از بامداد که سر از بستر بر می داریم تا شامگاه که به خواب می رویم پیوسته با خیال و یا « تخیل»
لحظات زندگی را می گذرانیم . به قول حافظ بزرگ : « خیال روی تو در هرطریق همره ماست ».
خیال های مثبت ؛ منفی و گاه اوهام و هذیان ما را رها نمی کنند .!حتا زمانی هم که به خواب می رویم
بارویا و تخیلات پوچ روبرو می باشیم .! براستی خیال چیست که اینگونه زندگی بشر را تحت تاٌثیر
قرارمی دهد و او را به راه های گوناگون رهبری می نماید ؟!
در این یادداشت « خیال » را ازدیدگاههای مختلف بررسی می کنیم و به تشریح آن می پردازیم :
در فرهنگ های فارسی واژه «خیال » را ؛ پندار ، وهم و گمان؛ تصور، اندیشه، خیال‌پردازی، و وهم
اشاره دارد. ذکر کرده اند .
در لغتنامه دهخدا ؛ می نویسد: (۱۳۷۷، ماده خیال): «خیال به معنای پندار، وهم وگمان است و در
اصطلاح قوه ای است که حفظ می کند مدرَکات حس مشترک را از صور محسوسات پس از نهان شدن
ماده… و در نزد حکما یکی از حواس خمسه باطنی است… کار خیال آن است که ادراک معانی کند از
صورتها و خیال به حقیقت بر مثال کاتبی باشد که معانی از صورت جدا کند یعنی تا کسی لفظی نگوید
در سخن معنی حاصل نگردد..»مانند:
«چون من خیال رویت جانا به خواب بینم
کز خواب می نبیند چشمم بجز خیالی .»
«حافظ.»
ویلیام چیتیک (۱۳۷۹، ۱۱۳) نویسنده کتاب عوالم خیال می نویسد: «برای خیال سه مرتبه لحاظ می شود
اول حود عالم هستی دوم عالمی واسطه در دل عالم کبیر و سوم عالمی واسطه در دل عالم صغیر.»
ویژگی بارز خیال تضاد ذاتی آن است. خیال را در هر مرتبه که لحاظ کنیم یک برزخ است که بین دو
حقیقت یا دو عالم دیگر قرار دارد.؟!
ارزش و اهمیت تخیل‌کردن آن‌قدر زیاد است که «انیشتمن »هم آن را مهم‌تر از دانش و بهره‌ مندی از
اطلاعات می ‌داند. بیشتر مردم تخیل را مترادف با خلاقیت می‌دانند و معتقدند که یا از آن بهره‌مند
هستند یا از آن بویی نبرده‌اند. بعضی هم معتقدند که تخیل یعنی توانایی به یاد آوردن صحنه‌هایی از

