تأملی در ریشه‌های فرهنگی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی ناپایداری در تصمیم‌گیری

 محمود مجاهد

زندگی آدمی عرصه انتخاب‌هاست؛ صحنه‌ای که در آن هر تصمیم می‌تواند راهی را بگشاید و سرنوشتی را رقم زند. با این همه، برخی انسان‌ها گویی در میانه راهِ انتخاب و عمل، همواره گرفتار تردیدند؛ امروز عزم خویش را بر کاری جزم می‌کنند و فردا همان تصمیم را وانهاده، راهی دیگر در پیش می‌گیرند. اراده آنان چونان کشتی‌ای است که در دریای مواج تردید، از ساحلی به ساحل دیگر رانده می ‌شود.!

این خصلت که در زبان روزمره «دم ‌دمی ‌مزاجی» خوانده می ‌شود، تنها یک ویژگی فردی نیست؛ بلکه پدیده‌ای پیچیده و چندلایه است که ریشه‌های آن را باید در ژرفای روان انسان، بسترهای فرهنگی و ساختارهای اجتماعی جست ‌وجو کرد. در جهانی که شتاب، عدم قطعیت و تکثر انتخاب‌ها به بخشی از زیست روزمره بدل شده است، بررسی این پدیده بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

لغت نامه  دهخدا« دم دمی مزاج » را چنین تعریف می کند : « مزاج متلون دارد. که هر زمان تغییر اندیشه و رأی و عقیده دهد. »  

ناپایداری اراده از منظر روان‌ شناسی

روان‌شناسان بر این باورند که ثبات در تصمیم‌گیری، از نشانه‌های بلوغ شخصیت و انسجام روانی است. فردی که از خودآگاهی، اعتماد به نفس و قدرت خود تنظیمی برخوردار است، پس از سنجش جوانب مختلف، تصمیمی اتخاذ می ‌کند و مسئولیت پیامدهای آن را نیز می ‌پذیرد. در مقابل، کسانی که پیوسته تصمیم‌های خود را نقض می ‌کنند، غالباً در کشاکش میان خواستن و هراسیدن گرفتارند.!

یکی از مهم‌ترین عوامل روان‌شناختی این وضعیت، اضطراب است. اضطراب ذهن را به میدان نبردی دائمی میان احتمالات بدل می ‌کند؛ هر انتخابی در نظر فرد مضطرب می‌تواند سرچشمه خطری پنهان باشد. از این رو، او نه از سر اندیشمندی، بلکه از بیم خطا، بارها تصمیم خود را بازنگری می ‌کند.

عامل دیگر، ضعف اعتماد به نفس است. فردی که به توانایی‌های خویش باور ندارد، همواره چشم به تأیید دیگران می ‌دوزد و با هر اظهار نظر یا انتقاد، از تصمیم پیشین خود فاصله می ‌گیرد. چنین شخصی بیش از آنکه بر داوری خویش تکیه کند، اسیر داوری دیگران است.

از سوی دیگر، برخی ویژگی‌های شخصیتی همچون تکانشگری، هیجان‌طلبی افراطی و ناتوانی در به تعویق انداختن خواسته‌ها نیز می‌توانند اراده را متزلزل سازند. در چنین شرایطی، تصمیم‌ها نه بر بنیاد تعقل و دوراندیشی، بلکه بر موج احساسات زودگذر شکل می‌گیرند و به همان سرعت نیز فرو می ‌ریزند.

ریشه‌های فرهنگی تزلزل در تصمیم‌گیری

هیچ انسانی جدا از فرهنگ خویش نمی ‌اندیشد و رفتار نمی ‌کند. فرهنگ، همچون رودخانه‌ای نامرئی، الگوهای فکری و رفتاری افراد را شکل می‌دهد. از این رو، ناپایداری در تصمیم‌گیری را نمی‌توان صرفاً به ویژگی‌های فردی فروکاست.

در جوامعی که نظم، مسئولیت ‌پذیری و وفاداری به عهد ارزش اجتماعی محسوب می ‌شود، افراد از همان سال‌های نخست زندگی می ‌آموزند که میان گفتار و کردار خویش هماهنگی برقرار کنند. اما در محیط‌هایی که تعهد چندان ارج نهاده نمی ‌شود و تغییر موضع‌های مکرر هزینه اجتماعی اندکی دارد، زمینه برای شکل‌گیری رفتارهای ناپایدار فراهم‌ تر است.

خانواده نیز در این میان نقشی بنیادین ایفا می ‌کند. کودکانی که در فضایی آکنده از تناقض‌های رفتاری رشد می ‌کنند ــ جایی که قوانین هر روز دگرگون می ‌شوند و معیارها ثبات ندارند ــ اغلب در بزرگسالی نیز در دستیابی به انسجام رفتاری با دشواری مواجه می ‌شوند. آنان از همان آغاز می ‌آموزند که تصمیم، امری گذرا و تعهد، مفهومی نسبی است.!

