استاد احمد علی مشکسار – پژوهشگر

قسمت هفده

بیرون آمدن از آتش ، آزادی از زندان تاریک ، به فرمانروایی و قدرت رسیدن شخصیت
های اسطوره ای نامبرده همه نماد “زندگی دوباره” ای است که پس از یک دوره نیستی
و نابودی برای آنان به دست آمده . اگر داستان سیاوش را از یک اصل ایرانی ندانیم و
ریشه آن را در اساطیر دیگر نظیر بین النهرین بجوییم ، لازم است حداقل به صورت
مختصر از اسطوره “دِموزی” یا “تِموز” مطلع باشیم .
“دِموزی” خدای برکتْ بخشنده و بارور کننده سومری – همسر “آینین” – مادینه خدای
باروری و الهه شهر “اوروک” است که از قدرت و امکانات بسیار زیادی برخوردار
می باشد . “آینین” شوهر خود “دموزی” را به گناه این که احترامات فائقه را نسبت به
وی به جا نیاورده ، به دست “دیوها” می سپارد تا او را به “جهان مردگان” ببرند .

“دموزی” به جهان مردگان در زیر زمین برده می شود ، اما “آینین” پس از مدتی
پشیمان می گردد و
می خواهد که شوهرش به جهان زندگان برگردد . برای این امر تعدادی با “نی لبک” و
رقص های آیینی و لباس های قرمز و صورت های سیاه “دموزی” را از جهان مردگان
در زیر زمین ، به سمت دنیای زندگان روی زمین هدایت می کنند . او مجدداً با “آینین”
الهه عشق و باروری ازدواج می کند . همین مرگ و ازدواج دوباره که در آن دو ایزد
“باروری” و “برکتْ بخشندگی” حضور دارند ، نماد و کهن الگویی برای داستان سیاوش
به عنوان “خدای نباتی شهید شونده” است . “سیاوش” نیز چون “دموزی” خدای
کشتزارهاست . او به درون آتش می رود که
می تواند نماد خشک شدن و زرد گردیدن گیاهان در زمستان باشد و سرانجام شاد و
پیروز از آتش بیرون می آید که آن هم نماد رسیدن بهار و سبز گشتن مجدد گیاهان
است . به بیان دیگر این اسطوره بیانگر “مرگ و رستاخیز” و تابع الگوی “خزان و
بهار” است . مرگ سیاوش (پژمردن) و روییدن دوباره او به صورت “کیخسرو” ،
اساسی ترین نمود مرگ ایزدگونه این شهید و سبز گشتن “خون سیاوشان” است . در این
اسطوره ، الهه آب که در اساطیر سومری “آینین” بود ، جای خود را به “سودابه” به
معنی “دارنده آب سود بخش” داده است که او نیز همچون “آینین” باعث مرگ خدای
کشت و باروری می شود (علت قتل سیاوش در حقیقت سودابه بود) . افراسیاب در این
اسطوره نماد “خشکسالی و خشکی” است که به دست کیخسرو (زایش مجدد خدای نباتی
شهید شونده) از بین می رود .
در این جا بی مناسبت نیست که در ارتباط “سیاوش” با “حاجی فیروز” مختصراً
توضیحاتی داده شود .
همان گونه که گفته شد ، سیاوش به عنوان “ایزد نباتی شهید شونده” یک بار به جهان
مردگان که عرصه تیرگی و تاریکی است می رود . سپس مجدداً به صورت “کیخسرو”
به دنیای زندگان باز می گردد . این مراسم ویژه بهار و عید نوروز است که انقلاب

رویش دوباره گیاه و سبز شدن طبیعت نباتی در آن صورت می گیرد . در همین زمان
است که “حاجی فیروز” با صورتی سیاه و جامه ای سرخ و دایره زنگی در دست ظاهر
می شود .


رنگ سیاه چهره او به دلیل بازگشت از جهان مردگان است . برای آوردن باران و
برکت . جامه سرخ او نماد خون مجدد و تازه در رگ زندگی است . در حقیقت “سیاهی
و سرخی” در کنار هم نماد “مرگ و زندگی” است که پیوسته به صورت جفتی جدا
ناپذیر در کنار هم قرار دارند . دایره زنگی “حاجی فیروز” و آواز خواندن او که در
اسطوره “دموزی” به صورت “نی لبک” نمودار است ، نشانه رقص های جادویی باران
آور است که در مراسم عبادی باران انجام می گردیده .
در ادبیات جهان در ارتباط با جهان مردگان و حضور شیطان ، کتاب های خواندنی
متعددی موجود است که در این جا فقط به ارائه فهرستی از آن ها بسنده می شود :
1- “ایلیاد” و “اودیسه” هومر
2- “کمدی الهی” دانته ، کتاب های دوزخ ، برزخ و بهشت
3- “بهشت گمشده” جان میلتون
4- “فاوست” گوته
5- “دکتر فاستوس” کریستوفر مالرو
6- “ارداویراف نامه” ارداویراف

پایان