استاد احمد علی مشکسار – پژوهشگر

قسمت دوازده

در قسمت بعدی بحث نگرشی دیگر از مولانا در ارتباط با شیطان انتخاب شده که قابل
تأمل است :
دیو سوی آدمی شد بهر شر/ سوی تو ناید که از دیوی بتر
اغوا برای کسی که خودش از شیطان بدتر است ، معنایی ندارد . شیطان به سوی کسی
می رود که در طریق صلاح گام برمی دارد و در این حالت می کوشد تا او را گمراه
کند .

تا تو بودی آدمی ، دیو از پِی ات/ می‌دوید و می‌چشانید از مِی ات
می گوید : “تا زمانی که رنگ و بویی از آدمیت داشتی ، شیطان برای اغوای تو پشت
سرت می دوید تا فریبت دهد و از باده خود تو را مست و غافل کند .”
چون شدی در خوی دیوی استوار/ می‌گریزد از تو دیو ، ای نابکار !
طفل جان از شیر شیطان باز کن /بعد از آنَشْ با مَلَکْ اَنْباز کن
شیر شیطان همان هواهای نفسانی و آمال شیطانی است .
تا تو تاریک و ملول و تیره ای/ دان که با دیو لعین همشیره ای
در این مجال به اسطوره “زُرْوان” و نقش و جایگاه شیطان در این اسطوره به صورت
مختصر پرداخته می شود :
قدمت آیین زُروانی بیش از آیین مزدیسنایی است ولی گسترش آن تقریباً در عهد
ساسانیان اتفاق می افتد که عصر نفوذ آیین “مانوی” نیز هست . زُروان در حقیقت یک
غول – زمان است یعنی خدای زمان بی کرانه که به آن “اَکْرانه” نیز می گویند . این
خدای زمان نامحدود و بی کرانه از چیزی به وجود نیامده از ازل بوده و خواهد بود ولی
با وجود این که از چیزی زاییده نشده ، خودش قدرت زایش دارد یعنی می تواند فرزندی
به دنیا آورد . در این اسطوره آمده است :
در یک دوره هزار ساله ، زُروان قربانی کرد و انتظار کشید تا فرزندی به دنیا بیاورد
که صورتش مثل خورشید تابان باشد ، نیک منش باشد و با بوی خوش و اسم او را قبل
از تولدش “هُرْمُزْدْ” (یعنی بسیار روشن) می گذارد ، اما وقتی این دوره انتظار هزار
ساله خیلی طول می کشد ، زُروان در تأثیر قربانی کردن و انتظار کشیدن شک می کند
و گمانمند می شود . بلافاصله در اثر این گمانمندی دو موجود در بطنش شکل می گیرند

یکی اهورا یا همان هرمزد ، به پاس هزار سال قربانی و انتظار ، دوم اهریمن به گناه
شکی که کرد و بنابراین این دو موجود خدایی و شیطانی در آیین زُروانی جفت دوقلوی
هم هستند یعنی برادران دوقلوی یکدیگرند . زُروان از این امر مطلع می گردد که در
وجودش دو موجود ، یکی به غایت سپنتا و دیگری به شدت اهریمنی شکل گرفته و
سوگند یاد می کند که اولین فرزندی که در حضور او ظاهر شود ، او را به فرماندهی و
سلطنت تمام زمین و آسمان منصوب نماید . “هرمزد” که باطنی پاک دارد بلافاصله از
فکر پدر مطلع می شود ولی چون ساده دل و روشن بین است ، این مطلب را با
برادرش “اهریمن” در میان می گذارد . “اهریمن” بطن زُروان را زودتر از موعد مقرر
می شکافد و جلوی پدر ظاهر می شود . زُروان از دیدن او وحشت می کند و می پرسد :
“تو کی هستی؟” و وقتی که او می گوید فرزندش است به شدت ناراحت می شود و می
گوید : فرزند من چهره ای چون خورشید دارد و نیک منش و با بوی خوش است حال آن
که تو سیاه ، بدمنش و بدبو هستی . بعد “هرمزد” از بطن زُروان بیرون می آید و در
جلوی پدر ظاهر می شود . زُروان سریعاً از چهره درخشان و بوی خوش او متوجه می
شود که این همان “هرمزد” است .
و اعلام می دارد که او پادشاه زمین و آسمان است ولی “اهریمن” سوگند پدر را به او
یادآوری می نماید .
که هر کس که زودتر در مقابلش ظاهر شود ، همان پادشاه زمین و آسمان
خواهد بود . زُروان اجباراً می پذیرد و قرار می گذارد که در یک دوره نه هزار ساله ،
اول “اهریمن” سرور باشد ولی “هرمزد” هم به او کمک کند تا بعد از اتمام این دوره ،
سلطنت مطلق به “هرمزد” واگذار شود .
زُروان هم خالق اهورا و هم اهریمن است و بنابراین ثنویت ظاهری آیین زرتشتی ، در
زُروانیسم تبدیل به وحدت می شود . در نزد پیروان زُروان ، هم اهورا و هم اهریمن هر
دو پرستیده می شوند ، به عبارت دیگر در زُروانیسم لعن کردن شیطان اصلاً مطرح
نیست بلکه عده ای طرفدار هرمزد یا اهورا و عده دیگر طرفدار شیطان هستند و اتفاقاً

آن هایی که شیطان پرست هستند بر اساس قواعد سختی در یک مجمع مخصوص که
برای گزینش جوانان نخبه ۳۲ ساله تشکیل می گردد ، انتخاب می شوند و بقیه
مردم عادی کسانی هستند که اهورا را می پرستند .


ناتمام