کنایه از: از دست دادن فرصت ها است .اگر در انجام بعضی از کارها غفلت کنیم و به موقع انجام
ندهیم، پشیمان خواهیم شد .

  • یعنی وقتش که بگذرد هر کاری هم بکنیم دیگر هیچ فایده ‌ای ندارد، مانند از دست دادن یک رفاقت
    سالم و خوب.
  • این ضرب المثل بیشتر در هنگام پشیمانی از انجام کار نادرست یا انجام ندادن کار درست و به موقع
    به کار می رود.
  • انسان زمانی که از نیروی جوانی خود به درستی و آگاهانه استفاده نکند و در پیری حسرتش را
    بخورد، آن زمان کار از کار گذشته است.و مرتبا زمزمه می کند :
    افسوس که نامهٔ جوانی طی شد وان تازه بهار زندگانی طی شد،
    آن مرغ طرب که نام او بود شباب، افسوس ندانم که کی آمد؛ کی شد؟!
  • یعنی دیگر برای انجام کار مورد نظر و گرفتن نتیجه مطلوب، دیر شده است! مثل وقتی که از نیروی
    جوانی مان استفاده نکنیم و در پیری حسرت بخوریم
    به طور مثال می ‌توان گفت ما انسان‌ها در اکثر مواقع چیزی را که داریم قدرش را نمی‌دانیم. زمانی
    که کار از کار می ‌گذرد، تازه یادمان می‌افتد که چه چیز با ارزشی را داشتیم و چقدر می ‌توانستیم
    او راعزیز خود بدانیم اما حالا که آن را از دست داده‌ایم و ثابت کردیم که لایق آن محبت نبوده‌ایم؛
    حسرت گذشته را می خوریم .
    -بیشتر مواقع مردم برای چیزهایی که دارند شکر گذار نیستند و دائما به دنبال چیزهای بزرگ‌تر از
    آن که دارند هستند و فقط زمانی می ‌فهمند چه چیزی را دارند که از دستش می ‌دهند
  • خیلی بلاها در زندگی آدم به سرش می آید ؛که خودش مسبب همه ی آنهاست ،منتهی ادراک
    نمی کند ؛و وقتی تفکر می کند ؛که دیگر کار از کار گذشته است …

  • «کار از کار گذشتن» در شعر« فروغی بسطامی »

دی چو تیر از برم آن ترک کمان دار گذشت
تا خبر دار شدم کار دل از کار گذشت
با وجودی که نه شب دیده‌ام او را و نه روز
شب و روزم همه در حسرت دیدار گذشت
چه نگه بود که دل از کف عشاق ربود
چه بلا بود که بر مردم هشیار گذشت …