روان‌ پریشی؛ آنگاه که واقعیت در آینه ذهن دگرگون می‌شود  

دکتر گوهر نو – پژوهشگر

 چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجی

که سخن  نگفته  باشی ؛به  سخن  رسیده  باشد

         «بیدل دهلوی»

             روان انسان، گستره‌ای شگفت و پیچیده است که در آن مرز میان ادراک، احساس و واقعیت، گاه چنان باریک می‌شود که کوچک‌ترین آشفتگی، تعادل شخصیت را دگرگون می‌سازد. از این رو ؛        مغز ما توانایی شگفت آوری در تفسیر جهان اطرافمان دارد .اکثر ما قادر به بیان تفاوت میان واقعیت و تخیل، خطرات واقعی و تخیلی هستیم، یاد می گیریم که صدا را تشخیص دهیم و مفهوم را درک کنیم اما برای برخی افراد امر عادی تفسیر واقعیت قابل انجام نیست اینگونه افراد روان پریش افکاری متضاد با دنیای واقعی اطراف خود دارند.روزانه به افرادی برخورد می کنیم که گرفتار مسایلی هستند که خود نمی دانند از کجا سرچشمه گرفته و راه علاج چیست ؟ این گونه افراد اسیر تضادهای درونی ؛ هذیان و دور از واقعیت زندگی می کنند . و بایستی بگویم  ؛ گرفتار « روانپریشی » که « پسیکوز » هم نامیده می شود ؛ می باشند .حال ببینیم این عفریتی که از درون ما آزار و عذاب وحتا فنای ما را طالب است ؛ این قوی ترین آفت خوشبختی چیست ؟چگونه و از چه علل و عواملی پیدا می شود ؟

روانپریشی یکی از عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین اختلالات روانی که همواره مورد توجه روان‌شناسان، روان‌پزشکان و فیلسوفان ذهن بوده، است. این پدیده، نه صرفاً نوعی بیماری، بلکه گسستی بنیادین در پیوند انسان با واقعیت بیرونی است؛ وضعیتی که در آن فرد، جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که ذهن آشفته‌اش بازمی‌آفریند، تجربه می‌کند.

روان پریشی ، حالتی غیرطبیعی روانی است که در آن فرد نمی ‌تواند بین واقعیت و خیال تمایز قائل شود.

هذیان می گوید .جدال راه می اندازد و خویشتن را داناتر از همه می داند . حاضر است افراد دیگر نابود شوند اما خود به اهداف خود برسد ! او زندانی افکار و کردار خود است ! در ظاهر ؛ مهربان و دلسوز خود را نشان می دهد ولی در پشت این نمایش سبع و درنده است !

دیدگاه روانشناسان جهان

از دیدگاه روان‌شناسی، روان‌پریشی حالتی است که در آن توانایی تشخیص واقعیت دچار اختلال می‌شود. افراد مبتلا ممکن است دچار توهم، هذیان، آشفتگی در اندیشه و رفتارهای نامنظم شوند. توهم به معنای ادراک اموری است که در واقع وجود خارجی ندارند، مانند شنیدن صداهایی که دیگران نمی‌شنوند؛ و هذیان، باورهای نادرستی است که فرد با وجود شواهد روشن، همچنان بر صحت آن‌ها اصرار می‌ورزد. این اختلال می‌تواند در بیماری‌هایی همچون اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، افسردگی شدید، یا حتی در اثر مصرف برخی مواد روان‌گردان پدید آید.

نظر فروید

زیگموند فروید، بنیان‌گذار روان‌کاوی، روان‌پریشی را نتیجه گسستن پیوند «من» با واقعیت می‌دانست. از دیدگاه او، هنگامی که تعارض‌های ناهشیار و فشارهای روانی از توان سازگاری «من» فراتر روند، ذهن برای کاهش اضطراب، جهانی خیالی می ‌آفریند که در آن آرزوها و ترس‌های سرکوب ‌شده مجال ظهور می‌ یابند. بنابراین، روان‌پریشی تلاشی ناخودآگاه برای گریز از واقعیتی است که تحمل آن برای فرد دشوار شده است.

