استاد احمد علی مشکسار – پژوهشگر

قسمت سیزده


خلاصه آیین مانوی و جایگاه شیطان در آن مانی
در زمان شاپور اول ساسانی ظهور کرد .در دوران سی ساله شاپور دو واقعه
خیلی مهم اتفاق افتاد که یکی شکست روم و اسارت امپراطورش به دست او و دیگری
ظهور مانی و ارائه آیین مانوی بود . بر اساس روایات موجود مانی در سن
سیزده سالگی (بنا به اظهار خودش) به پیامبری مبعوث و در بیست و پنج سالگی آیین
خود را که آمیزه ای از فلسفه زرتشت ، آیین زُروانی ، کیش بودا ، مسیحیت و گنوستیک
رومی (مکتب عرفانی رومی) بود آشکار نمود .
مانی برخلاف باورهای آیین مزدیسنا (که در آن جهان خاکی به دلیل این که آفریده
اهوراست قابل ستایش و تکریم است و جنبه های مادی زندگی نیز مثل جنبه های معنوی
آن اهورایی هستند) ، معتقد بود که عالم مادی سراسر ظلمت و اهریمنی است . به اعتقاد
او خالق هستی هم آفریننده نور است و هم ظلمت .
مانی اعتقاد داشت که روح از ماده کاملاً جداست و باید جسم را ضعیف کرد تا روح
قوت بگیرد .
اساس تعلیمات مهم مانی به قرار ذیل است :

  • عالم مرئی محصول آمیزش ظلمت و نور است ولی این دو در ازل و قبل از
    حدوث خلقت از هم مستقل و جدا هستند و وسعت و قلمرو نور پنج برابر قلمرو
    ظلمت است .
  • نور و ظلمت ، با وجودی که به هم آمیخته اند ، از هم مجزا هستند (مانند آمیزش
    آب و روغن) . این آمیزش به اجبار صورت گرفته و دوامی ندارد .
  • اساس آیین او بر پایه دو عالم مجزای از هم نور و ظلمت است .
  • جهان روشنایی تاریکی همسایه هم بوده و هر دو بی پایان اند و با وجود این که
    مجاور هم هستند باز قطعاً در تماس با هم نیستند .
  • مادّه بی حرکت و کور است و هوش و اراده ای ندارد . جنبش ماده از آمیزش با
    روح انجام می گیرد . روح سرانجام خود را از شر جسم مادی رها می کند و به
    کشور نور می پیوندد .
  • ماده وجودی مستقل دارد و اضطراراً به روح پیوسته است و همین پیوستگی باعث
    گردیده که زندگی میدان رزم تیرگی و روشنایی گردد .
  • جنبه مادی زندگیدر نظر مانی اهریمنی است و روح چون ذره است که در ظلمات
    مادی حبس شده
    (عقیده عرفان رومی)
  • زندگی از دو بحر متضاد شور و شیرین تشکیل شده و تا زمانی که آمیزش بین آن
    ها به وجود نیامده ، سکون برقرار است اما به مجرد آمیزش ، اضطراب و رنج و
    درد پدید می آید و بنابراین زندگی ما انسان ها در واقع زندگی نیست بلکه “زندگی
    نما” است .
  • تمام سعی و تلاش یک پیرو آیین مانوی باید این باشد که انسان در رهایی نوری
    که اجباراً به ظلمت وجودش وارد شده بکوشد و آن را از تاریکی اهریمنی که ماده
    است نجات دهد و به فریب و نمایش ظاهری اهریمن ، که لذت های دور از
    حقیقت را در او حقیقی نشان می دهد ، فریفته نشود .
  • آن چه در این دنیا برای نفس حیوانی ما عزیز و لذیذ است ، در حقیقت ناچیز و
    مکروه می باشد ، از جمله
    زناشویی ، شهوترانی ، توالد و تناسل ، ریاست ، شهرت و غیره و این دامی است
    که خوش نما که می خواهد در آن نور را مقید نگاه دارد و مانع آزادی آن گردد .
  • لازم به توضیح است که در آیین مانوی ، ریاضت ، نَفْسْ کُشی ، تجرّد و بی
    آزاری برای برگزیدگان و روحانیون لازم واجب است . روزه گرفتن ، پایمال
    نکردن نباتات ، پرهیز از خوردن گوشت ، دروغ و بخل ، بت پرستی ، جادو ،
    ریا و زندگی کردن در حالت سکون ، خرسندی و توکل ، از آموزه های جدی این
    آیین است .
    مانی با “بودا” ، “زرتشت” و “عیسی (ع) ” موافق ولی به شدت با موسی و شریعت او
    مخالف است او شدیداً به تورات حمله می کند و تعالیم موسی را محکوم می نماید .
    از کتاب های معروف مانی “ارژنگ” (صُحُفْ اَنْگِلیون) و “شاپورگان” است . کتاب
    “ارژنگ” که با نقش های فریبنده و جادویی او همراه است ، مهارت بی نظیرش را در
    نگارگری و نقاشی نشان می دهد . کتاب “شاپورگان” که به زبان پهلوی است ، به شاپور
    اول ساسانی تقدیم شده است . مانی علاوه بر تصویرگری به شعر و موسیقی نیز علاقه
    مفرط داشته . او خود را “خاتم پیامبران” الهی می داند . فردوسی در شاهنامه خود
    درباره اوآورده است :
    بیامد یکی مرد ، گویا ز چین که چون او مُصَوِّر نبیند زمین
    بر آن چرب دستی رسیده به کام یکی پُرمَنِش مرد “مانی” به نام
    به صورتگری گفت : پیغمبرم ز دین آوران جهان ، برترم
    آیین مانوی در اثر جذابیت خاصی که در دوران خود پیدا کرد ، به سرعت به صورت
    گسترده در قسمت های زیادی از جهان آن روز نفوذ نمود و در حدود دوازده قرن یعنی

از قرن سوم تا پانزدهم میلادی تقریباً سراسر نیم کره شمالی را در بر گرفت . مانی در
زمان بهرام شاه ساسانی و به دستور او ، به وضع فجیعی با کندن پوست از بدنش به قتل
رسید .


ناتمام