استاد احمد علی مشکسار – پژوهشگر
قسمت یازده
در دفتر اول شعر فروغ که “اسیر” نام دارد ، قطعه شعری است با نام “دیو شب” که در
شبی تاریک در تنهایی خود با تنها پسرش (کامیار) برای او لالایی می خواند و از آمدن
دیو سیاه شب خبر می دهد ولی به او اطمینان
می دهد که آن بد سیرت نمی تواند جگر گوشه اش را از او برباید . در این میان ناگهان
بانگ دیو شب بلند می شود :
ناگهان خاموشی خانه شکست
دیو شب بانگ برآورد که آه
بس کن ای زن که نترسم از تو
دامنت رنگ گناهست ، گناه
دیوم اما تو ز من دیوتری
مادر و دامن ننگ آلوده !!
آه ، بردار سرش از دامن
طفلک پاک کجا آسوده !!
بانگ میمیرد و در آتش درد
میگدازد دل چون آهن من
میکنم ناله که کامی، کامی
وای بردار سر از دامن من
یعنی در حقیقت دیو به او می گوید :
با وجود اینکه مادری می کنی اما شأن مادری با دامن آلوده هیچ سنخیتی ندارد . تو از
من دیو تر هستی و سپس از او می خواد که سر این طفلک معصوم و پاک را از دامن
ناپاک خود بردارد .
در ادامه بحث شیطان در ادبیات ، مجدداً به مولانا بر می گردیم . اشعار زیر از دفتر
سوم مثنوی معنوی انتخاب شده که توجه به آن خالی از لطف نیست .
گفت ابلیس لعین دادار را/ دام زفتی خواهم این اِشکار را
(زفت یعنی قوی و اشکار یعنی شکار که مرادش انسان است)
زر و سیم و گله اسپش نمود /که بدین تانی خلایق را ربود
گفت شاباش و ترش آویخت لُنج/ شد تُرُنجیده و ترش همچون تُرُنج
شیطان از خدا تشکر کرد ولی لب و لنجش با ترش رویی آویزان شد و مانند ترشی ترنج
(بالنگ) ترش رو گشت .
پس زر و گوهر ز معدنهای خوش/ کرد آن پسمانده را حق پیشکش
(پس مانده یعنی از درگاه رانده شده که منظور شیطان است)
گیرْ این دام دگر را ای لعین گفت زین افزون ده ای نِعْمَالمُعینْ (نعم المعین = نکو یاور)
چرب و شیرین و شرابات ثمین /دادش و بس جامه ی ابریشمین
(ثمین = گران بها)
گفت یا رب بیش ازین خواهم مدد/ تا ببندمْشان به حَبْلٍ مِنْ مَسَدْ
حَبْلٍ مِنْ مَسَدْ یعنی ریسمانی تابیده شده از لیف خرما . این عبارت اشاره دارد به سوره
“مَسَدْ” در قرآن کریم که با نفرین بر ابولهب (عموی گمراه و کافر پیامبر) آغاز و با
نکوهش همسر وی که از مخالفان سرسخت حضرت بود ، پایان می یابد . این زن در
حالی که هیزم کش (آتش بیار معرکه) است و در گردنش ریسمان از لیف تابیده شده
خرما دارد به همراه شوهرش به آتش دوزخ در می آید .
خمر و چنگ آورد پیش او نهاد/ نیمخنده زد بدان شد نیمشاد
سوی اِضْلال ازل پیغام کرد/ که بر آر از قعر بحر فتنه گَرد
(اضلال = گمراه کردن)
مفهوم ساده شده بیت بالا چنین است :
ابلیس به “صفت گمراه کنندگی ازلی حق” پیامی به این مضمون فرستاد که : “خدایا از
قعر بحر فتنه گرد برآور یعنی خدایا نیرومندترین ابزار فتنه را نشانم بده” . لازم به
توضیح است که طبق آراء صوفیه ، حضرت ذوالجلال و الاکرام در ازل آزال به
اوصاف قدیم متقابله (جمالی و جلالی) موصوف بود . هر چند اسم “مُضِلْ” به معنی
گمراه کننده در شمار اسماء حسنی نیامده اما در قرآن کریم “اضلال” نیز به خداوند نسبت
داده شده . یعنی او هم به صفت گمراه کنندگی موصوف است و هم هدایت “يَهْدِي مَنْ
يَشاءُ وَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ” {خداوند هر که را بخواهد هدایت و یا گمراه می کند} . آن که به
راه هدایت رفته ، مظهر اسم “هادی”و آن کس که راه ضلالت و گمراهی پیموده مظهر
اسم “مُضِلّ” است .
این مسئله چالش برانگیز است و ظاهراً اختیار انسان را زیر علامت سؤال می برد .
اصحاب معرفت و شریعت در این باره نظرات مختلفی ارائه کرده اند که علاقه مندان
می توانند به آن ها مراجعه فرمایند .
چون که خوبی زنان فا او نمود/ که ز عقل و صبر مردان میفزود
(فا او نمود = به او نشان داد)
زمانی که خداوند زیبایی زنان را که از حیطه عقل و صبر مردان فراتر است به ابلیس
نشان داد …
این بیتْ جمله شرط است و جواب شرط در بیت زیر آورده شده :
پس زد انگشتک به رقص اندر فتاد/ که بده زوتر رسیدم در مراد
(زوتر = زودتر)
ابلیس از شدت شادی شروع به بشکن زدن و رقصیدن نمود و گفت : “خداوندا ، این
وسیله سِتُرْگ را زودتر در اختیارم قرار بده که دیگر به مراد خود رسیدم .”
لازم به توضیح است که اغوای شیطان فقط مخصوص مردان نیست بلکه زنان نیز می
توانند در معرض آن قرار گیرند . به طور کلی “زیبایی” آن هم در حد بالاتر از
معیارهای معمولی می تواند باعث لغزش جنس مخالف گردد . شهوت جنسی ابزار و
وسیله بسیار قوی اغوای شیطان است . علاوه بر شهوت جنسی ، شهوت قدرت ، ثروت
و غیره نیز می تواند عامل گمراهی و ضلالت گردد .
چون بدید آن چشمهای پرخمار/ که کند عقل و خرد را بیقرار
وآن صفای عارض آن دلبران/ که بسوزد چون سپند این دل بر آن
رو و خال و ابرو و لب چون عقیق/ گوییا حق تافت از پرده ی رقیق
مولانا در این نماد سازی آن قدر این زیبایی زنانه را بالا برده که گویی جمال بی بدیل
حق از پشت پرده ای نازک در این چهره زیبا تجلی کرده است و رهایی از این دام فوق
العاده قوی را به خصوص برای انسان های متزلزل تقریباً غیر ممکن می بیند .
Recent Comments/نظرات اخیر