یونگ نظر دیگری دارد :

در مقابل، کارل گوستاو یونگ، روان انسان را فراتر از تجربه‌های فردی می ‌دانست و بر وجود «ناخودآگاه جمعی» تأکید داشت. او معتقد بود که در برخی موارد روان‌پریشی، نمادها و کهن‌الگوهای ناخودآگاه با شدتی فراوان به سطح آگاهی راه می‌یابند و موجب گسست تعادل روانی می‌شوند. از نگاه یونگ، بسیاری از تصاویر و باورهای غیرعادی بیماران، بازتاب لایه‌های عمیق و مشترک روان بشری است.

راجرز چه می گوید ؟

کارل راجرز، روان‌شناس انسان‌گرا، هرچند تمرکز اصلی خود را بر رشد شخصیت و سلامت روان قرار داده بود، باور داشت که فاصله عمیق میان «خود واقعی» و «خود آرمانی» می‌تواند زمینه‌ساز آشفتگی‌های شدید روانی شود. به اعتقاد او، هنگامی که انسان نتواند خویشتن حقیقی خود را بپذیرد و پیوسته زیر فشار انتظارات بیرونی زندگی کند، سلامت روان او به مخاطره خواهد افتاد.

روانشناسان معاصر می گویند :

روان‌شناسی معاصر، روان‌پریشی را حاصل تعامل پیچیده عوامل زیستی، روان‌شناختی و اجتماعی می‌داند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اختلال در عملکرد برخی انتقال‌دهنده‌های عصبی، زمینه زیستی این بیماری را فراهم می‌کند. در کنار آن، عوامل ژنتیکی، تجربه‌های تلخ دوران کودکی، آسیب‌های روانی، استرس‌های شدید، انزوای اجتماعی و مصرف مواد مخدر نیز می‌توانند احتمال بروز روان‌پریشی را افزایش دهند. بنابراین، هیچ عامل واحدی به‌تنهایی مسئول پیدایش این اختلال نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر زمینه بروز آن را فراهم می‌سازند.

علائم و نشانه‌ها

علایم اصلی که در این مورد  دیده می ‌شود عبارتند از:

هذیان ؛ توهم ؛ فقدان بینش ؛ اختلال قضاوت ؛ رفتار آشفته ؛ گفتار آشفته ؛اختلال در خواب ؛ کابوس ؛

علائم اصلی شامل توهم (غالبا توهم شنیداری)، هذیان و اختلال تفکر است. علائم دیگر عبارتند از کناره ‌گیری اجتماعی، کاهش ابراز عواطف و بی ‌تفاوتی است  . این علائم معمولاً به تدریج بروز پیدا می ‌کنند،

اختلال هذیانی

یکی دیگر از حالت‌های سایکوز، اختلال هذیانی است. علامت کلیدی این اختلال، داشتن یک هذیان (یک باور نادرست و ثابت) است. این هذیان شامل یک موقعیت واقعی در زندگی است که می‌ تواند درست باشد؛ اما درست نیست و در زندگی خود فرد موردنظر وجود ندارد

توهمات محرک های ساختگی هستند که در ذهن ایجاد می شوند. آنها واقعی نیستند . توهم تصور نادرستی است که در آن یک شخص، شی یا رویداد که واقعا وجود ندارد یا اتفاق نیفتاده است را حس می ‌کند. گاهی‌اوقات ممکن است متوجه شوید که دچار توهم شده‌ا ید. اما در مواقع دیگر، احتمال دارد تصورات خود را واقعی بدانید.! داشتن تصورات نادرست نه تنها روی کیفیت زندگی شما تاثیر می ‌گذارد؛ بلکه می ‌تواند ارتباط‌تان را با دیگران دچار مشکل کند. وهم به اشکال مختلفی ممکن است در فرد دیده ‌شود. برخی از بیماران مبتلا به توهم شنوایی هستند، یعنی صداهایی را می‌ شنوند که وجود خارجی ندارد و افراد دیگر قادر به شنیدن آنها نیستند. برخی اوقات توهم بینایی رخ می‌ دهد. توهمات بینایی با دیدن تصاویری که واقعیت عینی ندارند مشخص می‌ شوند. شاید رایج ترین نوع توهم فکری همین توهم شنیداری باشد.