گذشته. اما تخیل چیست؟. خیال پردازی و تخیل یکی از آن واژه است که به ما الهام می بخشد. این
کلمه به روش های زیادی استفاده می شود.
خیالپردازی نقش های مهمی در سلامت روان ایفا می کند. توانایی تفکر در مورد چیزهایی که واقعا
اتفاق نمی افتند می تواند به مشکلات سلامت روانی مانند اضطراب و هذیان کمک کند. اما خیال
پردازی نیز می تواند نقش قدرتمندی در درمان داشته باشد.
بسیاری‌ از فرضیه‌های‌ تخیلی‌ علمی‌ نیز در عالم‌ خیال حسی‌ شکل‌ می‌گیرند،رسيدن به ايده هاي
جديدفقط باخیال حاصل می شود.به توسط قوه تخيل مثبت و پشتكار مي توان به اهداف مورد نظر رسيد
استفاده از تخیل می تواند به کاهش درهم و برهمی ذهنی و سر و صدا کمک کند. این بدان معناست که
شما بهتر روی چیز های مهم تمرکز خواهید کرد. وقتی تمرکز بیشتری روی آنچه می خواهید بگذارید،
سریع تر به آن خواهید رسید.
با این حال، مزایای بهره‌مندی از این قوه هم کم نیست. برای مثال، بسیاری از روانشناسان از مراجعه‌
کنندگان خود می‌خواهند که با به ‌کارگیری قوه خیال، سعی بر تشکیل تصورات مثبت ذهنی کنند.
به‌کمک خیال است که امکان تصورکردن خود در جایی آرام برای ریلکسیشن به‌وجود می‌آید یا با
تصورات و تخیلات مثبت درباره نتایج و خروجی‌های کارهای مختلف است که می‌توانیم به آینده
امیدوار باشیم، انگیزه پیدا کنیم و بر نگرانی‌های‌مان درباره امور مختلف پیروز شویم. فرصت اندیشیدن
و استفاده درست از قوه تفکر دریچه هایی را بر روی انسان می گشاید که بتواند به حقایق عالم دست
پیدا کند.
خیال‌پردازی ؛ اصطلاحی که معمولا در اشاره به فرایند تصور اشیاء، نمادها یا رویدادها که در آن
لحظه وجود ندارند ؛بکار می رود. با این وجود، به خود نماد یا تصور نیز گفته می شود. به‌طور کلی،
خیال پردازی فرایندی طبیعی، حتی نشانه ثبات و سلامت روانی شمرده می شود. جنبه های بیمارگونه
خیال پردازی اصولا محدود به مواردی است که در آنها کیفیت هذیانی پیدا کرده یا زندگی روانی شخص
را تحت تسلط در می آورد. خیال‌پردازی در معنای روانشناختی به دو جنبه متفاوت ذهن، خودآگاه و
ناخودآگاه اشاره دارد.
خیال‌شناسی‌ در همه‌‌‌ی حوزه‌های‌ فکری‌؛ از جمله‌ حکمت‌، فلسفه‌، دین‌، اسطوره‌ شناسی‌ و
روان‌شناسی‌ همواره‌ مورد پرسش‌ و تأمل‌ و بحث قرار گرفته‌ است؛ از این‌رو، خیال‌ همواره‌
مورد توجه‌ اندیشمندان‌ قدیم‌ و جدید بوده‌ است .
از دید روانشناسان ، افکار مثبت و منفی انسان می تواند در رویکرد طبیعت و روزگار به زندگی ما
نقشی اساسی را ایفا کند که ما آنرا خوش شانسی و بد شانسی تعبیر می کنیم. به زعم کارشناسان
قدرتی در این افکار نهفته است که می تواند در سمت و سوی سرنوشت ما تاثیر گذار باشد.

بعضی از روانشناسان مانند کارل یونگ (Carl Jung) به قوه تخیل اهمیت زیادی می‌ دهند. این
روانشناس معروف به اهمیت زیاد رویاها و خیالی که از ضمیر ناخودآگاه هر فرد سرچشمه می‌گیرد،
واقف بود .
.یونگ می گوید :« راز جاودانگی در آفرینش مدام خود و زایش مجدد خیال‌پردازی­‌ها و صورت‌های
ذهنی نهفته است و هر کسی به نسبتی که از قوۀ خلاقه و دنیای ذهن خود بیشتر بهره بگیرد، به
جاودانگی نزدیک­‌تر است.».


