دکتر گوهر نو – پژوهشگر
خُرداد، این ماهِ دلآویزِ آخرین فصل بهار، نه صرفاً ورقی از تقویم طبیعت، بلکه فصلی از تَجلّیِ جان و جوششِ جهان است. در گسترهی شعر فارسی، خرداد همواره نشانی از کمالِ سبزینه، بلوغِ شکوفهها و لبریز شدنِ جامِ طبیعت از عطر و آفتاب بوده است. گویی بهار، در این ماه، آخرین و زیباترین لبخند خویش را بر لب میآورد و سپس آرامآرام دست در دست تابستان مینهد تا جهان را به میعادِ گرما و پختگی ببرد.
خرداد، ماهِ رسیدن است؛ رسیدنِ باغ به اوجِ طراوت، رسیدنِ باران به لطافتِ خاطره، و رسیدنِ انسان به تأملی ژرف در زیباییِ آفرینش. در این ماه، درختان چون شاعرانِ خاموش، برگهای سبز خویش را به نسیم میسپارند و جویباران، غزلخوانِ دشتهای روشن میشوند. هر صبحِ خرداد، گویی خورشید از پنجرهای زرین بر جهان مینگرد و با انگشتانِ نور، خواب را از چشمان خاک میزداید.
در ادب فارسی، خرداد تنها نامِ ماه نیست؛ استعارهای است از تعادلِ شور و شعور.
خردادگان چیست؟
«خرداد» پنجمين امشاسپند از ۶ امشاسپند در آيين ايرانيان باستان است. خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال ،و تمامیت را در جان خویش دارد. در گاتها یکی از فروزههای اهورامزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورامزدا است
از همین روست که شاعران ایرانی، این ماه را موسمِ فرزانگیِ طبیعت دانستهاند؛ هنگامهای که گلها نهالِ خامی را پشت سر نهاده و به وقارِ شکفتگی رسیدهاند.
چه خوش سروده است شاعر:
خرداد آمد و از نفسِ گل پُر شد
زمین زِ زمزمهی چشمهها معطر شد
در خرداد، آسمان آبیتر میشود؛ نه از آن رو که رنگش دگرگون شده، بلکه چون چشمِ انسان در پرتوِ زیبایی، بیناتر میگردد. نسیمِ سحرگاهیِ این ماه، بوی نانِ گرمِ روستاها، عطرِ یاسهای حیاطهای قدیمی و خاطرهی کودکیهای دور را با خود میآورد. گویی خرداد، ماهِ آشتیِ انسان با خاطرههاست.
این ماه، مرزِ لطیفِ میانِ طراوت و تَبوتاب است؛ واپسین ایستگاهِ بهار پیش از ورودِ کاروانِ خورشید به اقلیمِ تابستان. درختان هنوز خسته نشدهاند، اما دیگر شتابِ شکوفهزدن ندارند. طبیعت، در خرداد، به وقار میرسد؛ همانگونه که انسان، پس از روزگارِ تلاطم، به سکوتی روشن دست مییابد.
در فرهنگ ایرانی، خرداد با آب نیز پیوندی دیرینه دارد؛ آب، این مظهرِ پاکی و زندگی. شاید از همین روست که جویبارها در این ماه، خوشآهنگتر مینمایند و باران، رنگی شاعرانهتر میگیرد. هر قطرهی بارانِ خردادی، همچون واژهای زلال بر دفترِ خاک فرود میآید و سرودی از امید میسراید.
خرداد، ماهِ امید است؛ امید به رسیدن، به بالیدن و به روشنتر شدنِ فردا. اگر فروردین، آغازِ رؤیاست و اردیبهشت، موسمِ عاشقی، خرداد را باید ماهِ تحققِ زیبایی دانست؛ لحظهای که رؤیا، رنگِ واقعیت میگیرد و طبیعت، شاهکارِ خویش را کامل میکند.
و چه نیکوست که انسان نیز از خرداد بیاموزد؛
بیاموزد که شکفتن، پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ بخشیدنِ عطر به جهان است.
دیوان شاعران را باز می کنیم و ابیاتی را انتخاب و به ادب دوستان تقدیم می کنیم :
خرداد، از راه رسید؛
با دستانی پُر از نور و دامانی آکنده از یاس.
در کوچههای باغ، صدای پای تابستان شنیده می شد و درختان، آخرین ترانههای بهاری خویش را زمزمه می کردند.
خورشید، آرامتر از همیشه بر شانهی زمین میتابید و باد، عطرِ گندمزارهای دور را با خود می آورد.
جهان، در آستانهی پختگی ایستاده بود؛
و انسان، در میانهی این همه سبزی، معنای زندگی را دوباره می آموخت.
***
دیوان شاعران را باز می کنیم و ابیاتی را انتخاب و به ادب دوستان تقدیم می کنیم
ماه خرداد بر تو فرخ باد
آفرین باد بر مه خرداد.
فرخی.
ز جور لشکر خرداد ومرداد
تواند داد ما را هیچکس داد؟
ناصرخسرو.
محالست این طمع هیهات هیهات
کسی دیدی که دادش داد خرداد
زبهر آنکه تا در دامت آرد
چو مرغان مر ترا خرداد خور داد.
ناصرخسرو.
کرا خورداد گیتی مرد بایدْش
از آن آید پس خرداد مرداد.
ناصرخسرو.
زینت باغ ماه خرداد است
گر بباده گرایی از داد است.
مسعودسعد
فروغ روی و رایت گر فتد بر تیره شب گردد
ز روز آخر خرداد روشن تر شب یلدا.
مسعودسعد.
مسعود سعد سلمان » توصیفات » ماههای فارسی
زینت باغ ماه خرداد است
گر به باده گرایی از دادست
بت نو شاد گشت گلبن و باغ
گویی از حسن و زیب نو شادست
بلبلان را که خطبه خوان شده اند
منبر از شاخ سرو آزادست
با نشاط است و رامش و شادی
هر چه بنده ست و هر چه آزادست…
مسعود سعد سلمان
پراندیشه از بلخ شد سوی ری
بخرداد فرخنده از ماه دی.
فردوسی.
برون رفت شادان بخردادروز
بنیک اختر و فال گیتی فروز.
فردوسی.
بگذشت اردیبهشت و آمد خرداد
خیز که باید قدح گرفت و قدح داد
اول خرداد ماه و وقت گل سرخ
وقت گل سرخ و اول مه خرداد
آمد خرداد ماه با گل سوری
داد بباید کنون به عیش و طرب داد….
ملک الشعرا بهار
Recent Comments/نظرات اخیر