- کسی که پیوسته توبه کند اما آن را بشکند و نتواند دست از عادت زشت خود بردارد .
- اشاره به افرادی دارد که در تمام طول زندگی خود کار اشتباهی را انجام داده و زمانی که شرایط برای شان سخت می شود توبه می کنند اما پس از مدتی توبه می شکنند و باز همان کار اشتباه را تکرار می کنند.
اطرافیان این افراد به خوبی می دانند که آن ها به هیچ وجه اصلاح پذیر نبوده و اظهار ندامت و پشیمانی شان تنها مدت کوتاهی دوام خواهد آورد به همین دلیل به او می گویند ” توبه گرگ مرگ است” یعنی تنها مرگ است که می تواند آن فرد را انجام دادن اشتباهاتش نجات دهد.
- زمانی که کار نا پسندی را به طور پیوسته انجام دهیم این کار تبدیل به عادت رفتاری ما شده و دیگر قادر به اصلاح آن نخواهیم بود.
- اشاره به همین موضوع دارد، کسی که توانایی ترک یک عادت بد را ندارد و درست شبیه گرگ درنده خویی است که نمی تواند دست از شکار کردن بر دارد.
ریشه ضرب المثل
گرگی را به جرم ربودن و دریدن گوسفندان به نزد قاضی بردند.
قاضی هم ساعت ها او را پند و نصیحت داد که ای گرگ ! هیچ می دانی که این گوسفندانی که هر روز از گله می دزدی، ممکن است برای یتیمی یا بیوه زنی محتاج باشد؟ چرا دست از این کار ناجوانمردانه بر نمی داری؟
گرگ هم با ظاهری مظلومانه دائم اظهار پشیمانی می کرد و قول می داد که دیگر آن کار را تکرار نمی کند.
در همین هنگام صدای چوپان و گوسفندان به گوش گرگ رسید و او متوجه شد که گله از صحرا بازگشته است.
یک باره اختیار از کف داد و با عصبانیت بر سر قاضی فریاد زد که: آن قدر معطل کردی که گله از صحرا برگشت و من به آن نرسیدم!
نکته :
در مورد « توبه » در ادبیات ایران اشعار زیادی است که شاعران بزرگ سروده اند . در ذیل چند بیت از این گلهای جاوید را تقدیم خوانندگان گرامی می کنیم :
سعدی می گوید :.
توبه کردم و شکستم توبه
توبه کردم که دگر عاشق یاری نشوم
خون به دل گشته و رسوای دیاری نشوم
توبه ای عشق که افسار دلم برگیرم
چشم بسته هدف تیر شراری نشوم
توبه کردم که از اقبال خراب دل خود
ساده لوحانه اسیر رخ ماهی نشوم
دست دل را بِگِرِفتم بنشستم به دعا
بارلاها نظری , باز هوایی نشوم
توبه کردم و شکستم توبه…
حافظ می گوید :
به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم
بهارِ توبه شکن میرسد چه چاره کُنم؟
سخن درست بگویم نمی توانم دید
که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم…..
مولانا می گوید :
. بگشای درِ توبه
ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
وی نفس جفا پیشه هنگام وفا آمد
بنگر به سوی روزن بگشای درِ توبه
پرداخته کن خانه، هین نوبت ما آمد…
ابوسعید ابوالخیر » می گوید :
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یادِ تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو، توبه شکستم صد بار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
Recent Comments/نظرات اخیر