تخیل فعال


تخیل فعال در اصل گفت و گویی با بخش های مختلف وجودمان است که در نا خود آگاه زیست می
کنند.از جهاتی این کار شبیه رویا دیدن است؛ با این تفاوت که شما در حین این تجربه کاملا آگاه و
هشیارهستید. در حقیقت همین آگاهی است که به این روش، ویژگی ای خاص می بخشد .
به کمک تخیل فعال به تدریج برای ما روشن می شود که تصاویری که در تخیل ظاهر می شوند در
حقیقت نماد هایی هستند که بخش های عمیق وجود ما را نمایش می دهد از آنجا که این موجودات
درونی انگار ذهن خودشان را دارند حرف هایی می زنند و کار هایی انجام می دهند که برای ما
تازگی دارد ؛کار هایی تعجب بر انگیز، معمولا آگاه کننده و گاهی آزار دهنده برای من(ایگو) ما!
ملموس ساختن تخیل فعال به معنای برون ریزی خیال بافی های تان به روشی واقعی نیست بلکه به این
معناست که عصاره ای را که از آن بیرون کشیده اید( مفهوم و بینشی را که از آن گفت و گو به دست
آوردید) را در زندگی عادی خود به کار ببرید.
به طور کلی وقتی سنگ هایتان را وا کنده باشید تعارضات درونی شما مشخص شده و حال وقت آن
است که تغییری در روش زندگی خود ایجاد کنید .
معنای دیگر خیال پردازی، چیزهایی است که واقعی نیستند، و هیچیک از حواس پنج گانه آنها را درک
نمی کند، اما در تصور واقعی می نمایند. در زندگی روزمره، اغلب افراد افکار خود را با یک سری
رویاهایی همراه می کنند که آرزو دارند و یا مایل به انجام آنها بوده اند. به عنوان مثال: به جای تلاش
واقعی در نزدیکی به دوستان و یا کسب موفقیت، تصور می کنند که موفق و محبوب هستند .و یا در ذهن
خود تصور می کنند در لاتاری برنده شده اند و حال با پولی که بدست آورده اند بر مرکب آرزوها سوار
می شوند و به تمام افکار خود می رسند .
به خاطر داشته باشید، در ازای هر بذر تفکری که در ذهن خود می کارید یا آن که اجازه می دهید در
ذهنتان ریشه بدواند، درواقع آن بذر، هم نوع خود را تولید کرده و در عمل خود را نشان خواهد داد و
تلاش می کند تا شرایط را مطابق میل خود ایجاد نماید.
زمانی که انسان به طور مطلق به دنبال آرزوها و خواسته های خود می رود به آن ها اجازه می دهد تا
بر او سلطه یابند، در نهایت در محیط بیرون خود پیشرفت کرده و شکوفا می شود .

جامعه شناسي و توجه به شاخصه‌هاي روحي و رواني انسانها نشان مي دهد که زندگي ظرافت هاي
خاص و پيچيدگي‌هاي ويژه‌اي دارد که اندک‌ترين کم‌توجهي شفافيت روشن و آشکار زندگي را
آسيب‌پذير، پنهان و یا مرموز مي سازد که نه تنها بر باورهاي ديگران که در باور خود او هم اثر مي
‌گذارد زيرا خصوصيت‌هاي موجود در نهاد اندروني انسان و نقش تفکر در زندگي آنها طوري جريان
دارد که «فکر» قوي شدن، قهرمان شدن، استاد شدن، مبلغ شدن و هر فکري در او اثرگذار است. به
عبارت ديگر ساختار اندروني انسان طوري ساخته شده و مستعد است که در جريان «فکر» قوي شدن
قوي يشوند همچنانيکه «فکر» ضعيف شدن او را ضعيف و نا توان مي سازد .
کوتاه سخن آنکه ؛به هرصورت زندگی مستلزم تفکر است و به هر اندازه که پيرامون آن تفکر نمائیم به
همان اندازه اهميت پيدا نموده و عميق‌تر مي شود ازطرف ديگر زندگي و امکانات زندگی در اين عالم
کوتا ه. دلبري نموده وابستگی خاص خودش را ايجاد می نمايد و چه بسا که اگر غفلت شود به
دلبستگی تبديل شده و خود راتحميل می ‌نمايد!
با ابیاتی از شعری که نیما سروده به این موضوع خاتمه می دهیم ومی باید به فردای بهتری بیندیشیم
…چشمهٔ کوچک چو به آنجا رسید
وآن همه هنگامه ی دریا بدید
خواست کزآن ورطه قدم در کشد
خویشتن از حادثه بر تر کشد
لیک چنان خیره و خاموش ماند
کز همه شیرین سخنی گوش ماند
خلق، همان چشمه ‌ی جوشنده اند
بیهده در خویش خروشنده اند… “نیما یوشیج”
چشمۀ کوچک وقتی به آن جایگاه رسید و آنهمه عظمت و غوغای دریا را دید.؛ تصمیم گرفت خودش را
ازآن مهلکه و حادثه نجات دهد. و از آسیب دریا در امان بمانَد امّا چنان شگفت زده و ساکت و متعجب
شد که با وجود همۀ شیرین سخنی‌ها فقط گوش کرد و چیزی نگفت. با دیدن شکوهمندی دریا، چشمه
کوچکی خودش را دریافت و سکوت اختیار کرد. مردم همه با استعداد و مستعد اند و بیهوده در ضمیر
خود می خروشند و ساکتند .