روشنفکران بیمسئولیت و افکار عمومی سرگردان!
محمود مجاهد
قبل از آنکه بخواهم در باره « روشنفکران بی مسوولیت » سخن بگویم ؛ لازم می دانم تعریفی از «روشنفکری» نمایم و سپس موضوع را دنبال کنم :
روشنفکر به فردی اطلاق میشود که با استفاده از خرد و دانش خود به تحلیل و بررسی مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی می پردازد و سعی می کند ؛ نظرات نوین و راهکارهایی اراپه دهد. از اینرو در هر جامعهای، افرادی هستند که به واسطهی دانش، شهرت یا دسترسی به رسانهها، صدای بلندتری نسبت به دیگران دارند. این افراد که معمولاً «روشنفکر» یا «صاحبنظر» نامیده می شوند، می توانند نقش مهمی در آگاهسازی مردم ایفا کنند. اما همیشه اینگونه نیست. گاهی همین تریبون به ابزاری برای گمراهی تبدیل می شود.!
قدرت تریبون و شکل دهی افکار عمومی
رسانهها، شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی مدرن نقش بسیار مهمی در شکلدهی افکار عمومی دارند. پژوهشها نشان میدهد که رسانهها نهتنها بر «آنچه مردم فکر میکنند» بلکه بر «آنچه دربارهاش فکر میکنند» تأثیر میگذارند .
همچنین، این ابزارها میتوانند باورهای موجود را تقویت کرده و حتی افراد را به اقدام عملی سوق دهند . در چنین فضایی، کسانی که به تریبون دسترسی دارند—اعم از روشنفکران، تحلیلگران یا فعالان رسانهای—نقشی کلیدی در جهت دهی به افکار عمومی پیدا می کنند.
این قدرت، اگر بدون مسئولیت اخلاقی استفاده شود، می تواند به ابزاری برای القای نادرست و حتی دستکاری افکار تبدیل شود.
واقعیت این است که همهی کسانی که خود را روشنفکر معرفی میکنند، لزوماً مسئولیت پذیر نیستند. برخی از آنها بدون پایبندی به حقیقت، تنها به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند؛ حتی اگر این تأثیرگذاری بر پایهی اطلاعات ناقص، تحریف شده یا احساسی باشد.
روشنفکران غیرمسئول: ابزار گمراهی
برخی پژوهشها نشان میدهد که روشنفکران در طول تاریخ گاه تأثیرات نادرست و حتی مخربی داشتهاند و ایدههایی را ترویج کردهاند که پیامدهای منفی جدی به همراه داشته است .این گروه دارای ویژگیهایی هستند که می توان بدان اشاره کرد و گفت :
- استفاده از احساسات به جای استدلال
- تحریف یا گزینش اطلاعات
- وابستگی به قدرت یا منافع شخصی
- ساده سازی افراطی مسائل پیچیده
نتیجهی این رفتار، کاهش اعتماد عمومی، ایجاد شکاف اجتماعی و گاه انحراف مسیر تصمیمگیریهای جمعی است.
روشنفکر مسئول، کسی است که حقیقت را— اگر تلخ باشد—بیان میکند، از هیجانسازی بیپایه پرهیز دارد و تلاش می کند قدرت تحلیل مردم را بالا ببرد. اما در مقابل، روشنفکر غیرمسئول بیشتر به دنبال جلب توجه است تا روشنگری. او بهجای توضیح دقیق مسائل، آنها را سادهسازی میکند، احساسات را تحریک می کند و گاهی واقعیت را آنطور که می خواهد، بازسازی می کند.
مشکل زمانی جدیتر میشود که این افراد از «بیهویتی فکری» رنج میبرند؛ یعنی مواضع آنها نه بر اساس اصول ثابت، بلکه بر اساس منافع، موقعیتها یا جریانهای غالب تغییر میکند. امروز از چیزی دفاع میکنند و فردا همان را نفی می کنند، بدون آنکه پاسخگوی این تغییر باشند. این بیثباتی، اعتماد عمومی را بهشدت تضعیف میکند.
از سوی دیگر، بسیاری از مردم به دلیل مشغلههای روزمره یا پیچیدگی مسائل، فرصت بررسی عمیق ندارند و ناچار به این صداها اعتماد می کنند. همین اعتماد، اگر مورد سوءاستفاده قرار گیرد، می تواند جامعه را به سمت برداشتهای نادرست و تصمیمهای اشتباه سوق دهد.
البته نباید فراموش کرد که همهی روشنفکران در این دسته قرار نمیگیرند. هنوز هم افرادی هستند که با صداقت، دانش و تعهد، به روشنگری میپردازند و نقش مثبتی در جامعه دارند. مسئله، تمایز میان این دو گروه است.
راه حل، تنها در نقد روشنفکران غیرمسئول خلاصه نمیشود. مهمتر از آن، تقویت نگاه انتقادی در جامعه است. مخاطب آگاه، هر سخنی را بدون بررسی نمی پذیرد، منبع را میسنجد و تحت تأثیر هیجان قرار نمیگیرد.
در نهایت، تریبون یک امتیاز نیست؛ یک مسئولیت است. کسانی که از این امکان برخوردارند، باید بدانند که هر کلمهی آنها میتواند ذهنها را بسازد یا منحرف کند. و جامعهای که به این نکته بیتوجه باشد، هزینهی سنگینی خواهد پرداخت.
.
Recent Comments/نظرات اخیر