دکتر گوهر نو – پژوهشگر
غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم عمر خیام نیشابوری یکی از درخشانترین چهرههای تاریخ ایران و جهان است؛ شخصیتی چندبُعدی که در عرصههای گوناگون از جمله ریاضیات، نجوم، فلسفه و ادبیات آثار ماندگاری از خود بر جای گذاشته است. نام او بیش از هر چیز با رباعیاتش گره خورده، اما حقیقت آن است که خیام پیش از آنکه شاعر باشد، دانشمندی برجسته و متفکری ژرفاندیش بود.
روز ۲۸ اردیبهشت، که به نام بزرگداشت او نامگذاری شده، فرصتی است برای تأمل در اندیشهها و دستاوردهای این نابغه ایرانی.
خیام در قرن پنجم هجری در نیشابور چشم به جهان گشود؛ شهری که در آن زمان یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی به شمار می رفت. او از همان جوانی استعداد شگفتانگیزی در علوم از خود نشان داد و خیلی زود در میان دانشمندان زمانهاش جایگاهی ویژه یافت. در حوزه ریاضیات، خیام با نگارش رسالههایی درباره معادلات درجه سوم و طبقهبندی آنها، گامی مهم در پیشرفت این علم برداشت. کار او در این زمینه تا قرنها مورد توجه دانشمندان بود.
در نجوم نیز خیام نقش مهمی ایفا کرد. او به دعوت ملکشاه سلجوقی، در گروهی از منجمان قرار گرفت که مأمور اصلاح تقویم بودند. نتیجه این تلاشها، تدوین تقویم جلالی بود؛ تقویمی بسیار دقیق که مبنای تقویم هجری شمسی امروزی قرار گرفت. دقت این تقویم به اندازهای است که حتی با پیشرفتهترین تقویمهای جهان قابل مقایسه است
اما آنچه نام خیام را در ذهن و زبان مردم جاودانه کرده، رباعیات اوست. این اشعار کوتاه اما عمیق، بیانگر اندیشههایی فلسفی درباره زندگی، مرگ، سرنوشت و معنای هستی هستند. خیام در رباعیات خود، نگاهی متفاوت و گاه جسورانه به جهان دارد. او به ناپایداری دنیا اشاره میکند و انسان را به بهرهگیری از لحظه حال فرا میخواند. در عین حال، نوعی شکگرایی فلسفی در کلام او دیده میشود؛ گویی او در برابر پاسخهای قطعی درباره جهان و سرنوشت انسان، تردید دارد.
یکی از ویژگیهای برجسته رباعیات خیام، سادگی زبان در کنار عمق معناست. او با واژگانی ساده، مفاهیمی بسیار پیچیده را بیان میکند؛ مفاهیمی که حتی امروزه نیز ذهن انسان را به چالش میکشند. همین ویژگی باعث شده که رباعیات او به زبانهای مختلف ترجمه شوند و در سراسر جهان مورد توجه قرار گیرند.
خیام همچنین در آثار فلسفی خود به موضوعاتی مانند جبر و اختیار، ماهیت وجود و رابطه انسان با جهان پرداخته است. هرچند بسیاری از این آثار به اندازه رباعیاتش مشهور نشدهاند، اما نشاندهنده عمق تفکر او هستند. او نهتنها به دنبال پاسخ بود، بلکه اهمیت پرسیدن را نیز به ما یادآوری می کند.
در مجموع، خیام را میتوان نمادی از پیوند علم و ادب دانست؛ شخصیتی که نشان میدهد ذهن انسانی میتواند همزمان در جستجوی حقیقت علمی و درک زیباییهای ادبی باشد. او با نگاهی دقیق و نقادانه به جهان، ما را دعوت میکند که از سطح ظواهر فراتر برویم و به پرسشهای بنیادین زندگی بیندیشیم.
نگاهی کوتاه به چند رباعی از خیام :
بر چهرهٔ گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلافروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
خیام در این رباعی بر «لحظهٔ حال» تأکید دارد. گذشته، دیگر قابل بازگشت نیست و حسرت آن سودی ندارد. آنچه اهمیت دارد اکنون است؛ لحظه ای که می توان در آن شادی را تجربه کرد. این نگاه، نوعی دعوت به زیستن آگاهانه و رها شدن از بند گذشته است.
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشا گه کیست؟
در اینجا خیام چرخهٔ زندگی و مرگ را به تصویر می کشد. سبزهای که امروز زنده و زیباست، روزی از خاک انسانهای پیشین روییده و فردا نیز از خاک ما خواهد رویید. این نگاه، هم یادآور ناپایداری زندگی است و هم نوعی تأمل عمیق درباره پیوستگی حیات.
