای شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز کشور هر یک دارای ویژگی‌های منحصربه ‌فرد هستند. افزون بر این، آیین‌هایی مانند نوروز، شب یلدا، چهارشنبه‌سوری ؛ مهرگان و جشن‌های محلی می‌توانند به جذاب‌ ترین بخش‌های یک جشنواره فرهنگی تبدیل شوند.

بنابراین مشکل در کمبود ظرفیت فرهنگی نیست؛ بلکه در چگونگی سازماندهی و عرضه این ظرفیت‌ ها نهفته است..

نخستین عامل: پراکندگی و چند دستگی جامعه ایرانی

یکی از مهم‌ ترین تفاوت‌ های جامعه ایرانی و یونانی در آمریکا، میزان انسجام اجتماعی آنان است.

جامعه یونانیان مهاجر طی دهه‌ها موفق شده است نهادهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی قدرتمندی ایجاد کند. کلیساهای ارتدوکس یونانی نقش محوری در گردهم‌آوردن افراد و حفظ هویت قومی آنان ایفا می ‌کنند. این مراکز نه تنها محل عبادت، بلکه کانون برنامه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی و هنری هستند.

در مقابل، جامعه ایرانی در آمریکا از لحاظ سیاسی، فکری، مذهبی و حتی نسلی دارای تنوع و گاه شکاف‌های عمیق است. اختلاف دیدگاه‌ها درباره مسائل سیاسی و اجتماعی ایران گاهی به اندازه‌ای پررنگ می ‌شود که همکاری فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار می ‌دهد.!

در نتیجه، انرژی و سرمایه ‌ای که می ‌تواند صرف برگزاری رویدادهای بزرگ فرهنگی شود، اغلب در میان گروه‌های مختلف پراکنده می‌ گردد.

دومین عامل: مهاجرت متفاوت ایرانیان

بخش عمده مهاجرت یونانیان به آمریکا در قالب مهاجرت‌های تدریجی و خانوادگی صورت گرفته است. آنان فرصت کافی برای ساختن نهادهای پایدار اجتماعی پیدا کردند.

اما موج اصلی مهاجرت ایرانیان پس از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت. بسیاری از مهاجران ایرانی با انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی یا تحصیلی به آمریکا آمدند. این شرایط باعث شد تمرکز اولیه آنان بیشتر بر تثبیت موقعیت اقتصادی و حرفه‌ای باشد تا ایجاد نهادهای فرهنگی گسترده.

به همین دلیل، نسل اول مهاجران ایرانی عمدتاً موفقیت فردی را در اولویت قرار دادند؛ موفقیتی که البته در زمینه‌های علمی، پزشکی، مهندسی و کسب ‌وکار بسیار چشمگیر بوده است.

سومین عامل: نگرانی از سیاسی شدن فعالیت‌های فرهنگی

یکی از مشکلاتی که بارها در برنامه‌های فرهنگی ایرانیان خارج از کشور مشاهده شده، ورود سریع مباحث سیاسی به عرصه فرهنگ و هنر است.

در حالی که جشنواره‌های موفق قومی در آمریکا معمولاً بر جنبه‌های مشترک هویت فرهنگی و هنری تمرکز می ‌کنند، برخی برنامه‌های ایرانی گاه تحت تأثیر اختلافات سیاسی قرار می‌گیرند. این موضوع سبب می ‌شود بخشی از جامعه ایرانی تمایلی به مشارکت نداشته باشد و حامیان مالی نیز با احتیاط بیشتری عمل کنند.

فرهنگ زمانی می‌تواند نقش وحدت‌آفرین ایفا کند که فراتر از اختلافات سیاسی قرار گیرد.

چهارمین عامل: کمبود نهادهای فراگیر و حرفه‌ای

برگزاری جشنواره‌های بزرگ نیازمند سازمان‌دهی حرفه‌ای، جذب حامی مالی، تبلیغات مؤثر و همکاری بلند مدت است.

جامعه یونانی طی سال‌ها شبکه‌ای از انجمن‌ها، کلیساها، خیریه‌ها و مؤسسات فرهنگی ایجاد کرده که به صورت مستمر این رویدادها را مدیریت می ‌کنند

در جامعه ایرانی نیز انجمن‌ها و سازمان‌های فرهنگی متعددی وجود دارند، اما اغلب فعالیت آنها محدود به شهر یا گروه خاصی است و کمتر شاهد همکاری گسترده میان آنها هستیم. نتیجه آن است که بسیاری از رویدادهای ایرانی در مقیاسی کوچک برگزار می ‌شوند و کمتر به جریان اصلی جامعه آمریکا راه پیدا می ‌کنند.

پنجمین عامل: ناشناخته ماندن تنوع فرهنگی ایران

بسیاری از آمریکایی‌ها یونان را با غذا، موسیقی، معماری و تاریخ باستان آن می ‌شناسند. اما شناخت عمومی از فرهنگ ایران اغلب محدود و گاه تحت تأثیر اخبار سیاسی است.!

یک جشنواره بزرگ فرهنگی می ‌تواند این تصویر را تغییر دهد؛ اما برای تحقق چنین هدفی نیاز به برنامه ‌ریزی حرفه‌ای و روایت جذاب از ایران وجود دارد. نمایش هنر ایرانی، صنایع دستی، موسیقی نواحی، خوراک‌های محلی و آیین‌های ملی می‌تواند تصویری متفاوت و انسانی از ایران ارائه کند.

نشانه‌های امیدبخش

با وجود همه این چالش‌ها، نباید تصور کرد که جامعه ایرانی هیچ فعالیت موفقی در این زمینه نداشته است. جشن‌های نوروزی در بسیاری از شهرهای آمریکا، رژه‌های نوروزی، بازارچه‌های فرهنگی و کنسرت‌های موسیقی ایرانی هر سال برگزار می ‌شوند و مخاطبان گسترده‌ای دارند.

همچنین نسل دوم و سوم ایرانیان آمریکایی علاقه روزافزونی به ریشه‌های فرهنگی و تاریخ کهن ایران   نشان می‌دهند. این نسل، که با فرهنگ آمریکایی نیز آشنایی عمیق دارد، می‌تواند نقش مهمی در طراحی جشنواره‌هایی ایفا کند که برای مخاطب غیرایرانی نیز جذاب و قابل فهم باشد.

 کوتاه سخن آنکه ؛اگر معیار، غنای فرهنگی باشد، ایران بی‌تردید از ظرفیت‌های عظیمی برای برگزاری یکی از جذاب‌ترین جشنواره‌های قومی در آمریکا برخوردار است. تنوع غذایی، موسیقی محلی، هنرهای سنتی، آیین‌های ملی و تاریخ چند هزار ساله ایران سرمایه‌ای است که کمتر کشوری در اختیار دارد.

آنچه تاکنون مانع شکل‌گیری جشنواره‌ای در مقیاس جشنواره‌های موفق یونانی شده، نه کمبود فرهنگ، بلکه کمبود انسجام، نهادسازی و همکاری فراگیر بوده است. هرگاه ایرانیان مهاجر بتوانند بر مشترکات فرهنگی خود تمرکز کنند و فرهنگ را فراتر از اختلافات سیاسی ببینند، زمینه برای شکل‌گیری جشنواره‌ای بزرگ و ماندگار فراهم خواهد شد؛ جشنواره‌ای که نه تنها ایرانیان، بلکه میلیون‌ ها آمریکایی را با زیبایی‌های واقعی فرهنگ ایران آشنا کند.

شاید زمان آن رسیده باشد که «رویای ایرانی» نیز همانند «فستیوال یونانی» به واقعیت تبدیل شود.