دکتر گوهر نو – پژوهشگر

مولانا جلال الدین محمد مولوی عارف و شاعر بزرگ ایران ؛ در دفتر سوم مثنوی داستان دل انگیزی در مورد « تلقین دارد که زینت بخش این یادداشت می کنیم و سپس  به واکاوی واژه  « تلقین »  می پردازیم    مولانا می گوید :

       کودکان مکتبی از اوستاد    /    رنج دیدند از ملال و اجتهاد

      مشورت کردند در تعویق کار /   تا معلم در فتد در اضطرار

     چون نمی‌آید ورا   رنجوریی    /  که بگیرد چند روز او دوریی

    تا رهیم از حبس و تنگی و ز کار /هست او چون سنگ خارا بر قرار

کودکان مکتب از سختی‌ها و تلاش‌های استاد رنج  می بردند و از این خستگی‌ها و کوشش‌ها احساس ناخوشی می  کردند. آنها در خصوص به تعویق انداختن کارها گفتگو کردند تا معلم در شرایط سختی قرار نگیرد.و در حقیقت چند روزی استراحت نماید و کودکان آسوده باشند . این دوری، چند روز به طول می ‌انجامد. تا زمانی که از محدودیت ‌ها و سختی‌ها عبور کنند، او مانند سنگی محکم و استوار در جای خود باقی می ‌ماند.

آن یکی زیرکتر این تدبیر کرد    /   که بگوید اوستا چونی تو زرد

خیر باشد رنگ تو بر جای نیست  / این اثر یا از هوا یا از تبیست

اندکی اندر خیال افتد ازین       /    تو برادر هم مدد کن این‌چنین…..

و آنکه از همه زیرک‌تر بود، پیش‌نهاد می‌دهد، از زَردروییِ معلم و ناخوش‌ْاحوالی‌اش بگویند و بقیه نیز هم‌راهی کنند و آن‌قدر به معلّم تلقین نمایند که اواحساس مریضی کند   و بچّه‌ها به آن‌ چه می‌خواهند، برسند. کودکان قرار و مَدارهایشان را می‌گذارند و هم‌آهنگی‌هایِ لازم را انجام می ‌دهند. فردایِ آن روز، کودکان بر آستانۀ مکتب‌خانه منتظرِ معّلم می ‌نشینند تا نقشۀ خود را عملی کنند. به محضِ ورود معلّم، زرنگ‌ترین دانش‌آموز که آن پیش‌نهاد را نیز خودش داده ‌بود، پیش می ‌رود؛ سلام می ‌کُند و علّت زرد بودنِ رنگِ رُخسار معلّم را می‌پُرسد. مُعلّمِ سخت‌دل، با همان اَخمِ همیشگی، می ‌گوید: خوبم و دستور می‌دهد بنشیند سرِ جایش، امّا همان جمله، تأثیرش را می ‌گُذارد. سپس چند نفرِ دیگر نیز، از زَردرویی و ناخوش‌احوالیِ معلم می‌پُرسند تا توهّمِ بیماری در او تشدید شود.   معلم وقتی آن حرف‌ها را می ‌شنود، اگرچه به رویِ  خود  نمی‌آورَد، امّا آن تلقین‌ها کارِ خودشان را می ‌کنند. وسر انجام معلم  به  خانه  ، می ‌رود…

مولانا در انتهایِ حکایت، دوباره نَقبی به زندگیِ روزمرّۀ مردم می ‌زند و از واقعیّتِ مهم‌تری پرده برمی‌دارد و آن این‌که، گاه اسارتِ آدمی در چنبرۀ توهّمات، نتیجۀ تلقین‌هایِ درونی و بیرونی است. تلقین‌هایی که مثل موریانه بنیادهای زندگی را می ‌خورند، امّا آدمی متوجّه نهادینگیِ آن‌ها در وجودش نیست…

تلقین درس اهل نظر یک اشارت است

گفتم  حکایتی و  مکرر  نمی  کنم.

هر آنچه هستیم، همان است که اندیشیده ایم. ذهن همه چیز است. هر آنچه را باور کنیم، همان می شویم.

                                          ***

شاید هزاران بار  واژه  « تلقین »رااز زبان های مختلف شنیده باشید. ازخانه گرفته تا  دانشگاه نیز از این کلمه استفاده کرده اند . 

این کلمه قدرت غیرقابل تصوری دارد! به هیچ وجه خرافات نیست؛ زیرا دانشمندان بزرگی همچون انیشتین، نیوتن یا روانشناسان بزرگی مثل فروید در نوشته هایشان به قدرت باور و تلقین اشاره کرده اند و البته تمامی پیامبران با شیوه تدریس خودشان یکی از اصولی که به انسان ها آموختند این بود : “باور کنید تا ببینید…

                                                  ***

 کاشف تلقین

کاشف تلقین دکتر« امیل کوئه» داروساز و روان شناس فرانسوی است که قوانین این فرایند را پایه گذاری کرده است. امیل کوئه روزی در داروخانه مشغول به کار بود که یکی از بیمارانش با شکایت از اینکه داروهایش اثری نداشته و باعث بهبودی مریضی اش نشده است وارد شد. در آن لحظه به ذهن دکتر کوئه رسید که قرص های قبلی را بگیرد و همان قرص را با رنگ و کپسول جدید به بیمار بدهد.!