می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست؟
گفتا دل خرم تو کابین من است
خیام در این رباعی از رهایی سخن می گوید؛ رهایی از تعصبات و دوگانگیها. «می» در بسیاری از تفسیرها نمادی از شادی، آگاهی یا رهایی درونی است. او شادی دل را مهم ترین سرمایهٔ زندگی می داند و آن را در برابر پیچیدگیهای ساختگی جهان قرار می دهد.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
این رباعی بیانگر شک گرایی فلسفی خیام است. او معتقد است که حقیقت نهایی جهان برای انسان دست نیافتنی است. همهٔ گفتوگوها و تلاشها در پس پردهای از نادانی رخ میدهد و در نهایت، انسان پیش از آنکه به پاسخ برسد، از میان میرود. این نگاه، نوعی فروتنی در برابر رازهای هستی را القا می کند.
همسویی خیام با متفکران جهان
شهرت خیام در غرب به عنوان شاعر، مرهون ادوارد فیتزجرالد انگلیسی است که با ترجمهٔ رباعیات وی به انگلیسی، خیام را به جهانیان شناساند. با این حال در مجموعهٔ خود اشعاری از خیام آورده است که البته صادق هدایت معتقد است نسبت آنها به خیام جایز نیست.
اندیشههای خیام محدود به زمان و مکان خاصی نیستند. بسیاری از متفکران بزرگ جهان نیز دیدگاههایی نزدیک به او داشتهاند. برای نمونه، فریدریش نیچه با نقد باورهای قطعی و تأکید بر آفرینش معنا توسط انسان، نوعی نگاه مستقل و شکگرایانه را مطرح می کند که در برخی جنبهها با خیام همخوانی دارد.
همچنین آلبر کامو با طرح مفهوم «پوچی»، به این نکته اشاره می کند که جهان لزوماً معنای از پیش تعیینشدهای ندارد و این انسان است که باید در دل این وضعیت، راهی برای زیستن بیابد؛ اندیشهای که با دعوت خیام به بهرهگیری از لحظهٔ حال قابل مقایسه است.
از سوی دیگر، ژان پل سارتر نیز با تأکید بر آزادی و مسئولیت انسان در ساختن سرنوشت خود، به نوعی همان دغدغه ای را دنبال می کند که در رباعیات خیام درباره اختیار و سرنوشت دیده می شود.
خیام و هدایت
پیشینهٔ پژوهشها درمورد شخصیت و شعر خیام در ایران
صادق هدایت نخستین کسی در ایران دانسته شده است که برای تشخیص رباعیات اصیل خیام دست به کاری پژوهشی زده است. هدایت دو اثر دربارهٔ خیام منتشر کرده است: مقالهٔ «مقدمهای بر رباعیات خیام» در سال ۱۳۰۳ خورشیدی و کتاب ترانههای خیام در سال ۱۳۱۳ خورشیدی. تاکنون نوشتههای گوناگونی دربارهٔ این دو نوشته، و نقش هدایت در خیامشناسی پدید آمده است
صادق هدایت نویسنده نکته سنج ایران ؛ می گوید :
«فلسفهٔ خیام هیچ وقت تازگی خود را از دست نخواهد داد. چون این ترانههای در ظاهر کوچک ولی پرمغز تمام مسایل مهم و تاریک فلسفی که در ادوار مختلف انسان را سرگردان کرده و افکاری که جبراً به او تحمیل شده و اسراری که برایش لاینحل مانده مطرح میکند. خیام ترجمان این شکنجههای روحی شده: فریادهای او انعکاس دردها، اضطرابها، ترسها، امیدها و یأسهای میلیونها نسل بشر است که پیدرپی فکر آنها را عذاب دادهاست. خیام سعی میکند در ترانههای خودش با زبان و سبک غریبی همهٔ این مشکلات، معماها و مجهولات را آشکارا و بیپرده حل بکند. او زیر خندههای عصبانی و رعشهآور مسایل دینی و فلسفی را بیان میکند. بعد راه حل محسوس و عقلی برایش میجوید.
به طور مختصر، ترانههای خیام آیینهای است که هر کس ولو بیقید و لاابالی هم باشد یک تکه از افکار، یک قسمت از یأسهای خود را در آن میبیند و تکان میخورد. ازین رباعیات یک مذهب فلسفی مستفاد میشود که امروز طرف توجه علمای طبیعی است. »
Recent Comments/نظرات اخیر