افزون بر این، عصر رسانه‌های دیجیتال فرهنگی از «گزینه‌های بی‌پایان» را پدید آورده است. انسان امروز در هر لحظه با انبوهی از انتخاب‌ها، توصیه‌ها و سبک‌های زندگی روبه‌روست. این فراوانیِ انتخاب، برخلاف تصور رایج، همیشه به آزادی بیشتر نمی‌انجامد؛ گاه به سرگردانی بیشتر منتهی می ‌شود. ذهنی که هر لحظه با گزینه‌ای تازه مواجه است، دشوارتر می‌تواند بر انتخابی پایدار بماند.

جامعه‌شناسیِ تردید؛ وقتی جامعه نیز مردد است

جامعه‌شناسان معتقدند بسیاری از رفتارهای فردی، بازتاب شرایط کلان اجتماعی‌اند. در حقیقت، نمی‌توان از انسان‌هایی سخن گفت که در فضایی بی‌ثبات زندگی می‌کنند اما خود کاملاً باثبات‌اند.

در جوامعی که آینده اقتصادی، شغلی و اجتماعی با ابهام همراه است، افراد نیز به تدریج نگرشی کوتاه‌مدت پیدا می‌کنند. هنگامی که شرایط پیرامون دائماً دگرگون می‌شود، برنامه‌ریزی بلندمدت دشوار و حتی گاه ناممکن می‌گردد. در چنین بستری، تغییر مکرر تصمیم‌ها نه صرفاً یک ضعف است .

تردیدهای پی‌درپی و ناپایداری در تصمیم‌گیری می‌انجامد.

جامعه مدرن همچنین فرهنگی را ترویج می‌کند که در آن «تغییر مداوم» به ارزش تبدیل شده است. انسان امروز پیوسته تشویق می‌شود که مسیر خود را عوض کند، تجربه‌های تازه بیازماید و هیچ انتخابی را قطعی نپندارد. هرچند این نگرش می ‌تواند زمینه‌ساز نوآوری باشد، اما در صورت افراط، به فرسایش اراده و کاهش تعهد نیز منجر خواهد شد.

پیامدهای فردی و اجتماعی

تزلزل مزمن در تصمیم‌گیری، آرام‌آرام سرمایه‌های روانی و اجتماعی فرد را فرسوده می ‌کند. شخصی که هر روز راهی تازه برمی ‌گزیند، کمتر به مقصدی روشن می ‌رسد. او انرژی فراوانی صرف انتخاب می ‌کند، اما فرصت اندکی برای تجربه ثمرات انتخاب خویش می ‌یابد.

در سطح اجتماعی نیز اعتماد آسیب می ‌بیند. روابط انسانی بر ستون‌های اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری استوارند. هنگامی که افراد نتوانند بر تصمیم‌ها و تعهدات خود پایدار بمانند، همکاری‌های اجتماعی سست می ‌شود و سرمایه اجتماعی جامعه کاهش می ‌یابد.شاید بتوان گفت که یکی از نشانه‌های بلوغ یک جامعه، نه صرفاً توانایی انتخاب، بلکه توانایی وفادار ماندن به انتخاب‌های سنجیده است.

برای کاهش این پدیده می‌توان اقداماتی در سطوح مختلف انجام داد:

آموزش مهارت تصمیم‌گیری و حل مسئله از دوران کودکی.

تقویت اعتماد به نفس و مسئولیت‌پذیری فردی.

ایجاد فرهنگ تعهد و پاسخگویی در خانواده و جامعه.

کاهش وابستگی به تأیید دیگران در انتخاب‌ها.

برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و تعیین اهداف مشخص و قابل دستیابی.

افزایش ثبات و پیش‌بینی ‌پذیری در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی.

                                          ***

 در نهایت ؛ دم‌دمی‌مزاجی را نباید صرفاً ضعف اخلاقی یا کاستی شخصیتی دانست. این پدیده در نقطه تلاقی روان فرد، فرهنگ جامعه و ساختارهای اجتماعی شکل می ‌گیرد. اضطراب، ضعف اعتماد به نفس، الگوهای تربیتی ناپایدار، فرهنگ شتاب ‌زده عصر دیجیتال و نااطمینانی‌های اجتماعی، همگی در آفرینش این وضعیت سهم دارند.

با این حال، انسان محکوم به تردید نیست. پرورش خودآگاهی، تقویت مسئولیت‌پذیری، آموزش مهارت‌های تصمیم‌گیری و ایجاد فرهنگی مبتنی بر تعهد و پاسخگویی می‌تواند اراده را از اسارت تزلزل رهایی بخشد.

در روزگاری که امواج تردید از هر سو بر ذهن انسان هجوم می‌آورند، شاید بیش از هر زمان دیگر به فضیلتی نیازمند باشیم که حکیمان کهن آن را «استواری رأی» می‌نامیدند؛ همان نیرویی که انسان را قادر می‌سازد پس از اندیشیدن، انتخاب کند و پس از انتخاب، بر عهد خویش بماند.