• کسی را بدبخت و تیره روز کردن، بیچاره کردن و به ذلّت افکندن به خاک سیاه نشاندن
  • مذلت،فلاکت،بدبخت کردن
  •  فلانی بدبخت شد و روزگارش همچون خاک، تیره گشت

“به خاک سیاه نشاندن” یک اصطلاح فارسی است که به معنای نابود کردن، بدبخت کردن یا از بین بردن کسی یا چیزی است. این اصطلاح معمولاً برای توصیف موقعیت‌هایی به کار می ‌رود که فرد یا گروهی در اثر اتفاقات ناگوار، فقر، یا شکست به شدت آسیب می ‌بینند و زندگی‌شان به تباهی کشیده می‌شود.

  • کنايه از بدبختي و بيچارگي است که در وضعي غير مترقبه دامنگير شود و آدمي را از اوج عزت و شرافت به حضيض مذلت و افلاس و مسکنت سرنگون کند؛ و مال و منال و دار و ندار را يکسره به زوال و نيستي کشاند. در چنين موردي تنها عبارتي که مي تواند وافي به مقصود و مبين حال آن فلک زده واقع شود؛ اين است که اصطلاحاً گفته شود: “فلاني به خاک سياه نشسته” و يا عبارت ديگر: “فلاني را به خاک سياه نشانده اند”..

مورد استفاده

 – خاک سیاه کنایه از بداقبالی و بدیختی است. یعنی فلانی بدبخت شد و روزگارش همچون خاک، تیره گشت.

 – به خاکِ سیاه نشاندنِ کسی، کنایه از بیچاره کردن اوست. درواقع فقط یک ظالم سنگدل می‌تواند کسی را به خاک سیاه بنشاند مگر آنکه، کسی که بدبخت می ‌شود دشمن باشد. در این صورت به خاک سیاه نشاندنش مجازات ستم‌هایی است که خودش به ناحق به دیگران کرده است.  

 – همه در‌های امید و دارایی را به روی کسی بستن. به گونه‌ای که از فرط نداری و فقر و بیچارگی، هرلحظه آرزوی مرگ کند. این مَثل، اوج مشکلات را نشان می‌دهد. زمانی که انسان از هرچیز و هرکسی ناامید است بجز خدا.

   مثال: اوضاع مالی ام به شدت خراب است. چندین میلیون از پولم را در یک شراکت با دوست قدیمی از دست دادم. او با این نامردی ‌ای که کرد، مرا به خاک سیاه نشاند.

في المثل سيل بنيان کني کليه احشام و اغنام و مزارع و مراتع را از بين ببرد و يا آتش سوزي مهيبي بازار و چهار سوق و يا قيصريه اي را در معرض لهيب خود قرار دهد و انبارهاي کالا را يکسره نابود کند در اين گونه موارد و نظاير و امثال آن چون افراد با مکنت و آبرومند به کلي فاقد هستي مي شوند اصطلاحاً گفته مي شود: « فلاني به خاک سياه نشست.»