محمود مجاهد
خبر، آیینهی حقیقت است و رسانه، امانتدار وجدان عمومی. هرگاه این آیینه از غبار منفعت، تعصب، شهرتطلبی یا سوداگری پوشیده شود، آنچه در برابر دیدگان جامعه قرار میگیرد، دیگر حقیقت نیست؛ بلکه تصویری تحریفشده و گاه وارونه از واقعیت است. در روزگاری که شبکههای اجتماعی، رسانهها و خبرگزاریها با سرعتی بیسابقه در انتقال اطلاعات رقابت می کنند، کوچکترین تحریف در نقل اخبار یا مصاحبه با شخصیتهای علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی میتواند سرنوشت افکار عمومی را دگرگون سازد. تحریف، تنها تغییر چند واژه نیست؛ بلکه گاه قتل حقیقت و خیانت به اعتماد مردم است.
رسانهای که رسالت آگاهیبخشی را با فریبکاری و بیمسئولیتی معاوضه کند، دیگر چراغ راه جامعه نیست، بلکه به ابزاری برای گسترش ابهام، تفرقه و بیاعتمادی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، حقیقت قربانی نخستین و اعتماد عمومی قربانی بزرگتر خواهد بود.
تحریف خبر از منظر جامعهشناسی
جامعه بر ستون اعتماد استوار است. اعتماد، سرمایهای اجتماعی است که پیوند میان مردم، نهادها و حکومت را استحکام میبخشد. هنگامی که رسانهها به تحریف واقعیت روی میآورند، این سرمایه ارزشمند به تدریج فرسوده می شود.
جامعهشناسان بر این باورند که رسانهها تنها انتقالدهنده اطلاعات نیستند، بلکه سازندگان معنا نیز هستند. اگر این معنا بر پایه حقیقت بنا نشود، افکار عمومی گرفتار سردرگمی، سوءظن و دوگانگی خواهد شد. مردمی که بارها با اخبار ناقص، مصاحبههای تقطیعشده یا تیترهای فریبنده روبهرو شوند، به مرور نه تنها به رسانه، بلکه به اصل حقیقت نیز بیاعتماد میشوند. در چنین فضایی، شایعه جای خبر را میگیرد، هیجان جای خرد مینشیند و قضاوتهای شتاب زده می گردد.
از سوی دیگر، تحریف اخبار درباره شخصیتهای برجسته، سرمایههای انسانی جامعه را نیز آسیبپذیر می سازد. سخنی که از بستر اصلی خود جدا شود، معنایی کاملاً متفاوت می یابد و گاه اعتبار سالها تلاش سیاسی ؛علمی، فرهنگی یا اجتماعی یک فرد را مخدوش می کند. این رفتار نه تنها ظلم به اشخاص، بلکه ظلم به حافظه تاریخی یک ملت است.
استنادهای جامعهشناختی
یورگن هابرماس معتقد بود که حیات جامعه مدنی بر «گفتوگوی آزاد و صادقانه» استوار است. هرگاه ارتباطات عمومی آلوده به تحریف شوند، عرصه عمومی از مسیر عقلانیت خارج میشود.
پییر بوردیو در نقد رسانههای مدرن هشدار میدهد که رقابت برای جلب مخاطب، گاه رسانه را از حقیقتجویی به سمت نمایش و هیجان سوق می دهد.
مارشال مکلوهان با جمله مشهور خود، «رسانه همان پیام است»، یادآور میشود که شیوه انتقال خبر، گاه به اندازه خود خبر بر ذهن مخاطب اثر می گذارد؛ بنابراین تحریف در شیوه ارائه نیز نوعی تغییر حقیقت است.
پیامدهای فرهنگی
فرهنگ، آیینه ارزشها و اخلاق یک جامعه است. هرگاه رسانهها حقیقت را قربانی جذابیتهای زودگذر و رقابت ناسالم کنند، فرهنگ صداقت نیز رنگ میبازد.
جامعهای که هر روز با اخبار تحریفشده روبهرو می شود، به تدریج مرز میان راست و دروغ را گم میکند. در چنین فضایی، حقیقت ارزش خود را از دست میدهد و دروغ، اگر خوشآهنگ و پرمخاطب باشد، مقبولتر از واقعیت جلوه می کند. این همان خطری است که فرهنگ را از درون تهی می سازد.
تحریف مصاحبهها نیز نمونهای آشکار از بیاخلاقی رسانهای است. حذف بخشهایی از سخنان یک اندیشمند یا برجستهسازی گزینشی برخی جملات، مخاطب را به برداشتی نادرست سوق میدهد. چنین رفتاری، نه اطلاعرسانی، بلکه نوعی مهندسی افکار عمومی است که با روح فرهنگ اصیل و اخلاق حرفهای سازگار نیست.
