این ضرب المثل اگر چه قدیمی است اما ضرب المثلی است که از تلاش روزهای انسان ها سخن
می گوید و می توان در باره آن اندیشید .
ریشه این ضرب‌المثل به دوران بزرگمهر، وزیر انوشیروان ساسانی برمی ‌گردد و از فواید
سحرخیزی برای موفقیت در طول روز و سلامتی خبر می ‌دهد .

  • سحر خیزی برای شما طراوت و شادمانی به ارمغان می ‌آورد و سبب می شود تا در فعالیت
    های روزانه خود موفق و کامروا باشید.
  • دعوت کردن و تشویق به سحرخیزی اشاره به این دارد که سحرخیزان در کارهایشان موفق
    می ‌شوند.
  • زندگی یعنی زنده بودن و زندگی کردن، نه خوابیدن! از قدیم گفته اند: «سحرخیز باش تا کامروا
    باشی». این تنها یک عبارت ساده نیست بلکه مزیت های سحرخیز بودن به اثبات رسیده است.
  • برداشت این ضرب المثل اشاره به این دارد؛ صبح زود از خواب بیدار شدن هم باعث سرحالیست
    و هم می توان سریع تر به تمام کارهای روزانه رسیدگی کرد.
  • افرادی که قدر لحظات ارزشمند زندگی را می دانند بیش تر از نیاز روزانه وقت خود را صرف
    خوابیدن نمی کنند و از هر لحظه برای پیشرفت و تعالی بهره می برند.
  • از بُعد دیگر: سحرخیزی فواید زیادی برای رژیم غذایی، ظاهر و حتی شغل شما دارد۵- سحرخیزی
    و – صبح زود در پی کار رفتن از آداب نیکی است که در پیشرفت کارها و انجام به موقع آن بسیار
    موثراست.
  • این ضرب المثل بیان می کند که سحرخیزان در کارهایشان موفق‌ترند.
  • همیشه انسان های موفق کسانی بوده اند که زودتر از همه از خواب بیدار شده اند و روز خود را
    زودتر از دیگران شروع کرده اند. زیرا فرصت بیشتری برای انجام امور وکارهای خود دارند و نسبت
    به دیگر اتفاق ها و رخدادهای روزمره مطلع تر خواهند بود
  • سحرخیزی و صبح زود در پی کاری رفتن یکی از آداب نیک است که سبب در پیشرفت کارها و
    انجام به موقع امور می ‌شود.
  • زمان چرخ زندگی را می چرخاند. بر زندگی روزمره و فعالیت های دنیوی ما حاکم است. اگر بر
    اساس آن کار کنیم می تواند یک سرمایه باشد. کسی که وقت شناس باشد . پاداش بزرگی درو
    می کند وکامرا می شود .

  • ریشه ضرب المثل سحر خیز باش تا کامروا باشی

  • بزرگمهر، هر روز صبح زود خدمت انوشیروان می رفت، پس از ادای احترام رو در روی انوشیروان
    می گفت:
  • سحر خیز باش تا کامروا شوی
    یک شب، انوشیروان به سرداران نظامی اش، فرمان داد تا نیمه شب بیدار شوند و سر راه بزرگمهر،
    منتظر بمانند. چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید، لباس هایش از تنش در بیاورند و از هر
    طرف به او حمله کنند تا راه فراری برای او باقی نماند.!
    بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. برهنه به درگاه انوشیروان امد، پادشاه خندید و گفت:
  • مگر هر روز نمی گفتی، سحر خیز باش تا کامروا باشی؟
    بزرگمهر گفت: دزدان امشب، کامروا شدند، زیرا آنها زودتر ازمن، بیدار شده بودند. اگر من زودتر از
    انها بیدار می شدم و به درگاه پادشاه می امدم من کامرواتر بودم.!