نگاهی به بحران ارتباط انسانی در عصر تلفن همراه و رسانه های نوین
محمود مجاهد
به بهانه روز جهانی « ارتباطات و روابط عمومی » یادداشت این هفته را به این موضوع اختصاص می دهم .این روز فرصتی است تا نقش و جایگاه ارتباطات و روابط عمومی را مرور کنیم:
در دنیای امروز، ارتباطات به مهمترین نیاز بشر تبدیل شده است. انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری به ابزارهای ارتباطی دسترسی دارد؛ از تلفن همراه و اینترنت گرفته تا شبکههای اجتماعی و پیامرسانها. فاصلههای جغرافیایی کوتاه شده و انتقال اطلاعات تنها در چند ثانیه انجام میشود. همین اهمیت سبب شده است که «روز جهانی ارتباطات» بهعنوان نمادی برای توجه به نقش ارتباطات در زندگی بشر نامگذاری شود.باید دانست ؛ ارتباطات، تنها انتقال پیام نیست؛ بلکه پلی برای انتقال فرهنگ، احساس، دانش و تجربه است. هر جامعهای که ارتباطات سالمتر و آزادانهتری داشته باشد، زمینه رشد فکری و اجتماعی بیشتری را تجربه میکند. خانوادهای که اعضای آن با گفتوگو مشکلات خود را حل میکنند، محیطی آرامتر و پایدارتر خواهد داشت. همچنین در سطح کلان، دولتها و ملتهایی که بر پایه تعامل و گفتوگو حرکت میکنند، کمتر دچار تنش و بحران میشوند. بنابراین ارتباطات، زیربنای توسعه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هر جامعه به شمار میرود.
اما پرسش اساسی این است: آیا افزایش ابزارهای ارتباطی، انسانها را به یکدیگر نزدیکتر کرده است؟ یا برعکس، ما را در میان انبوهی از ارتباطات ظاهری، گرفتار تنهایی و بیگانگی نموده است؟
امروزه اگر وارد یک مهمانی خانوادگی، جمع دوستانه، سالن انتظار یا حتی یک رستوران شوید، صحنهای تکراری اما تأملبرانگیز مشاهده میکنید؛ چند نفر دور یک میز نشستهاند، اما هرکدام سر در تلفن همراه خود دارند. سکوتی عجیب بر فضا حاکم است؛ گویی انسانها در کنار هم حضور فیزیکی دارند، اما روح و ذهنشان کیلومترها از یکدیگر فاصله گرفته است.! پدربزرگی که مشتاق گفت وگو با نوههایش است، با بیتوجهی آنان روبه رو میشود، زیرا هرکدام غرق در شبکههای اجتماعی یا بازیهای تلفن همراهاند. در چنین شرایطی، ابزار ارتباطی که باید وسیله نزدیکی انسانها باشد، به عاملی برای دوری و سردی روابط تبدیل می شود.!
یکی از ملموسترین نمونههای این بیگانگی را میتوان در جمعهای خانوادگی مشاهده کرد. در گذشته، شب نشینیها فرصتی برای گفت وگو، شنیدن تجربه بزرگترها و تقویت صمیمیت بود. اعضای خانواده ساعتها با یکدیگر صحبت میکردند و خاطره میساختند. اما امروز در بسیاری از خانهها، هر فرد در اتاق یا گوشهای از منزل، سرگرم تلفن همراه خویش است. حتی گاهی مادر، پدر و فرزندان در یک اتاق حضور دارند، اما هرکدام در دنیای مجازی جداگانهای زندگی میکنند. این وضعیت نوعی «تنهایی در کنار دیگران» را پدید آورده است؛ پدیدهای که روانشناسان آن را یکی از بحرانهای عصر دیجیتال میدانند. و جوانان بیش از دیگران در معرض این آسیب قرار دارند. بسیاری از آنان ساعتهای طولانی در شبکههای اجتماعی وقت میگذرانند و بهتدریج مهارت گفتوگوی واقعی را از دست میدهند. ممکن است فردی در فضای مجازی صدها دوست و دنبالکننده داشته باشد، اما در دنیای واقعی نتواند یک گفتوگوی صمیمی و عمیق با اعضای خانواده یا دوستان نزدیک خود برقرار کند. این مسئله بهمرور احساس انزوا، اضطراب و حتی افسردگی را افزایش میدهد. انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و نیاز به ارتباط چهره بهچهره دارد؛ ارتباطی که در آن احساس، نگاه، لحن صدا و عاطفه منتقل شود، نه صرفاً چند پیام کوتاه و شکلکهای مجازی.
