ابوالحسن فروغی ادیب، فیلسوف و سیاستمدار ایرانی‌ بود. او در سال ۱۲۷۰ ه.ش در تهران و در
خانواده‌ای بافضل و کمال به دنیا آمد. او فرزند محمدحسین فروغی و برادر محمدعلی فروغی است.
فروغی از مؤسسان مدرسه عالی دارالمعلمین بود.
فروغی تحصیلات قدیم و جدید خود را در تهران به پایان رسانیده است. فروغی زبان و ادبیات فارسی و
عربی را در نزد پدر و زبان فرانسه را نزد برادرش‌محمد علی فروغی ذکاءالملک دوم فراگرفت. وی
برای تکمیل زبان فرانسه خود درمدرسه آلیانس(Aliance) تحصیل کرد و پس از فراغت از تحصیل در
همان مدرسه به تدریس پرداخت. ابوالحسن چندی نیز در مدرسه سیاسی و دارالفنون که از مراکز
معتبرعلمی آن روزگار بود عهده دار تدریس فرانسه، جغرافیا، تاریخ و علوم طبیعی شد.مدّتی در
دارالمعلّمین عالی به تدریس تاریخ و جغرافیا مشغول بود. زمانی هم نمایندگی دولت ایران در سوییس و
جامعه ملل را داشته، و در کنگره مستشرقین و خارکف نیز شرکت نموده است. وی عضو فرهنگستان
ایران بوده، و مجلّه فروغ تربیت را انتشار داده، و یک سال نیز سرپرستی مجلّه تعلیم و تربیت را بر
عهده داشته است.
او در دوران ریاستش در دارالمعلمین مرکزی هم، بر همین نظر ماند. امّا به تدریج و بعد از وقوع
جنگ اوّل جهانی و تبعات آن و البته سالها بعد و پس از وقوع جنگ دوم جهانی و عواقب جهانی آن که
به ایران هم سرایت کرد، از نظر دوره جوانی‌اش دست شست و شدیداً به طرف دین و مطالعات دینی
متمایل شد و به این نتیجه رسید که “علم” به عنوان کمال مطلوب یا ایدئال نزد اروپائیان، نه‌تنها نتوانست
مشکلات آنها را برطرف کند، بلکه ادوات و آلات جنگی، یکی از دستاوردهای همان علم نو بود که
اروپائیان علیه هم استعمال کردند. این مسئله موجب شد تا تحوّل عمیقی در مطالعات و افکار او رخ
بدهد و در ایّام کهنسالی مواضع کاملاً متفاوتی اتخاذ کند و دین را برای سعادت بشر مهمتر از علم و
آزادی تلقی کند.
فروغی در سال ۱۲۹۸ اولین کتاب ادبی خود به نام ( سرمایه سعادت یا علم وآزادی) را منتشر ساخت و
بااین کتاب قدرت نویسندگی خود رابه نمایش گذاشت.
فروغی از معدود دانشمندان ایرانی بود که تسلط بی مانندی درزبان و ادبیات فرانسه داشت
و به این زبان کتاب نوشت . وی در ادبیات فارسی و عربی هم استاد بود و طبع شعر روانی داشت و
به قول دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی (در زمره کسانی بود که سالها از عمر خود جلوترند)
. او سرانجام در سال ۱۳۳۸ در تهران درگذشت. این شعر از او است:
“من از این متاع دنیا به جوی نظر ندارم ••• درِ سروری نکوبم، سر درد سر ندارم”

“تو و کوشش زیادت، من و عزلت و قناعت ••• که تو دردسر پسندی و من این هنر ندارم


آثار


۱. اوراق مشوّش؛
۲. تاریخ ادبیّات ایران، به اتّفاق برادرش محمّدعلی فروغی؛
۳. سرمایه سعادت؛
۴. شرح حال آقاشیخ‌هادی نجم آبادی که در مقدّمه تحریر العقلا به چاپ رسیده است؛
۵. شیدوس و ناهید;
۶. کتابی به فرانسه در موضوع عقاید فلسفی؛
۷. تاریخ عالم