فرهنگی که در آن امانتداری جای خود را به منفعتطلبی بدهد، به تدریج شاهد افول ارزشها می گردد.
تحلیل روانشناختی
از منظر روانشناسی، انسان برای احساس امنیت ذهنی نیازمند اطلاعات معتبر و قابل اعتماد است. هنگامی که اخبار ضدونقیض و تحریفشده به صورت مداوم منتشر می شوند، ذهن مخاطب دچار اضطراب، تردید و فرسودگی شناختی می گردد.
تکرار اخبار نادرست، حتی اگر بعداً تکذیب شوند، آثار روانی خود را بر جای می گذارند. بسیاری از افراد نخستین روایت را باور میکنند و اصلاح خبر، هرگز اثر اولیه را به طور کامل از میان نمی برد. این پدیده سبب شکلگیری قضاوتهای ناعادلانه، بدبینی اجتماعی و کاهش قدرت تحلیل منطقی افراد می شود.
از سوی دیگر، رسانههایی که با تیترهای اغراقآمیز و تحریف واقعیت به دنبال جذب مخاطب هستند، در حقیقت از هیجانهای روانی انسان بهرهبرداری میکنند. ترس، خشم، شگفتی و کنجکاوی، ابزارهایی میشوند تا تعداد بازدیدها افزایش یابد، بیآنکه مسئولیتی در قبال سلامت روان جامعه پذیرفته شود.
نتیجه چنین روندی، جامعهای مضطرب، زود باور، هیجانزده و آسیبپذیر در برابر شایعات و جنگ روانی است.
مسئولیت اخلاقی رسانهها
آزادی بیان، نعمتی بزرگ و از ارکان جوامع پیشرفته است؛ اما آزادی بدون مسئولیت، به هرجومرج اطلاعاتی می انجامد. رسانه، پیش از آنکه حق انتشار داشته باشد، وظیفه راستیآزمایی دارد. سرعت در انتشار خبر هرگز نباید جایگزین دقت، انصاف و امانتداری شود.
خبرنگار متعهد، سخن افراد را همانگونه که بیان شده منتقل میکند، نه آنگونه که با سیاست یا منافع رسانه سازگارتر باشد. رسانهای که حقیقت را قربانی منافع اقتصادی یا رقابتهای سیاسی کند، دیر یا زود اعتبار خود را از دست خواهد داد؛ زیرا اعتماد عمومی، گرانبهاترین سرمایه هر رسانه است و با کوچکترین خیانت آسیب میبیند.
اندیشمندان بسیاری هشدار دادهاند که بزرگترین خطر برای جامعه، کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه فراوانی اطلاعات نادرست است. جامعهای که حقیقت را گم کند، مسیر پیشرفت را نیز گم خواهد کرد.
حافظ می گوید :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.
رسانه نیز اگر از مروت، انصاف و مدارا تهی شود، از رسالت فرهنگی خود فاصله خواهد گرفت
کوتاه سخن آنکه ؛ تحریف اخبار و دستکاری مصاحبهها، صرفاً یک خطای حرفهای نیست؛ بلکه آسیبی عمیق به بنیانهای اجتماعی، فرهنگی و روانی جامعه وارد می کند. این رفتار، اعتماد عمومی را می فرساید، اخلاق رسانهای را زیر سؤال می برد، شخصیت افراد را مخدوش می سازد و افکار عمومی را در میان ابرهای تردید و ابهام سرگردان می کند.
رسانهها باید بدانند که رسالت آنان نه تولید هیجان، بلکه روشنگری است؛ نه تجارت با حقیقت، بلکه پاسداری از آن. جامعه نیز باید با افزایش سواد رسانهای، هر خبر را بی درنگ نپذیرد و همواره به منبع، سند و صحت اطلاعات توجه کند.
به تعبیر حکیمانهای، «دروغ شاید بتواند جهان را یک بار دور بزند، اما حقیقت سرانجام راه خود را خواهد یافت.» از اینرو، پاسداری از حقیقت، وظیفهای مشترک میان رسانه، اندیشمند و شهروند است؛ زیرا آینده هر جامعه، بر ستون صداقت استوار می شود و هیچ تمدنی بر پایه تحریف و فریب، ماندگار نخواهد ماند.
جامعهای که حقیقت را ارزان بفروشد، اعتماد را گران از دست خواهد داد. رسانه اگر آینه حقیقت نباشد، هرچند هزاران تصویر بیافریند، جز سرابی از واقعیت نخواهد ساخت. رسالت قلم، نه جلب نگاهها، بلکه بیدار نگهداشتن وجدانهاست؛ زیرا حقیقت، هرچند گاه در غبار تحریف پنهان شود، سرانجام از پسِ پرده دروغ سر برخواهد آورد و داوری تاریخ، همواره به سود صداقت خواهد بود.
Recent Comments/نظرات اخیر