در زمان ارائه به او گفت که این قرص تازه به دست او رسیده و بیماران زیادی را بهبود بخشیده و مطمئن باش که برای تو هم موثر است. بعد از چند روز بیمارش نتیجه مثبتش را به او می گوید. کوئه از این قضیه متعجب می شود، هر دو دارو را آزمایش می کند که نتیجه می گیرد هیچ تفاوتی ندارند. در نهایت چیزی به نام«  تلقین» را کشف می کند.

روش هاي كوئه در دهه 1920 شهرتي جهاني پيدا كرد مخصوصا جمله ابدايي او:

«من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر مي شوم»

قوانین کوئه در مورد تلقین چیست:

قوانین کوئه در مورد تلقین که وی پس از گذشت حدود 20 سال تحقیق در خصوص تلقین های هیپنوتیزمی به قوانین سه گانه زیر دست یافت ؛عبارتند از:

1. قانون تمرکز زمانی که ذهن به مدت طولانی به یک موضوع مشخص متمرکز می‌شود، این موضوع به تدریج در ذهن تجسم می ‌یابد و آن موضوع بتدریج جنبه واقعی پیدا می کند.

2. قانون اثر متضاد: این قانون بیان می ‌کند که اگر شخص فقط تلاش کند بدون داشتن اعتقاد مناسب، موفقیت کمی خواهد داشت.

به عبارت دیگر؛ تفکر منفی + کوشش بیشتر = موفقیت کمتر.

3. قانون اثر احساسی و عاطفی: این قانون معتقد به این است که تلقین‌ها که با احساسات قوی و تصاویر ذهنی همراه هستند، تاثیر بیشتری دارند. در اصل پندار قویتر از تلقین است . به عبارت دیگر زمانی که یک تلقین از روی اشتیاق و احساسهای عاطفی درون باشد و همراه با تصاویر ذهنی باشد این تلقین قوی تر از سایر افکار و القائات ظاهر شده و بر دیگر افکار غلبه پیدا می کند.

تلقین در لغت به معنای «باوراندن چیزی به کسی» یا «واداشتن کسی به انجام کاری» است. در اصطلاح روانشناسی، تلقین به فرایندی گفته می ‌شود که در آن یک فکر، ایده، یا احساس از طریق ارتباط کلامی یا غیرکلامی به فرد دیگری منتقل می ‌شود و به صورت ناخودآگاه بر باورها، احساسات و رفتارهای او تأثیر می ‌گذارد. تلقین چیست؟

در نهایت، تلقین به این معنا است که شما می ‌توانید اعتقادات و مفاهیم مختلف را در ذهن خود و دیگران ایجاد کنید. با تمرین و تکرار تلقین‌ها، آنها به تدریج در ذهن ناخودآگاه تعبیه می‌شوند و می‌توانند تغییرات بزرگی را در رفتار و عقاید افراد ایجاد کنند. تلقین و هیپنوتیزم ابزارهای قدرتمندی هستند که می ‌توانند به افراد در دستیابی به موفقیت و تغییرات مثبت کمک کنند.

در نظر اهل نظر، تلقین به معنای یک اشاره یا پیامی است که به ‌طور مکرر بیان می ‌شود تا مفهومی خاص در ذهن مخاطب شکل گیرد. به عبارت دیگر، تلقین گاهی به‌ صورت غیرمستقیم و با تکرار مستمر در قالب حکایات یا داستان‌ها به مخاطب منتقل می ‌شود.

تلقین در روان‌شناسی، فرآیندی است که در آن فردی می ‌تواند افکار، احساسات، رفتاریا نگرش‌های خود یا دیگران را هدایت کند. به‌ طور ساده، این فرآیند نوعی خود گول‌زنی است که در آن با تکرار خواسته‌های ذهنی، باورهای جدیدی در ضمیر ناخودآگاه شکل می ‌گیرد. هر چیزی که در مرکز توجه قرار گیرد و بارها در زمان‌های مختلف تکرار شود، در ناخودآگاه فرد ریشه می ‌دواند.

تاثیر تلقین کردن بر خودمان

اولین مهمترین بخش از تلقین، آثاری است که روی خودمان می گذارد. تلقین به ما یاد می دهد که خودمان را در اولویت قرار دهیم و این موضوع سبب می شود که موقعیت تلقین برایمان اثربخش تر باشد. در واقع وقتی یک سری انرژی مثبت را در ذهنمان جمع می کنیم؛ کمک می کنیم تا حال بهتری داشته باشیم.

تلقین کردن سبب ایجاد انگیزه و اراده قوی می شود انگیزه برای شروع کارهای کوچک تا بزرگ! هرچه بیشتر تلقین مثبت داشته باشیم حال دلمان بهتر است. تلقین منفی اثرات ناگوار بر روی ذهن و سپس جسم می گذارد و احساس سرخوردگی چند برابر می شود.

تلقین همانند بذری است که در خاک وجود انسان ها کاشته می شود اگر به موقع به آبیاری و باغبانی ان بپردازیم  از ان دانه کوچک کم وزن درخت قطور و تنومندی ایجاد خواهیم کرد که با بالا رفتن از ان درخت از فراز قله های موفقیت خواهیم گذشت.

کوتاه سخن آنکه ؛  شما می توانید از تلقین استفاده کنید تا به خواسته هایی که دارید برسید. زیرا تلقین مثبت به شما انگیزه و انرژی انجام کار می دهد و در نتیجه توانایی شما در رسیدن به اهدافی که دارید نیز به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند. در واقع تلقین نوعی ترفند است که اگر با اصول و انواع آن به خوبی آشنا باشید می توانید تلقین های منفی را از زندگیتان حذف کنید و صرفا با استفاده از تلقین های مثبت عملکرد تان را در زندگی افزایش دهید.