زبان شیرین فارسی ضرب المثل های جالبی دارد؛ مانندهمین اصطلاح “چوب دوسر طلا » ؛
در ذیل به معنی آن می پردازیم :
چوب دو سر طلا :

  • کسی که نزد هر دو طرف دوست و دشمن خفیف و بی آبرو شده باشد.!
    -چوب دوسر طلا ؛آنکه در پیش دو طرف دعوی یا دو خصم منفور است. از اینجا رانده از آنجا مانده.
  • یعنی بین دو دسته از افراد مورد گمان بد واقع شده است. در اصل چوب دو سر نجس یا چوب دو سر
    کثیف است که به جهت تمسخر یا حتی ادب (!) به جای نجس و کثیف، طلا می گویند.
  • کنایه‌ای داریم که می‌گوید «چوب دوسر طلا (نجس)» یعنی چوبی که نه این سرش را می‌توان
    گرفت و نه آن سرش را! کنایه از کسی که نزد هر دو طرف دوست و دشمن خفیف و بی آبرو شده
    باشد.
    -یعنی ما از هر دو طرف (دعوا،…) ضربه خوردیم.
  • شامل حال شخصی می شود که پیش هر کسی می رود اعتبار و منزلتی ندارد و مورد احترام واقع
    نمی شود.
  • یعنی کسی که مورد تنفر دو طرف دعوا قرار گرفته است.
  • معمولا این ضرب المثل را درباره افرادی به کار می برند که در نزد و گروه با خصلت های کاملا
    متضاد، هیچ اعتباری ندارد و نمی تواند حرفش را به کرسی بنشاند. از این رو می گوید من میان این
    دو گروه همچون چوب دو سر طلا شده ام. نه این به حرفم گوش می دهد نه آن یکی! از همه بدتر،
    مورد نفرت هردوشان قرار گرفته ام.!
    -به کسی می گویند که نه نزد خوبان ارزش دارد نه در جمع بدان! چرا که خوار و ذلیل شده است.
  • شامل حال شخصی می شود که پیش هر کسی می رود اعتبار و منزلتی ندارد و مورد احترام واقع نمی
    شود.
  • یعنی کسی که مورد تنفر دو طرف دعوا قرار گرفته است.
    نکته :
    کلمه چوب چرا بکار رفته:در قدیم کنار هر مستراحی چوبی بلند بود وزمانیکه لوله چاهک می گرفت با
    آن چوب فشار می دادند (میزدند) تا کثیفی رد شود ,گاهی این چوب دو سرش کثیف می شد و رغبتی به
    دست گرفتن دوباره ان نبود ودور انداخته می شد.!