از سوی دیگر، تلفن همراه گرچه فواید فراوانی دارد، اما استفاده نادرست از آن می تواند روابط انسانی را تخریب کند. بسیاری از افراد هنگام رانندگی، غذا خوردن، درس خواندن یا حتی صحبت با دیگران، مدام تلفن خود را بررسی می کنند. این وابستگی نوعی بیاحترامی ناخواسته به طرف مقابل ایجاد میکند. تصور کنید دو دوست پس از مدتها یکدیگر را ملاقات کردهاند، اما یکی از آنان در تمام مدت سرگرم پاسخ دادن به پیامهای تلفنی باشد. طبیعی است که احساس صمیمیت و توجه از بین برود و رابطه انسانی کم رنگ شود.
علاوه بر این، فضای مجازی گاهی تصویری غیرواقعی از زندگی دیگران ارائه میدهد و موجب مقایسههای نادرست می شود. بسیاری از جوانان تحت تأثیر تصاویر ظاهراً بینقص زندگی دیگران، احساس ناکامی و نارضایتی می کنند. در نتیجه، به جای آنکه ارتباطات موجب آرامش و همدلی شود، به عاملی برای اضطراب و رقابت ناسالم تبدیل می گردد. همچنین انتشار اخبار جعلی، شایعات و مطالب توهینآمیز در فضای مجازی، نمونه دیگری از استفاده نادرست از ابزار ارتباطی است که اعتماد اجتماعی را کاهش می دهد.
البته نباید فراموش کرد که ابزارهای ارتباطی ذاتاً منفی نیستند. تلفن همراه و اینترنت امکانات ارزشمندی فراهم کردهاند؛ آموزش آنلاین، ارتباط سریع با عزیزان دوردست، دسترسی آسان به اطلاعات و آگاهی از رویدادهای جهان، تنها بخشی از مزایای این فناوریهاست. مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که انسان به جای استفاده درست از ابزار، اسیر آن شود. به بیان دیگر، فناوری باید در خدمت انسان باشد، نه انسان در خدمت فناوری.
برای حل این بحران، پیش از هر چیز باید فرهنگ استفاده صحیح از ابزارهای ارتباطی آموزش داده شود. خانوادهها میتوانند زمانهایی را بدون تلفن همراه سپری کنند؛ مثلاً هنگام صرف غذا یا دورهمیهای خانوادگی، هنگام رانندگی و.. استفاده از تلفن همراه ممنوع باشد تا اعضای خانواده فرصت گفتوگو پیدا کنند. مدارس و دانشگاهها نیز باید مهارت ارتباط انسانی، گفتوگوی مؤثر و سواد رسانهای را آموزش دهند تا نسل جوان بتواند میان دنیای واقعی و مجازی تعادل برقرار کند.
در نهایت باید گفت که انسان امروز در میان انبوه ابزارهای ارتباطی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند «ارتباط واقعی» است. ارتباطی که بر پایه محبت، شنیدن، درک متقابل و حضور قلبی شکل گیرد. روز جهانی ارتباطات تنها یادآور پیشرفت فناوری نیست، بلکه هشداری است برای آنکه مراقب باشیم در شلوغی پیامها، آگهیها و شبکههای مجازی، انسانیت و صمیمیت را گم نکنیم. زیرا اگر ارتباطات انسانی تضعیف شود، جامعهای خواهیم داشت که افرادش به ظاهر کنار هماند، اما در حقیقت هرکدام در تنهایی خویش زندگی میکنند.!
