در روزگاری بسر می بریم که با پیشرفت روز افزون دانش و تکنولوژی و جریان گسترده اطلاعات،
آدمی وارد مرحله دیگری از تاریخ شده است . هر روز خبری از خلاقیت ها و اکتشافات و اختراعات
می شنویم . یک روز هوش مصنوعی توجه مان را جلب می کند و یک روز خبر تلاش انسان برای
تسخیر کره مریخ ما را به سویی دیگر سوق می دهد .آنچه در این میان مطرح است استعداد و هوش
انسان هاست .انسان هایی که خلاق اند و با اندیشه های سترگ خویش تخمی می کارند که گاه
هزاران نفر از آن بهره می برند . به راستی چسان می توان به دنبال پرورش انسان‌هایـی باشیم که با
مغزی خلاق جامعه از آنها بهره برد ؟ . کار آفرینان در کجا قرار دارند و چه نقشی می توانند در بهینه
سازی جامعه و ایجاد کار ایفاء نماین؟ کلمه کارآفرین حدود سیصد سال قدمت دارد و نخستین
کسانی که واژه‌ی کارآفرین و مفهوم کارآفرینی را مورد توجه قرار دادند، اقتصاددان‌ها بودند.
شومپیتر کارآفرینی را بدین صورت مطرح می کند :
«عصاره کارآفرینی در درک و بهره برداری از فرصتهاست.»
هوارد استیونسن می گوید :« کارآفرینی تعقیب فرصت‌ هاست. فرصت ‌هایی که فراتر از منابعی هستند
که امروز در دسترس داریم.»
کارآفرینی از قرن شانزدهم میلادی مورد توجه دانشمندان و اقتصاددانان جهان قرار گرفت. اما
اقتصاددانان کلاسیک عقیده داشتند که نمی ‌توان تعریف ثابتی برای کارآفرینی در نظر بگیریم .
در این قرن اکثرکسانی را که ماموریت نظامی داشتند و در همین زمینه‌ها فعالیت می ‌کردند را
کارآفرین می ‌نامیدند. پس از گذشت یک قرن پیمانکاران دولت و دست اندرکاران عمرانی نیز به این
جمع پیوستند.


هدف از کارآفرینی چیست؟


به نظر شما هدف از کارآفرینی چیست؟ هدفی که در موضوعات مختلف انتخاب می ‌کنیم، بسیار مهم
هستند. زیرا با انگیزه گرفتن از همین اهداف می ‌باشد که می ‌توانیم مسیر پر تنش را تحمل و ادامه
دهیم؛ کارآفرینی نیز به همین روال می‌ باشد.

به بیان ساده‌تر می ‌توان گفت “دانش کارآفرینی” محدود به مفاهیم، مهارت‌ها و طرز فکری است که
صاحبان کسب ‌و‌کار برای شروع و رشد کار خود باید از آن‌ها استفاده کنند.

فرایند کارآفرینی


در فرایند کارآفرینی، یک کسب و کار راه‌اندازی می ‌شود و با استفاده از ایده‌های خلاقانه و نوآورانه،
مدل‌های کسب و کاری نوین ایجاد می ‌گردد. این فرایند، به عنوان یکی از عوامل مهم توسعهٔ اقتصادی
در بسیاری از کشورها شناخته شده است .
پیتر دراکر، مدیریت کارآفرینی را به عنوان روش به‌کارگیری دانش کارآفرینانه و استفاده از آن برای
افزایش اثربخشی سرمایه ‌گذاری در کسب ‌و‌کار جدید و همچنین کسب ‌و‌کارهای کوچک و متوسط
تعریف می ‌کند. رابرت پرایس از موسسه جهانی کارآفرینی هم مدیریت کارآفرینی را روش استفاده از
دانش کارآفرینی برای افزایش اثربخشی کسب ‌و‌کارهای نوپا می ‌داند. به‌طور کلی مدیریت کارآفرینی
روشی است که به نوآوری ذاتی کارآفرینی، ساختار مدیریتی محکم‌تری می‌دهد راهبرد یا استراتژی
رشد و پیشرفت .


کارآفرین کیست؟


با وجودی که واژه کارآفرین و مفهوم کارآفرینی ساده و قابل درک به نظر می ‌رسد، اما می‌توان گفت
که تعریف دقیقی از کارآفرین و کارآفرینی که مورد اتفاق نظر همگان باشد وجود ندارد. تعاریف
کارآفرینی فراوانند و هر یک، بر جنبه‌ای از فرایند کارآفرینی و ویژگی های فرد کارآفرین تأکید
کرده‌اند می توان این صفاتی را برای کار آفرین و کار آفرین ها دانست :
ساختن آینده – آینده نگری (پیش بینی آینده ) – جرات ریسک کردن – ارزش
آفرینی – ایجاد اشتغال – خلق ثروت – خلاقیت و بکار گیری نو آوری های ذهنی
اینک باید توجه نمود ؛
پدیده خلاقیت چه زمان به وجود می آید و خلاقیت چیست ؟


تعریف خلاقیت


از خلاقیت تعاریف متفاوت شده است. عده ای می گویند :
خلاقیت یک مفهوم گسترده است و در موضوعات مختلفی می ‌توان آن را مشاهده کرد و یا
خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی . بهر حال ؛

خلاقیت بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است.
خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک انگاره یا اندیشه جدید

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی


خلاقیت یکی از جنبه‌های اصلی تفکر یا اندیشیدن است. تفکر عبارت است از فرایند بازآرایی یا تغییر
اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت.
تفکر بر دو نوع است:
تفکر همگرا: تفکر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره‌سازی اطلاعات و نمادهای کسب
شده موجود در حافظه درازمدت.
تفکر واگرا: تفکر واگرا عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود
در حافظه درازمدت، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.
براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا تصویرسازی ذهنی دارد. این توانایی
عبارت است از فرایند تشکیل تصویرهایی از پدیده‌های ادراک شده در ذهن .


ارتباط با نوآوری


یوزف شومپیتر فرایند کارآفرینی را «تخریب خلاق» می‌نامد. به عبارت دیگر ویژگی تعیین‌کننده در
کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید یا ابداع روش‌های نوین در امور جاری است شومپیتر که از
او به عنوان پدر کارآفرینی یاد می‌کنند، واژه نوآوری را به کارآفرینی پیوند می‌دهد. به عبارت دیگر
ویژگی تعیین‌کننده در کارآفرینی انجام کارهای جدید یا ابداع روش‌های نوین در امور جاری می‌داند.
ازنظر او نوآوری در هر یک از زمینه‌های ذیل کارآفرینی محسوب می‌شود.

ارائه کالای جدید
ارائه روش جدید در فرایند تولید
گشایش بازاری جدید
یافتن منابع جدید
ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت

سخن آخر


کارآفرینی به عنوان حوزه‌ای اثربخش و مهم در کسب‌و‌کار شناخته می‌شود. چون کارآفرین علاوه بر
ایجاد یک کسب‌و‌کار برای خود، در ایجاد اشتغال و درآمدزایی برای دیگران هم نقش مستقیم دارد.
برای یک کارآفرین، شکست به معنی از دست دادن اعتبار، سرمایه، و گاهی حتی فروپاشی روابط
خانوادگی است به همین دلیل، مدیریت کارآفرینی نقش حیاتی داشته و به کارآفرینان جهت بهر ه‌
گیری از مهارت‌های مدیریتی در کسب‌و‌کارشان کمک می‌کند .

بوستون – محمود