فرق توهم و واقعیت همینجا معنا پیدا می کند. در واقع فرد صداهایی را می شوند که وجود خارجی ندارند. در مراحل بالاتر او با این صداها ارتباط برقرار می کند و حتی می تواند با آنها صحبت کند.!

تفاوت توهمات با هذیان چیست؟

فرق توهم و هذیان هم بسیار متفاوت هستند. هذیان عمدتا به باورها و ذهنیاتی که فرد در رابطه با مصنوعات مختلف دارد؛اطلاق می‌ شود.

در حالت هذیانی فرد باورهایی دارد که خلاف واقعیت هستند، اما فرد بر صحت این باورها و ذهنیات اعتماد راسخ دارد.!

مثلا فردی که در حالت هذیانی به سر می‌ برد ممکن است این هذیان را داشته باشد که افرادی قصد جان او را کرده‌ اند و نقشه‌ هایی برای از بین بردن او می‌ کشند.

در حالت توهم ممکن است فرد شخصی یا موجودی را ببیند که به او حمله می‌ کند و قصد دارد او را نابود کند.

هم توهم و هم هذیان از نشانه‌ های اساسی در تشخیص اختلالات روانی شدید مثل سایکوزها و از جمله اسکیزوفرنی هستند.

درمان روانپریشی

درمان روان‌پریشی نیز نیازمند نگرشی جامع است. داروهای ضدروان‌پریشی، روان‌درمانی، آموزش خانواده، توان‌بخشی روانی و حمایت اجتماعی، همگی در کنار یکدیگر می‌توانند کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشند. امروزه تأکید فراوانی بر تشخیص زودهنگام و مداخله به ‌موقع وجود دارد؛ زیرا هرچه درمان در مراحل اولیه آغاز شود، احتمال بازگشت فرد به زندگی عادی بیشتر خواهد بود.

در پایان می‌توان گفت که روان‌پریشی، اگرچه یکی از دشوارترین اختلالات روانی به شمار می‌آید، اما نباید آن را نشانه ضعف شخصیت یا ناتوانی انسان دانست. این اختلال، پیامد برهم‌کنش پیچیده عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است و شناخت علمی آن، راه را برای درمان مؤثر و کاهش رنج بیماران هموار می‌سازد. دیدگاه‌های اندیشمندانی چون فروید، یونگ، راجرز و بک، هر یک از زاویه‌ای متفاوت به این پدیده نگریسته‌اند و در کنار یافته‌های علوم اعصاب، تصویری جامع‌تر از ماهیت روان‌پریشی ارائه کرده‌اند. از این‌رو، مطالعه این اختلال نه‌تنها به شناخت بیماری، بلکه به درک ژرف ‌تر از پیچیدگی‌های ذهن و روان انسان نیز یاری می‌رساند.

این روزگار ناپایدار ، ممکن است در ابتدا به انسان ، روی خوش هم نشان بدهد ، ولی انسان عاقل به این شیرینی و خوشی پای بند نمی شود ، زیرا بهرحال و بی گمان جهان ناپایدار ، همراه این شهد شیرین ، زهر خودش را به انسان خواهد خوراند :

ز آسمان آغاز کارم سخت  شیرین می  نمود

کی گمان بردم که شهد آلوده زهر ناب داشت

                    **

گر بگویم که  مرا حال  پریشانی   نیست

رنگ رخسار خبر می دهد از سر ضمیر