بی مناسبت نیست ؛ در پایان این مقال نیز از نقش روابط عمومی در زندگی بشر و تاٌثیر آن هم سخن گوییم
نقش روابط عمومی در زندگی بشر و تأثیر آن در سازمانها
روابط عمومی یکی از مهمترین ارکان ارتباطی در دنیای امروز به شمار میآید. انسان از آغاز زندگی اجتماعی همواره نیازمند برقراری ارتباط، انتقال پیام و ایجاد تفاهم با دیگران بوده است. با گسترش جوامع و پیچیده تر شدن روابط انسانی، اهمیت روابط عمومی نیز افزایش یافته و امروزه به عنوان پلی میان مردم و سازمانها شناخته می شود. روابط عمومی نه تنها در پیشرفت سازمانها نقش دارد، بلکه در بهبود کیفیت زندگی اجتماعی انسانها نیز تأثیرگذار است.
در معنای کلی، روابط عمومی هنر و علم برقراری ارتباط مؤثر میان یک سازمان و مخاطبان آن است. این ارتباط میتواند میان مدیران و کارکنان، سازمان و مردم، یا حتی میان دولت و شهروندان برقرار شود. هدف اصلی روابط عمومی ایجاد اعتماد، تفاهم و همکاری متقابل است. هرچه این ارتباط قویتر و صادقانهتر باشد، میزان موفقیت سازمان نیز بیشتر خواهد بود.
در زندگی بشر، روابط عمومی نقش مهمی در ایجاد همدلی و کاهش سوءتفاهمها دارد. انسانها از طریق ارتباط صحیح میتوانند احساسات، نیازها و افکار خود را بهتر بیان کنند. در محیط خانواده، مدرسه، دانشگاه و جامعه، مهارتهای روابط عمومی سبب ایجاد احترام متقابل و افزایش همکاری میشود. افرادی که توانایی برقراری ارتباط مؤثر دارند، معمولاً در زندگی اجتماعی و شغلی موفق تر هستند؛ زیرا میتوانند اعتماد دیگران را جلب کرده و مشکلات را از راه گفت وگو حل کنند.
در سازمانها، روابط عمومی به منزله قلب تپنده ارتباطات عمل می کند. یک سازمان بدون ارتباط مناسب با کارکنان و مشتریان خود نمیتواند به موفقیت پایدار دست یابد. روابط عمومی با اطلاعرسانی صحیح، معرفی خدمات و پاسخگویی به نیازهای مخاطبان، تصویر مثبتی از سازمان در ذهن مردم ایجاد میکند. همچنین در زمان بحرانها، روابط عمومی میتواند با مدیریت درست اطلاعات، از گسترش شایعات و بیاعتمادی جلوگیری کند.
یکی دیگر از وظایف مهم روابط عمومی در سازمانها، ایجاد انگیزه و روحیه همکاری میان کارکنان است. زمانی که کارکنان احساس کنند نظرات و مشکلات آنان شنیده میشود، احساس تعلق بیشتری به سازمان پیدا میکنند و با انگیزه بیشتری فعالیت خواهند کرد. از سوی دیگر، روابط عمومی با برگزاری برنامههای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی میتواند فضای کاری سالمتر و پویاتری ایجاد کند.
در عصر فناوری و شبکههای اجتماعی، اهمیت روابط عمومی چند برابر شده است. امروزه اخبار و اطلاعات با سرعت زیادی منتشر میشوند و افکار عمومی به سرعت شکل میگیرد. در چنین شرایطی، روابط عمومی باید با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، اطلاعات صحیح و شفاف را در اختیار مردم قرار دهد. سازمانهایی که از روابط عمومی قوی برخوردارند، بهتر میتوانند اعتماد مشتریان و جامعه را حفظ کنند.
در نهایت میتوان گفت روابط عمومی تنها یک بخش اداری یا تبلیغاتی نیست، بلکه عاملی اساسی در ایجاد ارتباط سالم و سازنده میان انسانها و سازمانهاست. جامعهای که در آن ارتباطات بر پایه صداقت، احترام و آگاهی شکل گیرد، جامعهای موفقتر و آرامتر خواهد بود. بنابراین توجه به روابط عمومی و تقویت مهارتهای ارتباطی، ضرورتی مهم برای پیشرفت فردی و اجتماعی انسانها به شمار میآید.
Recent Comments/نظرات اخیر